معاونت دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

۱۴۰۵/۰۶/۲۸- ۰۸:۰۰

آینده صنعت در کشورهای نوردیک

سرمایه‌گذاری‌های تازه در فولاد سبز، هوش مصنوعی و مراکز داده نشان می‌دهد شمال اروپا وارد دوره جدیدی از نوسازی صنعتی شده است، اما موفقیت این روند هنوز قطعی نیست. تجربه نورث‌ولت آشکار کرد که سرمایه فراوان، حمایت سیاسی و تقاضای بازار، بدون تمرکز مدیریتی، توان اجرایی و ذخیره مالی کافی، نمی‌تواند موفقیت پروژه‌های بزرگ را تضمین کند. هوش مصنوعی بهره‌وری صنایع را بالا می‌برد، ولی بدون توسعه بازار و ایجاد فعالیت‌های تازه ممکن است به کاهش اشتغال منجر شود. برای همکاری، فناوری‌های صنعتی کاربردی و شرکت‌های کوچک و متوسط مسیر عملی‌تری از پروژه‌های زیرساختی بزرگ و حساس هستند.

در جریان برنامه‌های «هفته فناوری نوردیک» که در روزهای 7 تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶ در استکهلم برگزار شد، نشستی با عنوان «آینده صنعت در کشورهای نوردیک» به بررسی ظرفیت‌های صنعتی منطقه، کاربرد هوش مصنوعی در تولید و موانع شکل‌گیری شرکت‌های بزرگ صنعتی اختصاص یافت. 

پیتر کارلسون، بنیان‌گذار سابق شرکت باتری‌سازی نورث‌ولت و هم‌بنیان‌گذار شرکت آریس ماشینا[1]؛ پیا ساندویک، مدیرعامل اتحادیه صنایع فناوری سوئد؛ و یون نیکلسون، مدیر منطقه‌ای شرکت فرانسوی میسترال ای‌آی[2]، اعضای این نشست بودند.

در ابتدای نشست، پیشینه صنعتی کشورهای نوردیک مورد توجه قرار گرفت. صنعت فولاد، بهره‌برداری از منابع معدنی و جنگلی، تولید خمیر کاغذ، مخابرات، خودروسازی و توسعه نیروی برق‌آبی از جمله پایه‌هایی عنوان شد که موقعیت کنونی منطقه را شکل داده‌اند. به گفته برگزارکنندگان، طی سال‌های اخیر بیش از هزار میلیارد کرون در پروژه‌های صنعتی شمال سوئد و فنلاند سرمایه‌گذاری شده است. احداث کارخانه فولاد سبز استگرا[3] در شهر بودن، برنامه چندصد میلیارد کرونی شرکت معدنی LKAB برای تولید آهن بدون سوخت فسیلی و سرمایه‌گذاری جدید در زیرساخت‌های هوش مصنوعی از مصادیق این روند معرفی شد.

یکی از مهم‌ترین نمونه‌های مورد بحث، سرمایه‌گذاری ۱.۲ میلیارد یورویی شرکت فرانسوی  میسترال ای‌آی برای ایجاد مرکز داده ویژه هوش مصنوعی در شهر بورلنگه بود. این پروژه با همکاری شرکت سوئدی مرکز داده اکو[4] اجرا می‌شود و نخستین سرمایه‌گذاری زیرساختی میسترال در خارج از فرانسه به شمار می‌رود. مرکز مذکور قرار است از سال ۲۰۲۷ در خدمت آموزش و اجرای نسل‌های بعدی مدل‌های هوش مصنوعی این شرکت قرار گیرد.

یون نیکلسون سه عامل را در انتخاب سوئد برای این سرمایه‌گذاری تعیین‌کننده دانست: فراهم‌بودن ظرفیت لازم برای احداث زیرساخت در بازه زمانی کوتاه، دسترسی به شبکه برق باثبات و نسبتاً کم‌کربن و وجود شرکای صنعتی توانمند. آب‌وهوای سرد سوئد نیز هزینه خنک‌سازی مراکز داده را کاهش می‌دهد. وی همکاری با مرکز داده اکو را بخش مهمی از تصمیم میسترال توصیف کرد و گفت زیرساخت جدید علاوه بر تأمین نیازهای پردازشی این شرکت، می‌تواند زمینه همکاری با صنایع بزرگ سوئدی را فراهم کند.

با وجود این سرمایه‌گذاری‌ها، کمبود نیروی انسانی متخصص همچنان از اصلی‌ترین موانع توسعه صنعت سوئد است. پیا ساندویک گفت حدود ۸۵ درصد شرکت‌های عضو اتحادیه صنایع فناوری در یافتن مهارت‌ها و تخصص‌های مورد نیاز خود با مشکل مواجه‌اند. این کمبود تنها به مهندسان و متخصصان نرم‌افزار محدود نیست و تکنسین‌ها، اپراتورها و نیروهای فنی خطوط تولید را نیز دربرمی‌گیرد. از نظر وی، تحول صنعتی زمانی موفق خواهد بود که تمام زنجیره، از پژوهش و طراحی تا تولید و نگهداری تجهیزات، به‌صورت هماهنگ توسعه یابد.

ساندویک نظام آموزشی سوئد را در مجموع برخوردار از ظرفیت مناسب دانست، اما اذعان کرد که عرضه نیرو در برخی رشته‌ها و موقعیت‌های تخصصی با سرعت افزایش تقاضا هماهنگ نیست. وی به فعالیت «هیئت علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات» دولت سوئد اشاره کرد که خود ریاست آن را بر عهده دارد و هدف آن افزایش هماهنگی میان نظام آموزشی و نیازهای آینده بازار کار است. در عین حال، وی تأکید کرد که رفع این کمبود صرفاً از طریق افزایش تعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی ممکن نیست و آموزش‌های حرفه‌ای، بازآموزی کارکنان و ارتقای مهارت نیروهای موجود نیز باید تقویت شود.

پیتر کارلسون، تجربه و استقلال عمل نیروی کار را یکی از مزیت‌های مهم کشورهای نوردیک دانست. به گفته وی، کارکنان خطوط تولید در سوئد معمولاً قادرند بدون انتظار برای دریافت دستور از سطوح بالاتر، درباره مسائل عملیاتی تصمیم بگیرند و شرکت‌های سوئدی نیز در پذیرش فناوری‌های جدید پیشرو هستند. با این حال، وی هشدار داد که این مزیت‌ها نباید موجب رضایت از وضع موجود شود. رقبای چینی ساعات بیشتری کار می‌کنند، با محدودیت‌های مقرراتی کمتری روبه‌رو هستند و در بسیاری از موارد کارخانه‌هایی جدیدتر و متناسب‌تر با فناوری‌های روز در اختیار دارند. بر این اساس، ادامه روش‌های گذشته برای حفظ توان رقابتی صنایع نوردیک کافی نخواهد بود.

در بخش دیگری از نشست، کاربرد هوش مصنوعی در محیط‌های صنعتی بررسی شد. کارلسون گفت نظام‌های تولیدی فعلی عمدتاً بر توان شناختی اپراتورها و مهندسان فرایند استوارند؛ درحالی‌که یک کارخانه جدید ممکن است هم‌زمان ده‌ها هزار سیگنال و داده عملیاتی تولید کند. یک اپراتور در عمل تنها قادر است دو یا سه متغیر اصلی را به‌طور هم‌زمان دنبال کند. هوش مصنوعی می‌تواند با ایجاد «اپراتورهای مجازی»، بخش بزرگی از داده‌ها را تحلیل و برای تشخیص نقص، پیش‌بینی توقف تجهیزات، بهینه‌سازی جریان تولید و تسریع تصمیم‌گیری به کارکنان کمک کند.

شرکت آریس ماشینا که کارلسون پس از تجربه نورث‌ولت در تأسیس آن مشارکت کرده، در حال طراحی نوعی سامانه عامل‌محور برای مدیریت کارخانه‌های مدرن است. هدف این شرکت، یکپارچه‌کردن داده‌های پراکنده تجهیزات و خطوط تولید و استفاده از هوش مصنوعی برای بهبود مستمر عملیات است. کارلسون تأکید کرد که اجرای چنین سامانه‌ای ساده نیست؛ زیرا هر کارخانه از تجهیزات، فرایندها و معماری داده متفاوتی برخوردار است. پیش از به‌کارگیری هوش مصنوعی باید داده‌ها ساختارمند و تجمیع شوند و زیرساختی قابل‌اعتماد برای ارتباط میان مدل‌های هوش مصنوعی، تجهیزات و نیروی انسانی ایجاد شود.

نیکلسون نیز گفت رویکرد میسترال در همکاری با صنایع، فاصله‌گرفتن از مدل‌های عمومی و حرکت به سوی مدل‌هایی است که با داده‌ها و فرایندهای اختصاصی هر شرکت سازگار شده‌اند. چنین مدل‌هایی می‌توانند تولید، تعمیرات، کنترل کیفیت و تحویل محصول را با نیازهای واقعی هر بنگاه هماهنگ کنند. به اعتقاد وی، دشوارترین بخش استفاده صنعتی از هوش مصنوعی صرفاً توسعه مدل نیست، بلکه تغییر فرایندهای کاری، اتصال فناوری به سامانه‌های موجود و مدیریت پیامدهای سازمانی آن است.

تأثیر هوش مصنوعی بر اشتغال، از دیگر محورهای نشست بود. ساندویک معتقد بود گسترش هوش مصنوعی لزوماً الگوی روابط کار در سوئد را تضعیف نخواهد کرد. همکاری سازمان‌های کارفرمایی و اتحادیه‌های کارگری، نظام مذاکرات جمعی و پایین‌بودن میزان اعتصاب می‌تواند مدیریت این تحول را تسهیل کند. با این حال، وی پذیرفت که ترکیب مشاغل تغییر خواهد کرد، برخی سمت‌ها کاهش می‌یابد و نیاز به مهارت‌های جدید افزایش پیدا می‌کند؛ مهارت‌هایی که ماهیت دقیق بخشی از آن‌ها هنوز روشن نیست.

کارلسون ارزیابی محتاطانه‌تری ارائه داد. وی گفت افزایش بهره‌وری ممکن است موجب شود کاری که امروز به ده نفر نیاز دارد، در آینده با دو نفر انجام شود. اگر شرکت‌های نوردیک نتوانند سهم بیشتری از بازار جهانی به دست آورند یا صنایع جدیدی ایجاد کنند، کاهش نیروی انسانی در بخش صنعت اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. نیکلسون نیز تغییر گسترده مشاغل را محتمل دانست، اما گفت بخشی از ظرفیت انسانی آزادشده می‌تواند به وظایف پیچیده‌تر و دارای ارزش افزوده بیشتر منتقل شود. وی پیش‌بینی کرد تخصص‌هایی مانند اجرای سامانه‌های هوش مصنوعی، مدیریت تحول، بازطراحی فرایندها و مشاوره فنی در سال‌های آینده با تقاضای زیادی مواجه شوند.

آخرین بخش نشست به مشکل توسعه شرکت‌های صنعتی در مقیاس بزرگ اختصاص داشت. کارلسون با اشاره به تجربه نورث‌ولت گفت استقبال بالای مشتریان موجب شد این شرکت به‌طور هم‌زمان توسعه چهار محصول را بپذیرد؛ تصمیمی‌که در نگاه امروز اشتباه بوده است. به گفته وی، شرکت باید در مرحله نخست تنها روی یک یا دو محصول متمرکز می‌شد و پس از تثبیت تولید، دامنه فعالیت خود را گسترش می‌داد. همچنین افزایش ظرفیت تولید بین ۱۸ تا ۲۴ ماه بیشتر از برآورد اولیه زمان برد و شرکت ذخیره زمانی و مالی کافی برای تحمل این تأخیر در اختیار نداشت. این دو عامل، یعنی پراکندگی زودهنگام منابع و فقدان حاشیه اطمینان کافی، از مهم‌ترین درس‌های شکست نورث‌ولت عنوان شد.

بحث‌های مطرح‌شده در این نشست تصویری نسبتاً روشن از وضعیت فعلی صنعت در کشورهای نوردیک ارائه کرد. سوئد همچنان از مزیت‌هایی مانند نیروی کار ماهر، دانشگاه‌های معتبر، صنایع باسابقه و دسترسی به برق باثبات و کم‌کربن برخوردار است. سرمایه‌گذاری میسترال در بورلنگه نیز نشان می‌دهد این کشور برای استقرار زیرساخت‌های هوش مصنوعی در اروپا گزینه‌ای جدی است. با این حال، تعبیر «دوران طلایی جدید» قدری خوش‌بینانه به نظر می‌رسد. کمبود نیروی متخصص، هزینه بالای تولید، فرایندهای کند تصمیم‌گیری و فاصله روزافزون با سرعت توسعه صنعتی در چین، موانعی نیستند که صرفاً با چند سرمایه‌گذاری بزرگ برطرف شوند.

تجربه نورث‌ولت شاید مهم‌ترین بخش این نشست بود. این شرکت از حمایت سیاسی، سرمایه قابل‌توجه و مشتریان بزرگ برخوردار بود، اما هم‌زمان چند پروژه را آغاز کرد و برای تأخیر در افزایش تولید نیز حاشیه مالی کافی در نظر نگرفت. این تجربه نشان داد که مشکل صنعت اروپا فقط کمبود سرمایه نیست؛ ضعف در اجرا، پراکندگی منابع و برآوردهای بیش از حد خوش‌بینانه نیز می‌تواند یک پروژه بزرگ را از مسیر خارج کند.

هوش مصنوعی می‌تواند بخشی از عقب‌ماندگی بهره‌وری را جبران کند، اما اثر آن بر اشتغال هنوز روشن نیست. اگر شرکت‌های نوردیک نتوانند بازارهای تازه‌ای به دست آورند یا صنایع جدید ایجاد کنند، افزایش بهره‌وری احتمالاً به کاهش بخشی از مشاغل صنعتی منجر خواهد شد. نظام همکاری میان کارفرمایان و اتحادیه‌های کارگری در سوئد می‌تواند مدیریت این تغییر را آسان‌تر کند، ولی مانع وقوع آن نخواهد شد.

«هفته فناوری نوردیک» برخلاف عنوان آن، یک نمایشگاه تجاری متمرکز یا همایش واحد نیست، بلکه مجموعه‌ای از رویدادهای مستقل است که طی چند روز در نقاط مختلف استکهلم برگزار می‌شود. در دوره سال ۲۰۲۶، بیش از ۳۰۰ نشست، کارگاه، برنامه معرفی شرکت‌های نوپا، هکاتون و گردهمایی سرمایه‌گذاران زیر پوشش این عنوان برگزار شد و مجموع مخاطبان آن حدود ۲۵ هزار نفر اعلام گردید. بخش عمومی و شاخص این برنامه با عنوان «Tech Open»  در استکهلم برپا شد.

 [1] Aris Machina

[2] Mistral AI

[3] Stegra

[4] EcoDataCenter

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است

امتیاز شما