نقش دولت مودی در بازآرایی جغرافیای صنعتی هند؛ صعود گجرات و رقابت اقتصادی با ماهاراشترا
طی یک دهه گذشته و بهویژه پس از تثبیت قدرت حزب بهاراتیا جاناتا (BJP) در سطح مرکزی و دولت های ایالتی، جغرافیای صنعتی و اقتصاد سیاسی هندوستان شاهد یک دگردیسی ساختاری و عمیق بوده است. غرب هند که موتور محرک اقتصاد این کشور محسوب میشود، همواره صحنه نقشآفرینی ایالت ماهاراشترا به عنوان پایتخت بیرقیب تجاری و مالی بوده است. با این وجود، تحولات سالهای اخیر نشاندهنده یک شیفت استراتژیک و هدایتشده از سوی دهلینو است؛ روندی که طی آن ایالت گجرات(زادگاه و خاستگاه سیاسی رهبران ارشد دولت مرکزی) با سرعتی بیسابقه در حال جذب مگاپروژههای توسعهای، صنایع راهبردی و سرمایهگذاریهای کلان خارجی و داخلی است.
تاریخچه، زیرساختها و جایگاه توسعهای گجرات در قیاس با ماهاراشترابرای درک بهتر ابعاد این تغییر مسیر اقتصادی، ارزیابی پیشینه و مزیتهای ساختاری دو ایالت ضروری است.موقعیت تاریخی و اقتصادی ماهاراشترا: ماهاراشترا به مرکزیت کلانشهر بمبئی، از زمان استقلال هند همواره قلب تپنده اقتصاد این کشور بوده است. استقرار بانک مرکزی (RBI)، بورس اوراق بهادار بمبئی (BSE)، دفاتر مرکزی بزرگترین هلدینگهای تجاری هند و همچنین زیرساختهای عظیم خدمات نرمافزاری و فناوری اطلاعات در شهرهایی نظیر پونا، این ایالت را به مقصد اول سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) تبدیل کرده است. ماهاراشترا به تنهایی حدود ۳۱ درصد از کل سرمایهگذاریهای خارجی هند را به خود اختصاص داده و با تولید ناخالص داخلی تخمینی ۵۱ لک کرور روپیه (حدود 533 میلیارد دلار)، پیشتاز بلامنازع اقتصاد ایالتی است.
مزیتهای سنتی و گذار ساختاری گجرات: در مقابل، گجرات به لحاظ تاریخی قطب تجارت دریایی، نساجی، تراش الماس و صنایع شیمیایی-پالایشی هند بوده است. با این حال، نقطه عطف توسعه گجرات به دوران سروزیری آقای نارندرا مودی (پیش از تصدی پست نخستوزیری) بازمیگردد. در این دوره، با ابتکاراتی نظیر اجلاس «گجراتِ پویا» (Vibrant Gujarat)، پایههای یک زیرساخت صنعتی منسجم بنا نهاده شد. برخلاف ماهاراشترا که درگیر دیوانسالاری پیچیده و مشکلات استملاک اراضی بود، گجرات از طریق شرکت توسعه صنعتی خود (GIDC) توانست با آمادهسازی سریع زمینهای صنعتی، تضمین تأمین پایدار برق و گاز، و توسعه بنادر عمیق، فضایی جذاب برای صنایع سنگین ایجاد کند.
امروزه، رقابت این دو ایالت دیگر بر سر صنایع سنتی نیست، بلکه بر سر فناوریهای نسل آینده (تولید ریزتراشهها، صنایع دفاعی، هوش مصنوعی و انرژیهای سبز) است که گجرات با شتابی فزاینده در حال پیشی گرفتن در این حوزههاست.
نقش دولت مرکزی در جهتدهی به سرمایهگذاریها و تقویت جایگاه گجرات
یکی از مهمترین عوامل در بررسی روند شتابگیری توسعه صنعتی گجرات، مجموعه سیاستهای دولت مرکزی هند در زمینه حمایت از صنایع راهبردی، تولید پیشرفته و توسعه زنجیرههای ارزش داخلی است. هرچند نمیتوان تمامی سرمایهگذاریهای انجامشده در گجرات را صرفاً ناشی از ملاحظات سیاسی یا تصمیم مستقیم دولت مرکزی دانست، اما شواهد موجود نشان میدهد که سیاستهای فدرال، مشوقهای مالی و انتخاب پروژههای راهبردی در کنار مزیتهای ساختاری گجرات، به شکل قابل توجهی به تقویت موقعیت این ایالت کمک کرده است.
الف) مهندسی مشوقها و یارانههای فدرال
یکی از مهمترین ابزارهای دولت مرکزی برای هدایت سرمایهگذاری به بخشهای دارای اولویت، استفاده از برنامههای تشویقی تولیدمحور (PLI) و طرحهای اختصاصی برای صنایع فناوریمحور است. در حوزه نیمهرساناها، دولت هند در چارچوب «برنامه توسعه اکوسیستم نیمهرسانا و نمایشگر» و «مأموریت نیمهرسانای هند»، برای ایجاد کارخانههای تولید تراشه تا سقف ۵۰ درصد هزینه پروژه حمایت مالی در نظر گرفته است. این حمایت ها در کنار مشوقهای ایالتی، دسترسی به زمین، زیرساخت آب و برق و سایر تسهیلات، نقش مهمی در افزایش جذابیت گجرات برای سرمایهگذاریهای بسیار بزرگ داشته است.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار میشود که به ترکیب پروژههای نیمهرسانایی مصوب هند توجه شود. بر اساس اطلاعات دولت مرکزی، پروژه کارخانه نیمهرسانای شرکت «تاتا الکترونیکس» در دولرا با سرمایهگذاری حدود ۹۱٬۵۲۶ کرور روپیه، پروژه «میکرون» در ساناند با سرمایهگذاری ۲۲٬۵۱۶ کرور روپیه (حدوداً معادل 2 میلیارد و سیصد و پنجاه و یک میلیون دلار) و چند پروژه دیگر در حوزه بستهبندی و آزمایش تراشه در گجرات مستقر شدهاند. بدین ترتیب، گجرات در حال شکلدهی به یک خوشه نسبتاً کامل نیمهرسانا شامل تولید، بستهبندی، آزمایش و صنایع پشتیبان است.
در این میان، باید توجه داشت که مزیت گجرات صرفاً ناشی از یارانه مرکزی نیست. سیاستهای دولت ایالتی، آمادهسازی زمین صنعتی، دسترسی به انرژی و آب، نزدیکی به بنادر و ایجاد زیرساختهای اختصاصی در دولرا و ساناند، در کنار حمایت مالی مرکز، مجموعهای از مشوقهای تجمیعی ایجاد کرده است که رقابت با آن برای بسیاری از ایالات دشوار است.
ب) انتقال و جابهجایی پروژههای بزرگ و پیامدهای سیاسی آن
یکی از مهمترین موضوعات مناقشهبرانگیز میان گجرات و ماهاراشترا، جابهجایی برخی پروژههای بزرگ صنعتی به گجرات است. نمونه برجسته آن، پروژه مشترک «ودانتا-فاکسکان» در حوزه نیمهرساناهاست که در سال ۲۰۲۲ با ارزش اعلامی ۱.۵۴ لک کرور روپیه (حدوداً16 میلیارد دلار) در گجرات معرفی شد. دولت مرکزی در پاسخ به انتقادهای ماهاراشترا اعلام کرد که در مرحله نهایی، شرکتها گجرات را بهعنوان محل پروژه انتخاب کردهاند و عواملی مانند زمین، آب، برق، زیرساخت و حمایتهای ایالتی در تصمیمگیری مؤثر بوده است. در عین حال، دولت گجرات مشوقهایی از جمله یارانه سرمایهای و تخفیف تعرفه برق برای پروژه ارائه کرده بود.9
از این منظر، انتقال پروژه ودانتا-فاکسکان را باید نه صرفاً بهعنوان «انتقال سیاسی سرمایه» بلکه بهعنوان نمونهای از رقابت شدید ایالات برای جذب صنایع راهبردی ارزیابی کرد؛ رقابتی که در آن گجرات توانسته است از ترکیب حمایتهای مرکزی و ایالتی و آمادهسازی زیرساختی بهره مؤثری ببرد.
نمونه دیگر، استقرار خط مونتاژ نهایی هواپیماهای نظامی C-295 شرکت تاتا و ایرباس در وادودارا است. ارزش این پروژه حدود ۲۲ هزار کرور روپیه (حدود 3/2 میلیارد دلار) اعلام شده و در ماهاراشترا این نگرانی شکل گرفت که پروژه مذکور پیشتر برای ناگپور مطرح بوده است. در مقابل، مقامات دولت ماهاراشترا و دولت مرکزی درباره علل انتخاب وادودارا روایتهای متفاوتی ارائه کردهاند. بنابراین، در یک گزارش کارشناسی بهتر است این موضوع بهعنوان یکی از موارد مورد مناقشه در رقابت صنعتی ماهاراشترا و گجرات مطرح شود، نه بهعنوان انتقالی که علت سیاسی آن بهطور قطعی اثبات شده باشد.1
ج) نقش سیاسی و نمادین نخستوزیر در معرفی گجرات
نارندرا مودی، که پیش از تصدی نخستوزیری، برای حدود ۱۳ سال وزیر اول گجرات بود، همچنان ارتباط سیاسی و نمادین ویژهای با این ایالت دارد. حضور مستمر وی در مراسم افتتاح، کلنگزنی و معرفی پروژههای بزرگ در گجرات، از کارخانه نیمهرسانای تاتا در دولرا گرفته تا پروژههای فناوری و زیرساختی، موجب شده است گجرات در تبلیغات اقتصادی دولت مرکزی جایگاه برجستهای پیدا کند.
در همین زمینه، اظهارات برخی رهبران مخالف دولت، از جمله ادعای شاراد پاوار مبنی بر اینکه نخستوزیر مودی از راتان تاتا خواسته است پروژه هواپیماسازی C-295 در گجرات اجرا شود، به یکی از محورهای مناقشه سیاسی ماهاراشترا تبدیل شده است. با این حال، این ادعا از سوی دِویندرا فادناویس سروزیر ماهاراشترا رد شده است. ازاینرو، این موضوع بیشتر باید بهعنوان نشانهای از سیاسی شدن رقابت بر سر مکانیابی پروژههای بزرگ مورد توجه قرار گیرد.
د) تمرکز بر زیرساختهای حملونقل و لجستیک
عامل مهم دیگر، توسعه گسترده زیرساختهای حملونقل گجرات است. این ایالت به دلیل برخورداری از بنادر مهمی مانند موندرا، کاندلا/دِندایال و دسترسی مناسب به شبکه ریلی و جادهای، از مزیت قابل توجهی برای صنایع صادراتمحور برخوردار است. سرمایهگذاری دولت مرکزی در راهآهن، کریدورهای حملونقل و پروژه قطار سریعالسیر احمدآباد-بمبئی نیز این مزیت را تقویت کرده است.
برای نمونه، در بودجه راهآهن سال ۲۰۲۵، حدود ۱۷٬۱۵۵ کرور روپیه برای پروژههای ریلی گجرات اختصاص یافت و پروژههای متعدد نوسازی ایستگاهها و توسعه خطوط ریلی در این ایالت در حال اجراست. چنین سرمایهگذاریهایی، در کنار توسعه بنادر و مناطق صنعتی، هزینه لجستیک و زمان انتقال کالا را کاهش داده و گجرات را برای صنایع سنگین، انرژی، خودرو، مواد شیمیایی و تولید صادراتمحور جذابتر میکند.
ماهاراشترا؛ چالش حفظ جایگاه صنعتی در برابر رشد گجرات
در مقابل رشد سریع گجرات، ماهاراشترا همچنان قدرتمندترین اقتصاد ایالتی هند از نظر ترکیب خدمات مالی، صنایع، فناوری، بنگاههای بزرگ و تجارت بینالمللی محسوب میشود. بمبئی همچنان مرکز اصلی مالی کشور است و حضور بانک مرکزی هند، بورس بمبئی، شرکتهای بزرگ، مؤسسات مالی، شرکتهای خدماتی و شبکه گسترده شرکتهای چندملیتی، مزیتی است که در کوتاهمدت قابل انتقال به گجرات نیست.
با این حال، چالش اصلی ماهاراشترا در سالهای اخیر، حفظ نقش خود در تولید صنعتی نسل جدید و جذب پروژههای عظیم سرمایهبر بوده است. انتقال یا استقرار برخی پروژههای بزرگ در گجرات، از جمله پروژههای نیمهرسانا و هوافضا، موجب تشدید نگرانیها در محافل سیاسی و اقتصادی ماهاراشترا شده است.
در همین زمینه، وضعیت بنگاههای کوچک و متوسط نیز حائز اهمیت است. در ژوئیه ۲۰۲۶، وزیر صنایع ماهاراشترا، اودای سامانت، در مجلس ایالتی اعلام کرد گزارش مربوط به تعطیلی بیش از ۱۲ هزار واحد MSME در چهار سال گذشته «تا حدودی درست» است. وی تعداد دقیق تعطیلیها را تأیید نکرد، اما اذعان کرد بخشی از واحدهای صنعتی کوچک و متوسط طی این دوره تعطیل شدهاند. از عوامل مؤثر نیز به پیامدهای اقتصادی پساکرونا، افزایش هزینه نهادهها، قیمت انرژی و سوخت، اختلالات زنجیره تأمین و حتی پیامدهای ژئوپلیتیکی ناشی از درگیریهای غرب آسیا اشاره شد.
اهمیت این موضوع برای آینده صنعتی ماهاراشترا بسیار زیاد است؛ زیرا MSMEها بخش مهمی از زنجیره تأمین صنایع بزرگ، اشتغال صنعتی و صادرات این ایالت را تشکیل میدهند. بنابراین، رقابت ماهاراشترا با گجرات صرفاً بر سر جذب چند مگاپروژه نیست، بلکه به توانایی هر دو ایالت در حفظ و توسعه اکوسیستم گسترده بنگاههای کوچک و متوسط نیز مربوط میشود.
دولت ماهاراشترا در واکنش به این وضعیت، در چارچوب سیاست صنعتی، سرمایهگذاری و خدمات ۲۰۲۵، برنامههایی برای احیای واحدهای بیمار یا تعطیلشده در نظر گرفته است. از جمله این اقدامات، حمایتهای مالی، مشوقهای سرمایهگذاری و ایجاد سازوکارهای حمایتی برای احیای واحدهای صنعتی عنوان شده است. با این حال، موفقیت این سیاستها به توانایی ایالت در کاهش هزینه انرژی، بهبود دسترسی به سرمایه، تسریع فرآیندهای اداری و ایجاد زیرساخت صنعتی رقابتی بستگی خواهد داشت.
واکنش سیاسی و اجتماعی در ماهاراشترا
رقابت اقتصادی میان دو ایالت به تدریج به موضوعی سیاسی تبدیل شده است. احزاب مخالف در ماهاراشترا، بهویژه جریانهای وابسته به شیوسنا و کنگره و جناح شاراد پاوار، انتقال پروژههای بزرگ به گجرات را نشانه ضعف دولتهای ایالتی در دفاع از منافع ماهاراشترا معرفی کردهاند. در مقابل، دولتهای وابسته به BJP این ادعا را رد کرده و استدلال میکنند که سرمایهگذاران بر اساس عواملی مانند زمین، زیرساخت، هزینه تولید، دسترسی به بازار و مشوقهای ایالتی تصمیم میگیرند.
در نتیجه، موضوع «از دست رفتن سرمایهگذاری» از یک بحث صرفاً اقتصادی فراتر رفته و به بخشی از گفتمان هویت اقتصادی ماهاراشترا تبدیل شده است. این مسئله بهویژه در بمبئی و مناطق صنعتی اطراف آن اهمیت دارد؛ زیرا حفظ جایگاه تاریخی ماهاراشترا بهعنوان موتور صنعتی هند برای دولت ایالتی، احزاب سیاسی و جامعه کسبوکار از اهمیت بالایی برخوردار است.
با این حال، باید توجه داشت که برخلاف برداشتهای سیاسی، نمیتوان تمامیکاهش یا انتقال سرمایهگذاریها را به سیاست دولت مرکزی نسبت داد. اختلاف در مشوقها، سرعت تخصیص زمین، هزینه انرژی، دسترسی به آب، کیفیت زیرساخت، شرایط نیروی کار و نزدیکی به بنادر، همگی در انتخاب محل پروژهها مؤثر هستند. بنابراین، رقابت گجرات و ماهاراشترا را باید ترکیبی از رقابت طبیعی اقتصادی و مزیتهای ناشی از سیاستگذاری دولتی ارزیابی کرد.
نقش شرکتهای بزرگ در تثبیت جایگاه گجرات
شرکتهای بزرگ هندی نیز در شکلگیری این روند نقش اساسی دارند. گروه تاتا، ریلاینس و آدانی، هر سه حضور گستردهای در گجرات دارند و سرمایهگذاریهای آنها به ایجاد اکوسیستمهای صنعتی جدید کمک کرده است.
در مورد تاتا، پروژه کارخانه نیمهرسانا در دولرا با سرمایهگذاری حدود ۹۱ هزار کرور روپیه، یکی از مهمترین نمونههاست. این پروژه قرار است بیش از ۲۰ هزار فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کند و در حوزههای خودرو، رایانش، ارتباطات و هوش مصنوعی به بازارهای داخلی و جهانی خدمات ارائه دهد.
گروه ریلاینس نیز با استقرار مجتمع پالایشگاهی و پتروشیمی عظیم جامنگر و توسعه فعالیتهای مرتبط با انرژیهای تجدیدپذیر، باتری و هیدروژن، به عمق صنعتی گجرات افزوده است. گروه آدانی نیز از طریق توسعه بندر موندرا و پروژههای بزرگ انرژی تجدیدپذیر در منطقه خاودا، نقش مهمی در ایجاد زیرساختهای انرژی و لجستیکی ایفا میکند.
مجموع این تحولات موجب شکلگیری یک اثر تجمعی و خوشهای شده است؛ به این معنا که حضور یک شرکت بزرگ، شرکتهای تأمینکننده، پیمانکاران، شرکتهای خدماتی، مراکز آموزشی و نیروی متخصص را نیز به منطقه جذب میکند. در نتیجه، مزیت گجرات صرفاً به یک پروژه منفرد محدود نخواهد ماند و در صورت موفقیت پروژههای اصلی، میتواند به ایجاد زنجیرههای صنعتی مکمل منجر شود.
چشمانداز آینده و تغییر احتمالی مرکز ثقل صنعتی غرب هند
در صورت تداوم سیاستهای فعلی، گجرات احتمالاً در سالهای آینده جایگاه خود را بهعنوان یکی از مهمترین مراکز تولید پیشرفته هند تثبیت خواهد کرد. تمرکز پروژههای نیمهرسانا در دولرا و ساناند، صنایع هوافضا و دفاعی در وادودارا، انرژی و پتروشیمی در جامنگر، و زیرساختهای بندری و لجستیکی در موندرا، مجموعهای متنوع و مکمل ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، رقابت میان گجرات و ماهاراشترا احتمالاً از رقابت سنتی بر سر صنایع خودرو، شیمیایی، نساجی و خدمات فراتر رفته و به حوزههایی مانند نیمهرساناها، هوش مصنوعی، مراکز داده، انرژیهای پاک، خودروهای برقی، هوافضا و صنایع دفاعی منتقل خواهد شد.
با این حال، پیشبینی انتقال کامل مرکز ثقل اقتصادی از ماهاراشترا به گجرات با واقعیتهای اقتصادی هند سازگار نیست. بمبئی همچنان جایگاه ممتاز خود را بهعنوان مرکز مالی و تجاری هند حفظ خواهد کرد و پونا نیز در فناوری، خودرو، مهندسی و خدمات تخصصی مزیتهای قابل توجهی دارد. بنابراین، سناریوی محتملتر، شکلگیری یک دو قطبی اقتصادی جدید در غرب هند است؛ بهگونهای که ماهاراشترا در حوزه مالی، خدمات، فناوری، تجارت و صنایع متنوع باقی بماند و گجرات بهتدریج سهم بیشتری از صنایع سرمایهبر، تولید پیشرفته، انرژی و صادرات صنعتی را به خود اختصاص دهد.
از منظر راهبرد اقتصادی، در صورت تکمیل موفقیتآمیز پروژههای دولرا، ساناند، وادودارا و توسعه بنادر گجرات، ممکن است یک کریدور صنعتی جدید در محور احمدآباد–ساناند–دولرا–وادودارا–موندرا شکل گیرد که در تعامل با کریدور دهلی–بمبئی، نقش مهمی در زنجیره تأمین جهانی هند ایفا خواهد کرد. این تحول میتواند موقعیت غرب هند را در تجارت بینالمللی تقویت کرده و در عین حال رقابت میان ایالات منطقه را تشدید کند.
https://dpiit.gov.in
https://pib.gov.in
https://gidc.gujarat.gov.in
https://industry.maharashtra.gov.in
https://www.thehindu.com/news/cities/mumbai/modi-asked-ratan-tata-to-shift-aircraft-complex-from-maharashtra-to-gujarat-sharad-pawar/article68812188.ece
https://www.thehindu.com/news/national/other-states/big-projects-diverted-from-maharashtra-to-gujarat-right-under-nose-of-shinde-fadnavis-pawar/article66100658.ece
https://www.hindustantimes.com
https://indianexpress.com
https://sansad.in/getFile/annex/258/AU2012.pdf?source=pqars&utm_source
https://indianexpress.com/article/political-pulse/nitin-gadkari-pitched-nagpur-three-weeks-before-tata-airbus-went-to-gujarat-8235860/