محور اصلی تحلیل سیگتواری این است که آیا ابزارهای اقتصادی، بهویژه قطع درآمدهای نفتی، میتوانند به فروپاشی اقتصادی ایران منجر شوند و این وضعیت چه پیامدی برای اقتصاد جهانی خواهد داشت. در این چارچوب، محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا است که هدف آن قطع درآمدهای نفتی ایران و وادار کردن این کشور به عقبنشینی عنوان میشود، اهمیت کلیدی دارد. اهمیت این سناریو از آنجا ناشی میشود که اقتصاد ایران بهطور قابلتوجهی به صادرات نفت وابسته است. ایران در سال گذشته حدود ۴۵ میلیارد دلار از محل صادرات نفت درآمد داشته که معادل حدود ۱۳ درصد از کل تولید ناخالص داخلی آن است.
اما در سطحی گستردهتر، سیگتواری نشان میدهد که این بحران بهطور مستقیم بر اقتصاد جهانی نیز اثر گذاشته است. بر اساس برآورد صندوق بینالمللی پول، جنگ تاکنون حدود ۱۰ درصد از رشد اقتصادی پیشبینیشده جهان در سال جاری را از بین برده است. بهعبارت دیگر، رشد مورد انتظار اقتصاد جهانی از 3.4 درصد به 3.1 درصد کاهش یافته است. البته این میزان کاهش درصورتی است که جنگ فوراً خاتمه پیدا کند. در صورت ادامه جنگ، وضعیت به مراتب بدتر از این خواهد بود.
وی همچنین تأکید میکند که برخلاف انتظار اولیه برای آرامتر شدن اقتصاد جهانی پس از شوکهای پیشین یعنی پاندمیکرونا و جنگ اوکراین، این جنگ بار دیگر بیثباتی را به مرکز توجه بازگردانده است. نشست بهاری صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی در واشنگتن نیز تحتالشعاع همین بحران قرار گرفته که نشاندهنده اهمیت بالای آن در سطح سیاستگذاری جهانی است.
نخستین نکته، تنوع نسبی در ساختار صادراتی ایران است. برخلاف فرض وابستگی مطلق به نفت، ایران کالاهای دیگری مانند سیمان و محصولات پلاستیکی نیز صادر میکند. حتی در سالهای اخیر، بهدلیل تحریمهای آمریکا، سهم نفت در صادرات ایران تا حدی کاهش یافته است؛ هرچند که این کاهش همراه با افت کلی صادرات بوده است. همچنین به نقش درآمدهای غیرنفتی اشاره میشود که طبق برآوردها حدود ۴.۵ میلیارد دلار در ماه است. این منابع میتوانند، بهویژه در شرایط کاهش سطح زندگی و افت تقاضای وارداتی برای تأمین کالاهای اساسی مانند مواد غذایی و دارو کافی باشند. در نتیجه، بحران تورمی ممکن است به شدت سناریوی ابرتورم نباشد.
در کنار این موارد، باید در نظر داشت که میزان آسیب به زیرساختهای تولیدی ایران هنوز مشخص نیست. حملات به تأسیسات صنعتی ظرفیت تولید داخلی را کاهش می دهد، اما مشخص نیست چه میزان از این ظرفیت همچنان فعال باقی مانده است. این موضوع در ارزیابی نهایی از تابآوری اقتصاد ایران نقش تعیینکننده دارد.
دومین عامل، وجود مسیرهای جایگزین تجاری است. ایران صرفاً از طریق تنگه هرمز تجارت نمیکند، بلکه با کشورهای همسایه خود از جمله عراق و ترکیه مبادلات مستقیم دارد. همچنین دسترسی به بنادر دریای خزر امکان ارتباط با سایر شرکای تجاری را فراهم میکند. در این میان، عراق، ترکیه و چین از مهمترین خریداران کالاهای غیرنفتی ایران محسوب میشوند.
- توانایی دولت در مدیریت بحران
سومین محور، توانایی کوتاهمدت دولت برای مدیریت بحران است. ایران میتواند برای مدتی حدود شش ماه با استفاده از ابزارهایی مانند چاپ پول ریال و بهرهگیری از درآمدهای نفتی حاصل از محمولههای قبلاً صادرشده، کاهش درآمدها را جبران کند. این اقدامات به کشور امکان میدهد در کوتاهمدت از شوک اولیه عبور کند.
عامل مهم دیگر، حمایت احتمالی خارجی است. این احتمال مطرح میشود که کشورهایی مانند روسیه و چین برای جلوگیری از فروپاشی ایران وارد عمل شوند و به تثبیت وضعیت اقتصادی آن کمک کنند.
- پیامدهای جهانی جنگ و شوک در بازار انرژی
سیگتواری، در مقاله دوم خود، به سطحی فراتر از اقتصاد ایران میپردازد و پیامدهای جهانی جنگ، بهویژه در بازار انرژی را مورد توجه قرار می دهد. در این خصوص توجه به دو نکته یا به بیان دیگر توجه به دو عدد اهمیت بسیاری دارد.
- شوک عدم عرضه نفت بازارهای جهانی
عدد نخست، ۱۳ میلیون بشکه در روز است. بهدلیل محاصره تنگه هرمز، این میزان از عرضه نفت از بازار جهانی حذف شده است. این در حالی است که مصرف روزانه جهانی نفت حدود ۱۰۰ میلیون بشکه است. به این ترتیب، حدود ۱۰ درصد از تقاضای جهانی نفت بدون پاسخ باقی میماند که نشاندهنده ابعاد گسترده اختلال در بازار انرژی است. وی تأکید میکند که این کمبود، با وجود تلاشها برای استفاده از مسیرهای جایگزین صادراتی از جمله انتقال نفت از طریق خطوط لوله به دریای سرخ در عربستان همچنان پابرجاست و بهطور کامل جبران نشده است.
- آسیب به تأسیسات انرژی منطقه
اما عدد دوم، مربوط به ۸۰ مورد از تأسیسات انرژی در منطقه خلیج فارس طی جنگ آسیب دیدهاند میشود. این تأسیسات شامل پالایشگاهها، میادین نفت و گاز و بنادر میشوند. بر اساس دادههای ارائهشده، حدود یک سوم این زیرساختها بهشدت آسیب دیدهاند، بهگونهای که تعمیر آنها ماهها زمان خواهد برد. این مسئله نشان میدهد که بحران صرفاً محدود به اختلال در حملونقل نفت نیست، بلکه ظرفیت تولید و فرآوری انرژی نیز بهطور مستقیم آسیب دیده است.
در چنین شرایطی، سیگتواری به ارزیابی سطح قیمت نفت نیز میپردازد که با وجود رسیدن قیمتها به حدود ۱۰۰ دلار برای هر بشکه، این سطح از قیمت، در مقایسه با شدت بحران، هنوز پایین ارزیابی میشود.
نتیجه ضمنی تحلیل وی آن است که بازار هنوز بهطور کامل اثرات کمبود عرضه را در قیمتها منعکس نکرده است و احتمال افزایش بیشتر قیمتها وجود دارد. اما تا همینالان هم، در سطح کلان اقتصادی، این شوک انرژی تأثیر مستقیم بر رشد اقتصادی جهان گذاشته است. چنانچه در بالا گفته شد، تاکنون حدود ۱۰ درصد از رشد مورد انتظار اقتصاد جهانی در سال جاری را کاهش داده است و رشد پیشبینیشده از 3.4 درصد به 3.1 درصد تنزل یافته است. در اینجا باید توجه داشت، این تاثیر مربوط به میانگین کاهش رشد اقتصادی در کل جهان است. مسلما این تاثیر برای برخی بیشتر و برای برخی کشورها کمتر بوده است و برخی حتی برندگان شرایط جدید هستند.
- برندگان و بازندگان وضعیت جدید
در بخش پایانی، سیگتواری به این پرسش میپردازد که پیامدهای این بحران چگونه میان کشورها توزیع میشود و چه بازیگرانی از آن سود یا زیان میبرند. در سطح کلی، وی تأکید میکند که تعداد بازندگان بهمراتب بیشتر از برندگان است. شوک ناشی از افزایش قیمت انرژی و اختلال در عرضه نفت، فشار قابلتوجهی بر اقتصاد جهانی وارد کرده و این وضعیت بهویژه برای کشورهایی که وابستگی بالایی به واردات انرژی دارند، پیامدهای منفی جدی به همراه دارد. در کنار توزیع اثرات جنگ، یک عامل مهم دیگر هم وجود دارد که درمورد آن هیچ قطعیتی وجود ندارد و آن، مدت زمان ادامه جنگ است. سیگتواری با استناد به هشدار صندوق بینالمللی پول استدلال میکند که یک جنگ طولانی، بهطور جدی خطر رکود جهانی را در پی دارد. این مسئله نشان میدهد که پیامدهای کنونی ممکن است تنها بخشی از اثرات بالقوه بحران باشند.
در وضعیت کنونی، اروپا در موقعیتی آسیبپذیر قرار دارد. افزایش قیمت انرژی بهمعنای بالا رفتن هزینههای تولید و زندگی است که میتواند به تضعیف رشد اقتصادی و کاهش سطح رفاه منجر شود. از این منظر، جنگ بهطور غیرمستقیم به فقیرتر شدن اروپا میانجامد.
در مقابل، برخی کشورها از این وضعیت منتفع میشوند. در رأس آنها، صادرکنندگان انرژی قرار دارند که از افزایش قیمت نفت سود میبرند. روسیه بهعنوان یکی از این برندگان اصلی مطرح میشود، چرا که میتواند از قیمتهای بالاتر انرژی بهرهمند شود و درآمدهای بیشتری کسب کند.
منابع
https://www.derstandard.at/story/3000000316491/wie-wahrscheinlich-ist-ein-wirtschaftlicher-kollaps-im-iran-durch-eine-seeblockade?ref=rss
https://www.derstandard.at/story/3000000316490/wie-trumps-krieg-gegen-den-iran-russland-reicher-und-europa-aermer-macht