الجزایر در حال ترسیم مجدد نقشه معادن و فولاد شمال آفریقا است: سرمایهگذاریهای خارجی و راهآهن غار جبیلات، محرک تحول صنعتی هستند
۳.۵ میلیارد تن سنگ آهن در غار جبیلات، یک خط معدنکاری ۹۵۰ کیلومتری و ظرفیت تولید فولاد ملی نزدیک به ۷ میلیون تن در سال؛ یک پایگاه صنعتی یکپارچه که الجزایر شروع به استفاده از آن برای گذار از صادرات منابع و واردات نهادهها به استخراج مواد معدنی و فرآوری آنها در داخل کشور کرده است، به موازات آن، بخش معدن به طور بیسابقهای به روی سرمایهگذاری خارجی گشوده شده و تا ۸۰ درصد سرمایه پروژهها را تشکیل میدهد.
گزارش جدید «مرکز تحلیل امنیت آفریقا»، الجزایر را در برههای حیاتی از تغییر شکل مدل صنعتی خود قرار میدهد. این گزارش استدلال میکند که گسترش همزمان معدن، آهن و فولاد و زیرساختها، دیگر مجموعهای از پروژههای جداگانه نیست، بلکه هسته اصلی یک سیستم تولیدی با هدف کاهش وابستگی به هیدروکربنها، جایگزینی واردات با تولید داخلی و افزایش صادرات صنعتی است.
در این گزارش، چنین تحولی را به سه محرک اصلی مرتبط میکند: آغاز عملیات در پروژه غار جبیلات، با پشتیبانی یک خط آهن بزرگ؛ گسترش ظرفیتهای تولیدکنندگان صنعتی، به ویژه توسیالی الجزایر و شرکت فولاد الجزایری ـ قطری؛ و تمرکز این کشور بر فسفات، روی، سرب، مواد معدنی حیاتی و آهن با انتشار کم.
با این حال، مهمترین تحول نه تنها در اندازه ذخایر، بلکه در تغییر از رویکرد استخراج مواد خام به ایجاد یک زنجیره ارزش افزوده است که از معدن آغاز میشود، از طریق فرآوری، حمل و نقل و تبدیل، به محصولات فولادی، کودها، کالاهای نیمهتمام و محصولات نهایی که برای بازار داخلی و صادرات در نظر گرفته شدهاند، ختم میشود.
نمایشگاه «فلز، فولاد و معدن الجزایر» که از 30 مارس تا 1 آوریل 2026 در الجزیره برگزار شد، نشانهای مستقیم از افزایش علاقه بینالمللی به این بازار بود. به گفته برگزارکنندگان، چهارمین دوره این نمایشگاه بیش از 250 غرفهدار و نزدیک به 5.000 متخصص را به خود جذب کرد که افزایش قابل توجهی نسبت به تقریباً 100 غرفهدار در سال 2023 و افزایش به حدود 190 غرفهدار در سال 2024 را نشان میدهد.
شرکتهای خارجی تقریباً 60 درصد از شرکتکنندگان را تشکیل میدادند و شرکتهایی از حدود 15 کشور از جمله چین، ترکیه، ایتالیا و هند در آن حضور داشتند. این نشان میدهد که این نمایشگاه فراتر از عملکرد بازاریابی سنتی خود، به بستری برای جذب تأمینکنندگان تجهیزات، فناوری، خدمات مهندسی و تأمین مالی تبدیل شده و آنها را با پروژههای انجام شده توسط شرکتهای دولتی و خصوصی در الجزایر مرتبط میکند.
این افزایش، ثمرات تحولی را که به رهبری رئیس جمهور عبدالمجید تبون در سیاست سرمایهگذاری انجام شده است، نشان میدهد. دولت از رویکرد بسته و بوروکراتیک به پروژهها تغییر رویه داد و چارچوبی مبتنی بر رویههای ساده، قوانین پایدار، تأسیس آژانس ترویج سرمایهگذاری الجزایر و اتخاذ یک پنجره واحد و پلتفرم دیجیتال ایجاد کرد. این امر با تضمینهای گستردهتر برای انتقال سرمایه و سود مطابق با قوانین مربوطه همراه بود.
در بخش معدن، قانون شماره ۲۵-۱۲ مورخ ۳ آگوست ۲۰۲۵، تحول عمیقتری را ایجاد کرد. این قانون الزام مالکیت اکثریت الجزایری در سرمایه شرکتهای دارای مجوز معدن را لغو کرد و به سرمایهگذاران خارجی اجازه داد تا 80 درصد از سرمایه را در اختیار داشته باشند، مشروط بر اینکه یک شرکت معدنی دولتی ملی حداقل 20 درصد سهام را در اختیار داشته باشد.
بنابراین، الجزایر فراتر از جذب صرف سرمایهگذار رفت؛ چارچوب قانونی خود را برای همسو شدن با ماهیت پروژههای معدنی که نیاز به سرمایه قابل توجه، فناوری تخصصی و دورههای بازگشت سرمایه بلندمدت دارند، بازسازی کرد. مجوزهای معدن اکنون تا ۳۰ سال اعتبار دارند و برای دورههای متوالی ۲۰ ساله قابل تمدید هستند و افق روشنتری را برای تأمین مالی پروژههای بزرگ فراهم میکنند.
در مقابل، دولت با الزام تأسیس شرکتی تابع قانون الجزایر و حفظ مشارکت عمومی در پروژههای معدنی، علاوه بر منوط کردن عملیات به تعهدات زیستمحیطی، فنی و مالی، حاکمیت و نظارت خود را حفظ کرده است. این فرمول پیچیدگی رویکرد جدید را نشان میدهد، زیرا بدون حذف کامل تصمیمگیری در مورد معادن از حوزه ملی، دروازه را به روی سرمایه و فناوری خارجی باز میکند.
گزارشی که توسط اداره تجارت بینالملل ایالات متحده در مارس 2026 منتشر شد، تأیید کرد که این اصلاحات فرصتها را برای شرکتهای خارجی در معادن و سنگهای معدنی گسترش داده و امکان توسعه مشارکتهای انعطافپذیرتر را فراهم کرده است. شرکتهای حقوقی بینالمللی نیز افزایش محدودیت مالکیت خارجی به 80 درصد را در مقایسه با محدودیت قبلی 49 درصد، یک تغییر اساسی دانستند.
در قلب این مجتمع صنعتی، غار جبیلات، بزرگترین دارایی استراتژیک آن، قرار دارد. این معدن که در استان/ولایت تندوف واقع شده است، ذخایر تخمینی تقریباً ۳.۵ میلیارد تن سنگ آهن را در خود جای داده است که بخش قابل توجهی از آن از نظر تجاری قابل استفاده است و آن را در میان بزرگترین ذخایر بکر جهان قرار میدهد.
در ۱ فوریه ۲۰۲۶، رئیس جمهور تبون خط راه آهن غربی را که غار جبیلات، تندوف و بشار را به مسافت تقریباً ۹۵۰ کیلومتر متصل به هم میکند، افتتاح کرد. این امر مهمترین مانع لجستیکی برای بهرهبرداری از معدن را برای دههها تکمیل کرد. تأخیر این پروژه به دلیل کمبود خود سنگ معدن نبود، بلکه به دلیل عدم وجود وسیلهای اقتصادی برای انتقال میلیونها تن از طریق صحرا به مراکز فرآوری و تبدیل بود.
این خط از طریق مشارکت الجزایر و چین، شامل شرکتهای ملی و شرکت چینی CRCC، ساخته شد. این اقدام عظیم، ظرفیت دولت را برای بسیج منابع مهندسی و مالی و اجرای پروژههای زیرساختی پیچیده در یک محیط بیابانی چالش برانگیز نشان داد.
این خط، حمل و نقل سنگ معدن به بشار را تسهیل میکند و آن را به شبکه ملی و در نهایت به مراکز صنعتی و بنادر شمالی متصل میکند. همچنین برای حمل و نقل کالا و مسافر طراحی شده است و با ظرفیت ۳۲.۵ تن، امکان بهرهبرداری از قطارهای باری سنگین و حمل حجم زیادی از مواد معدنی را فراهم میکند.
اهمیت این پروژه فراتر از حمل و نقل سنگ آهن است، زیرا یک کریدور اقتصادی جدید در جنوب غربی ایجاد کرده است که میتواند به فعالیتهای معدنی، صنعتی، خدماتی و لجستیکی خدمت کند و مناطق وسیعی را برای سرمایهگذاری باز کند و انزوای جوامع در طول مسیر را کاهش دهد.
تکمیل آن همچنین نشاندهنده اجرای مستقیم رویکرد رئیس جمهور تبون به پروژههای استراتژیک است که مبتنی بر اتصال منابع طبیعی از ابتدا به شبکه حمل و نقل، تأسیسات فرآوری و بازارها است. یک معدن بدون کریدور لجستیکی، همچنان یک ذخیره زمینشناسی منجمد است، در حالی که راهآهن، غار جبیلات را به یک دارایی اقتصادی تبدیل میکند که قادر به تأمین مواد اولیه برای صنعت ملی است.
هدف فاز اول، افزایش فرآوری سنگ آهن به تقریباً ۴ میلیون تن در سال است، قبل از اینکه به تدریج به سطوح بالاتر گسترش یابد. گزارش «تحلیل امنیت آفریقا» هدفی تقریباً ۱۲ میلیون تن در سال تا سال ۲۰۳۰ و ۵۰ میلیون تن در بلندمدت را تعیین میکند. با این حال، دستیابی به این سطوح به گسترش ظرفیت فرآوری، بهرهبرداری از قطار با ظرفیت کامل و تکمیل واحدهای صنعتی مرتبط بستگی دارد.
این گزارش، پتانسیل پروژه را برای جایگزینی سالانه تا ۲ میلیارد دلار واردات سنگ آهن پس از دستیابی به سطوح تولید و تبدیل هدفگذاری شده تخمین میزند. این رقم نشاندهنده درآمد فعلی نیست، بلکه تخمینی از پتانسیل جایگزینی واردات پس از عملیاتی شدن کل پروژه است.
سنگ معدن غار جبیلات همچنین با یک چالش فنی مربوط به محتوای بالای فسفر آن روبرو است که در برخی ارزیابیها حدود 0.8 درصد تخمین زده میشود. این ویژگی، فرآوری و حذف فسفر را قبل از استفاده مؤثر از سنگ معدن در فولادسازی ضروری میکند. بنابراین، جذب فناوری تخصصی و انتقال دانش، شرایط حیاتی برای تبدیل این ذخیره عظیم به یک ماده اولیه رقابتی هستند.
با این حال، الجزایر این مانع را دلیلی برای توقف پروژه ندانست، بلکه آن را یک مسئله فنی دانست که باید از طریق مشارکت، تحقیق و توسعه حل شود. این امر ارزش واقعی سرمایهگذاری خارجی را برجسته میکند، که نباید صرفاً با ورود سرمایه سنجیده شود، بلکه باید با کیفیت فناوری که به ارمغان میآورد، میزان ادغام محلی و توانایی آن در آموزش مهندسان و تکنسینهای الجزایری نیز سنجیده شود.
پروژه غار جبیلات، مکمل گسترش سریع صنعت آهن و فولاد است که توسط گروههایی هدایت میشود که حضور فزایندهای در بازارهای بینالمللی ایجاد کردهاند. مجتمع توسیالی الجزایر در بتیوا، استان/ولایت وهران/اوران، با ظرفیت فعلی تقریباً 6 میلیون تن در سال، در خط مقدم این گسترش قرار دارد و هدف آن افزایش آن به 8 میلیون تن است.
گروه توسیالی ترکیه سرمایهگذاریهای تجمعی قابل توجهی را به الجزایر تزریق کرده است و آخرین دادهها نشان دهنده یک برنامه توسعه تقریباً 2.5 میلیارد دلاری است. این برنامه شامل اضافه کردن خطوط تولید جدید، افزایش ظرفیت به میزان سه میلیون تن و توسعه تولید فولاد تخت برای صنایع خودرو، لوازم خانگی و خطوط لوله نفت و گاز است.
طبق اعلام میدریکس، ارائهدهنده فناوری، در طول سال ۲۰۲۵، دومین واحد احیای مستقیم در مجتمع بطیوه تقریباً ۲.۴۳ میلیون تن آهن احیای مستقیم (DRI) تولید کرد که رکورد جهانی تولید توسط یک واحد در سال اول خود را به ثبت رساند. این عملکرد، الجزایر را به عنوان پیشرو در صنعت DRI مبتنی بر گاز طبیعی قرار میدهد.
شرکت توسیالی الجزایر همچنین قصد دارد علاوه بر ورود به بازار فولاد خودرو، ظرفیت تولید خود را به تقریباً ۸ میلیون تن افزایش دهد و صادرات خود را به بیش از ۵۰ کشور گسترش دهد. انتظار میرود حدود 700.000 تن از ظرفیت ۱.۶ میلیون تنی فولاد تخت آن به محصولاتی با مشخصات مربوط به بخش خودرو اختصاص یابد.
این تأثیر محدود به صادرات نیست؛ تولید محلی فولاد تخت امکان کاهش واردات را که قبلاً در ساخت لوازم خانگی، سازههای فولادی، لولهها و قطعات خودرو استفاده میشد، فراهم میکند. در نتیجه، این مجتمع از جایگزینی فولاد ساختمانی به تأمین نهاده برای صنایع پاییندستی با ارزش افزوده بالاتر تغییر جهت میدهد.
شهرک صنعتی بطیوه در حال حاضر در یک منطقه صنعتی به مساحت تقریبی ۵ میلیون متر مربع فعالیت میکند و شامل ۱۷ مرکز یکپارچه است که هدف آن رسیدن به ۲۱ واحد است. همچنین قصد دارد تا سال ۲۰۲۷ تعداد مشاغل مستقیم را به 8.000 و مشاغل غیرمستقیم را به بیش از 15.000 افزایش دهد که نشان دهنده تأثیر فزاینده سرمایهگذاری خارجی بر بازار کار، خدمات و مدیریت صنعتی است.
به موازات آن، شرکت فولاد الجزایری ـ قطری در بلاره، استان/ولایت جیجل، ظرفیت تولید نزدیک به دو میلیون تن در سال را دارد و با موفقیت حضور صادراتی بیش از ۳۰۰ میلیون دلار در سال را با برنامههایی برای افزایش ظرفیت و تنوعبخشی به محصولات ایجاد کرده است.
ساختار ظرفیت مورد استفاده در گزارش تحلیل امنیتی آفریقا نشان میدهد که توسیالی تقریباً 57 درصد از ظرفیت فولاد ملی را تشکیل میدهد، در حالی که بلاره 29 درصد و مجتمع فولاد الحجر 14 درصد، در مجموع ظرفیتی نزدیک به 7.000.000 تن در سال را داراست. البته این درصدها تخمینی هستند زیرا تحت تأثیر سطوح عملیاتی واقعی، زمان توقف فنی و همپوشانی در اندازهگیریهای فولاد مایع و محصولات نهایی قرار دارند.
با این وجود، روند کلی واضح است: الجزایر، که قبلاً بخش بزرگی از نیازهای خود را برای فولاد ساختمانی و محصولات نیمه تمام وارد میکرد، اکنون پایگاهی دارد که قادر به تأمین بازار داخلی و صادرات آهن اسفنجی (DRI)، کلاف، میله و محصولات تخت است.
این کشور همچنین آمادهسازی برای مرحله بعدی، که شامل کاهش ردپای کربن در تولید فولاد است، را آغاز کرده است. در ژوئن ۲۰۲۵، سوناتراک، شرکت آمریکایی Hecate Energy Global Renewables و شرکت توسیالی الجزایر تفاهمنامهای را برای انجام مطالعات مشترک در مورد یک پروژه یکپارچه برای تولید هیدروژن سبز از منابع انرژی تجدیدپذیر و عرضه آن به صنعت فولاد امضا کردند.
امضای این تفاهمنامه به این معنی نیست که تولید تجاری فولاد سبز از قبل آغاز شده است؛ این پروژه هنوز به مطالعات فنی، اقتصادی و زیستمحیطی، در دسترس بودن برق تجدیدپذیر و تعیین هزینه هیدروژن بستگی دارد. با این حال، اهمیت این مرحله در آمادهسازی زودهنگام صنعت الجزایر برای تحولاتی است که بازارهای اروپایی و مکانیسم محدود کردن کربن در مرزها تحمیل خواهند کرد.
الجزایر از یک مزیت اولیه برخوردار است زیرا در حال حاضر به فناوری کاهش مستقیم متکی است که میتواند به تدریج از گاز طبیعی به هیدروژن تبدیل شود. اگر این امر با هزینه رقابتی محقق شود، این کشور میتواند به یکی از اولین تولیدکنندگان فولاد کم انتشار در آفریقا و مدیترانه تبدیل شود و از نزدیکی خود به اروپا برای دسترسی به بازارهایی که به دنبال مواد صنعتی با کربن کمتر هستند، استفاده کند.
چشمانداز جدید به فولاد ختم نمیشود. پروژه فسفات یکپارچه در بلاد الحدبه، استان/ولایت تبسه، با هدف ایجاد یک زنجیره ارزش کامل، از استخراج و فرآوری شروع میشود و به تولید و صادرات کودهای فسفاته گسترش مییابد، نه فقط فروش مواد خام. اهداف اعلام شده حول تولید سالانه 6 میلیون تن فسفات فرآوری شده و تقریباً 4 میلیون تن کود پس از تکمیل کل مجموعه میچرخد.
معدن روی و سرب در وادی امیزور، استان/ولایت بجایه، یکی دیگر از پروژههای محوری است که ذخایر آن تقریباً 34 میلیون تن تخمین زده میشود و ظرفیت تولید هدف آن تقریباً 170.000 تن روی و 30.000 تن سرب در سال است.
استراتژی اکتشاف همچنین شامل لیتیوم و سایر مواد معدنی در مناطق الهقار و انقزام میشود. با این حال، این پروژهها هنوز در مراحل ارزیابی و اکتشاف هستند و هنوز نمیتوان آنها را ذخایر تجاری اثبات شده یا پروژههای تولید عملیاتی در نظر گرفت. ارزش آنها پس از اتمام مطالعات زمینشناسی، آزمایشهای امکانسنجی، ارزیابی کیفیت سنگ معدن و هزینههای استخراج تعیین خواهد شد.
این پروژهها در مجموع نشان میدهند که الجزایر نه تنها قصد دارد منابع معدنی خود را متنوع کند، بلکه قصد دارد یک سیستم یکپارچه شامل آهن و فولاد، فسفات، کود، روی و مواد معدنی مرتبط با گذار انرژی ایجاد کند. این پایه و اساس، امکان کاهش واردات صنعتی، افزایش صادرات غیر هیدروکربنی و تأمین نهادههای تولید محلی برای ساخت و ساز، کشاورزی، خودرو، لوازم خانگی و انرژی را فراهم میکند.
سرمایهگذاری خارجی در این سیستم، سه کارکرد مکمل را انجام میدهد: بسیج سرمایه، ارائه فناوری و گشودن بازارهای خارجی. شریک چینی در تکمیل کریدور معدن مشارکت داشت، در حالی که سرمایهگذاریهای ترکیه یک کارخانه فولاد عظیم در اوران/وهران ساخت و مشارکت الجزایر ـ قطر مجتمع بلاره را توسعه داد. در همین حال، توافقات ایالات متحده دریچهای به سوی هیدروژن و آهن کمآلاینده میگشاید.
با این حال، موفقیت این مدل با ارزش حفظ شده در اقتصاد ملی، از جمله نرخ ادغام، پیمانکاری فرعی محلی، مشاغل دائمی، انتقال فناوری، توسعه مهارتها و سهم شرکتهای الجزایری در پروژهها و خدمات، و نه صرفاً با میزان سرمایهگذاری اعلام شده، سنجیده خواهد شد.
چالشهایی نیز در مورد فرآوری سنگ معدن غار جبیلات، تأمین مالی صنایع پاییندستی، تأمین آب و انرژی، کنترل هزینههای لجستیک و محافظت از تولید محلی در برابر رقابت ناعادلانه، به ویژه در محصولات فولادی تخت، باقی مانده است.
با این حال، الجزایر با مزیتی وارد این مرحله میشود که سالها پیش در دسترس نبود: قانونی شفافتر، آژانس سرمایهگذاری یکپارچه، زیرساخت حمل و نقل معدنی که به بهرهبرداری رسیده است، کارخانههای فولادی که در دهها بازار رقابت میکنند و ذخایر عظیمی که دیگر از بنادر و مراکز فرآوری جدا نیستند.
بنابراین، قدرت تحولی جدید نه تنها در راه اندازی یک معدن یا افتتاح یک خط راه آهن، بلکه در پیوند منابع، زیرساخت ها، سرمایه گذاری خارجی، تولید و صادرات در یک معادله واحد نهفته است. معدن جبیله مواد اولیه را فراهم میکند، راه آهن آن را جابجا میکند، کارخانهها آن را فرآوری میکنند و بنادر آن را صادر میکنند، در حالی که اصلاحات قانونی چارچوب لازم را برای تزریق سرمایه و فناوری در اختیار سرمایه گذاران قرار می دهد.
این چرخه به تدریج الجزایر را از اقتصادی که منابع طبیعی خود را می فروشد، به اقتصادی که در داخل مرزهای خود ارزش ایجاد میکند، سوق می دهد. اگر این سرعت توسعه را حفظ کند، با موفقیت به محدودیت های فنی رسیدگی کند و ادغام محلی را تعمیق بخشد، نه تنها یک تولیدکننده دیگر آهن و فولاد خواهد بود، بلکه یک قطب صنعتی بالقوه خواهد بود که معادن آفریقا را به بازارهای مدیترانه و اروپا متصل میکند و تعادل صنایع سنگین را در شمال آفریقا تغییر می دهد.
عبد الجبار.ب ـ 7 سپتامبر 2026 (16 شهریورماه 1405) ـ پورتال خبری الجزایر
https://tinyurl.com/yc5vbwcr