معاونت دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

۱۴۰۵/۰۱/۲۶- ۰۸:۰۰

گزارش جامع معادن منطقه مشرقی quot بخش دومquot

چهار ولایت مشرقی افغانستان—ننگرهار، کنر، نورستان و لغمان—دارای ذخایر معدنی قابل‌توجهی هستند که از نظر نوع و ارزش اقتصادی متفاوت‌اند. در ننگرهار، تمرکز اصلی بر تالک است که در کمربند سپین‌غر و نقاطی مانند اچین به ‌صورت عدسی‌های دگرگونی ظاهر شده و ذخایر آن بین 8 تا 15 میلیون تن با عیار 85–92 درصد برآورد می‌شود. نفرایت و زغال‌سنگ نیز موجود است، اما حجم آنها محدود است و عمدتاً نقش اقتصادی کمتری دارند. در کنر، زون پگماتیتی نورستان–کنر شامل رگه‌های روبیدیم، لیتیوم و قلع است که حجم روبیدیم حدود 0.5 تا 1.2 میلیون تن و قلع 20 تا 50 هزار تن فلز برآورد می‌شود. ذخایر نفرایت نیز در کنر کیفیت صادراتی دارند اما استخراج صنعتی عناصر کمیاب هنوز آغاز نشده است. نورستان دارای بیشترین تراکم پگماتیت‌های نوع LCT است که حاوی تانتالیم، نیوبیم و لیتیم هستند؛ ذخایر تانتالیم حدود 10 تا 25 هزار تن Ta₂O₅ و لیتیم بالقوه چند میلیون تن سنگ معدنی است، اما به دلیل دسترسی سخت و نبود زیرساخت، استخراج صنعتی عملاً صورت نمی‌گیرد. لغمان زون انتقالی بین ننگرهار و کنر است که رگه‌های پگماتیتی آن شامل سزیم، روبیدیم و تورمالین است، اما استخراج فعلی محدود و سنتی است و ذخایر عمدتاً بلااستفاده باقی مانده‌اند.

چهار ولایت مشرقی افغانستان—ننگرهار، کنر، نورستان و لغمان—دارای ذخایر معدنی قابل‌توجهی هستند که از نظر نوع و ارزش اقتصادی متفاوت‌اند. در ننگرهار، تمرکز اصلی بر تالک است که در کمربند سپین‌غر و نقاطی مانند اچین به ‌صورت عدسی‌های دگرگونی ظاهر شده و ذخایر آن بین 8 تا 15 میلیون تن با عیار 85–92 درصد برآورد می‌شود. نفرایت و زغال‌سنگ نیز موجود است، اما حجم آنها محدود است و عمدتاً نقش اقتصادی کمتری دارند. در کنر، زون پگماتیتی نورستان–کنر شامل رگه‌های روبیدیم، لیتیوم و قلع است که حجم روبیدیم حدود 0.5 تا 1.2 میلیون تن و قلع 20 تا 50 هزار تن فلز برآورد می‌شود. ذخایر نفرایت نیز در کنر کیفیت صادراتی دارند اما استخراج صنعتی عناصر کمیاب هنوز آغاز نشده است. نورستان دارای بیشترین تراکم پگماتیت‌های نوع LCT است که حاوی تانتالیم، نیوبیم و لیتیم هستند؛ ذخایر تانتالیم حدود 10 تا 25 هزار تن Ta₂O₅ و لیتیم بالقوه چند میلیون تن سنگ معدنی است، اما به دلیل دسترسی سخت و نبود زیرساخت، استخراج صنعتی عملاً صورت نمی‌گیرد. لغمان زون انتقالی بین ننگرهار و کنر است که رگه‌های پگماتیتی آن شامل سزیم، روبیدیم و تورمالین است، اما استخراج فعلی محدود و سنتی است و ذخایر عمدتاً بلااستفاده باقی مانده‌اند.

فعالیت معدنی در این چهار ولایت نابرابر و عمدتاً به مواد قابل‌دسترس و کم‌ریسک متمرکز است. ننگرهار به مرحله نیمه‌صنعتی رسیده و تالک استخراج می‌شود، در حالی که سایر مواد معدنی و ذخایر استراتژیک در کنر، نورستان و لغمان عمدتاً دست‌نخورده باقی مانده‌اند. عوامل زمین‌شناسی، دسترسی جغرافیایی، بازارهای منطقه‌ای و ساختار سیاسی-اقتصادی پس از 2021 باعث شده‌اند استخراج به‌صورت پراکنده، سنتی و محدود باشد.

در پنج تا ده سال آینده، توسعه معدنی این منطقه بستگی به سه عامل اصلی دارد: ثبات سیاسی، دسترسی به سرمایه و تکنولوژی، و اتصال به بازارهای منطقه‌ای. در کوتاه‌مدت، روند فعلی ادامه می‌یابد و تمرکز بر تالک و سنگ‌های قیمتی سطحی خواهد بود. در میان‌مدت، با ایجاد چارچوب حقوقی و حداقل ثبات، اکتشافات نیمه‌سیستماتیک پگماتیت‌ها آغاز می‌شود و پروژه‌های پایلوت برای استخراج عناصر نادر اجرا خواهد شد. در بلندمدت، در صورت ثبات سیاسی و سرمایه‌گذاری خارجی—به‌ویژه از سوی چین—نورستان و کنر به هسته عناصر نادر، لغمان به منبع سزیم و روبیدیم و ننگرهار به‌هاب لجستیکی و فرآوری اولیه تبدیل می‌شوند. در این سناریو، سرمایه‌گذاری می‌تواند میلیارد دلاری باشد و استخراج از حالت سنتی به صنعتی تغییر کند. نقش بین‌المللی بازیگران متفاوت است؛ چین به‌عنوان سرمایه‌گذار اصلی، پاکستان مسیر ترانزیت و بازار و کشورهای غربی نقش پشتیبانی مطالعاتی و حقوقی دارند. مجموعاً این چهار ولایت پتانسیل تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین مراکز تامین عناصر استراتژیک و صنعتی در آسیا را دارند، هرچند در حال حاضر بخش عمده ظرفیت آنها بلااستفاده باقی مانده است.

سیاست های کلی دولت های مستقر در افغانستان در حوزه معادن

سیاست‌های دولت‌های مستقر در افغانستان در حوزه معادن، به‌ویژه در رابطه با مشارکت کشورهای خارجی، در دوره‌های مختلف تفاوت‌هایی داشته، اما در مجموع بر چند اصل مشترک استوار بوده است: جذب سرمایه خارجی، حفظ حاکمیت ملی بر منابع، و تلاش برای ایجاد درآمد پایدار از معادن.

در دوره دولت جمهوری (تا 2021)، سیاست رسمی‌بر پایه ایجاد یک چارچوب قانونی نسبتاً شفاف برای جذب سرمایه‌گذاران خارجی شکل گرفت. قوانین معادن با حمایت نهادهایی مانند World Bank اصلاح شد تا زمینه برای قراردادهای بزرگ فراهم شود. دولت تلاش می‌کرد از طریق مناقصه‌های بین‌المللی، شرکت‌های بزرگ را جذب کند و پروژه‌هایی مانند مس عینک را به شرکت‌هایی نظیر China Metallurgical Group Corporation واگذار کرد. در این دوره، تأکید بر انتقال تکنولوژی، ایجاد اشتغال داخلی و افزایش درآمد دولت از طریق حق امتیاز (royalty) و مالیات بود. با این حال، مشکلاتی مانند فساد اداری، ضعف نظارت و ناامنی باعث شد بسیاری از پروژه‌ها به کندی پیش بروند یا متوقف شوند.

پس از 2021 و تغییر ساختار سیاسی، رویکرد جدیدی شکل گرفت که بیشتر عمل‌گرایانه و مبتنی بر نیاز فوری به درآمد است. در این دوره، سیاست‌ها به سمت تسهیل قراردادها، کاهش بروکراسی و جذب سریع سرمایه‌گذاران—به‌ویژه از کشورهای منطقه—حرکت کرده است. دولت فعلی تمایل دارد قراردادها را سریع‌تر نهایی کند و کمتر به فرآیندهای طولانی مناقصه بین‌المللی وابسته باشد. همچنین تمرکز بیشتری بر استخراج سریع و درآمدزایی کوتاه‌مدت دیده می‌شود، هرچند تلاش‌هایی برای رسمی‌سازی فعالیت‌های غیرقانونی و جلوگیری از قاچاق نیز وجود دارد.

با وجود این تفاوت‌ها، چند ملاحظه کلیدی در تمام دوره‌ها ثابت باقی مانده است. نخست، حفظ کنترل ملی بر منابع معدنی اهمیت بالایی دارد و دولت‌ها معمولاً تمایلی به واگذاری کامل مالکیت معادن ندارند و ترجیح می‌دهند قراردادها به‌صورت امتیازی یا مشارکتی باشد. دوم، ایجاد اشتغال محلی و جلوگیری از نارضایتی اجتماعی در مناطق معدنی یک اولویت است، زیرا بسیاری از این مناطق از نظر امنیتی حساس هستند. سوم، موضوع امنیت پروژه‌ها یک نگرانی جدی است و سرمایه‌گذاران خارجی معمولاً باید خود نیز در تأمین امنیت مشارکت داشته باشند. چهارم، زیرساخت‌های ضعیف (راه، برق، آب) باعث می‌شود دولت‌ها انتظار داشته باشند سرمایه‌گذار در توسعه زیرساخت نیز نقش ایفا کند.

علاوه بر این، ملاحظات سیاسی و ژئوپلیتیکی نیز نقش مهمی دارند. افغانستان معمولاً تلاش کرده میان بازیگران مختلف مانند چین، کشورهای منطقه و در گذشته غرب، توازن ایجاد کند تا وابستگی بیش از حد به یک کشور خاص شکل نگیرد. در عین حال، نزدیکی جغرافیایی و دسترسی به بازار برای کشورهایی مانند ایران و پاکستان یک مزیت محسوب می‌شود.

در مجموع، سیاست معدنی افغانستان ترکیبی از «جذب سرمایه خارجی» و «حفظ کنترل داخلی» است، اما موفقیت این سیاست‌ها همواره به میزان ثبات سیاسی، شفافیت قانونی و توانایی مدیریت منابع بستگی داشته است. برای هر کشوری که قصد ورود به این بخش را دارد، درک این ملاحظات—به‌ویژه امنیت، چارچوب حقوقی و حساسیت‌های محلی—برای موفقیت پروژه‌ها کاملاً حیاتی است.

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است

امتیاز شما