معاونت دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

رد پیشنهادات انجمن‌های حمل و نقل بالکان غربی توسط اتحادیه اروپا

اتحادیه اروپا تمامی‌پیشنهادهای انجمن‌های حمل‌ونقل کشورهای بالکان غربی (از جمله صربستان) را برای اصلاح قانون محدودیت اقامت رانندگان حرفه‌ای در حوزه شینگن رد کرد. بر اساس سیستم جدید کنترل الکترونیکی (EES)، رانندگان مجازند تنها ۹۰ روز در یک دوره ۱۸۰ روزه در اتحادیه اروپا حضور داشته باشند، که این امر عملاً باعث نصف شدن زمان کاری آن‌ها شده است. با توجه به بازداشت و دیپورت تعدادی از رانندگان در دوره آزمایشی و بی‌نتیجه ماندن مذاکرات، انجمن‌های صنفی صربستان، بوسنی، مقدونیه شمالی و مونته‌نگرو اعلام کرده‌اند که به زودی اعتراضات سراسری و انسداد مرزهای تجاری را از سر خواهند گرفت. این بن‌بست نشان‌دهنده تضاد میان #171سیاست‌های سخت‌گیرانه امنیتی اتحادیه اروپا#187 و #171نیازهای عملیاتی اقتصاد بالکان#187 است. از منظر اقتصادی، اصرار بروکسل بر اجرای دقیق سیستم EES بدون در نظر گرفتن ویزای خاص برای رانندگان، منجر به بحران کمبود نیروی کار، افزایش هزینه‌های لجستیک و اختلال در زنجیره تأمین کالاهای اروپایی در منطقه می‌شود، اما بروکسل با اولویت دادن به #171امنیت فراگیر مرزهای شینگن#187 بر بازدهی زنجیره تامین#187 آگاهانه ریسک تورم لجستیکی و اختلال در تولید کارخانجات اروپایی را پذیرفته است. از طرفی، این رفتار اتحادیه اروپا نوعی عدم انعطاف در قبال شرکای استراتژیک خارج از اتحادیه نیز تلقی می‌شود که می‌تواند باعث افزایش فشارهای اجتماعی بر دولت‌های منطقه بالکان شده و آن‌ها را به سمت اتخاذ اقدامات تقابلی یا جستجوی مسیرهای تجاری جایگزین سوق دهد، امری که در نهایت همگرایی اقتصادی منطقه با اروپا را دشوارتر می‌سازد.

دستور شهباز شریف برای نهایی کردن توافق‌نامه‌های سوآپ ارزی

دفتر نخست‌وزیر پاکستان دستورهای تازه ای برای نهایی شدن موافقت نامه‌های سوآپ ارزی با ایران اتحادیه اروپا، روسیه و کشورهای آسه‌آن صادر کرده است. هدف پاکستان از دنبال کردن موافقت نامه‌های سواپ ارزی کاهش وابستگی به دلار و ایجاد امکان تسویه تجارت با ارزهای ملی است. هم‌زمان دولت به دنبال بازپرداخت بدهی‌های خارجی سنگین، کاهش نرخ بهره، تقویت روپیه، حذف محدودیت‌های ارزی مطابق تعهدات به صندوق بین‌المللی پول و استفاده از سازوکارهای منطقه‌ای برای تسویه تجارت می‌باشد. استفاده از سازوکار اتحادیه پایاپای آسیایی به عنوان جایگزینی برای سوئیفت می‌تواند به ویژه برای تجارت با ایران کارساز باشد.

از شوک درگیری منطقه ای تا امید آتش‌بس؛ تأثیر بحران بر اقتصاد و انرژی بنگلادش

جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه کشورمان در خاورمیانه، بنگلادش را به‌ عنوان کشوری وابسته به واردات انرژی در معرض یک شوک چندلایه اقتصادی و اجتماعی قرار داد. اختلال در عرضه سوخت، افزایش شدید قیمت‌های جهانی و فشار بر زنجیره تأمین، به ‌سرعت زندگی روزمره مردم و عملکرد صنایع کلیدی را تحت تأثیر قرار داده است.اعلام آتش‌ بس روزنه‌ای از امید برای کاهش فشارها ایجاد کرده است. اگرچه این تحول وابسته به پایداری شرایط سیاسی منطقه است، اما تا حدی نگرانی‌ها درباره تداوم اختلال در بازار انرژی و تجارت جهانی را کاهش داده و به بازارهای داخلی بنگلادش نیز سیگنال آرامش نسبی داده است. واضح است بازگشت به شرایط عادی مستلزم گذشت زمان و تداوم آتش بس می‌باشد. در مجموع، این بحران نشان داد که چگونه یک درگیری منطقه‌ای می‌تواند به‌ سرعت به مسئله‌ای حیاتی برای اقتصاد و معیشت در کشوری مانند بنگلادش تبدیل شود.

استعدادهای معدنی 4 ولایت مشرقی افغانستانquot ظرفیت،استخراج، توسعهquot با نگاه چین،پاکستان و کشورهای غربی بخش نخست

نقشه مفهومی GIS[1] معادن چهار ولایت ننگرهار، کنر، نورستان و لغمان را می‌توان به‌صورت یک توصیف متنی-تحلیلی مبتنی بر لایه‌های زمین‌شناسی، موقعیت‌های مکانی (مختصات تقریبی)، نوع کانسار[2] و برآورد ذخایر بازسازی کرد. در این بازسازی، هر ولایت به‌مثابه یک «زون معدنی» با زیرزون‌های مشخص تعریف می‌شود که بر پایه داده‌های وزارت معادن افغانستان، گزارش‌های [3][4]USGS، بانک جهانی و مطالعات منطقه‌ای افغانستان–پاکستان تنظیم شده است. در ولایت ننگرهار[5]، تمرکز اصلی ذخایر در کمربند کوهستانی سپین‌غر (Spin Ghar Belt)[6] قرار دارد که در یک راستای جنوب‌غربی–شمال‌شرقی امتداد یافته است. در این کمربند، کانسارهای تالک و مگنزیت به‌صورت عدسی‌های دگرگونی در سنگ‌های اولترامافیک[7] ظاهر شده‌اند. نقاطی مانند اچین[8]( Achin) به ‌عنوان هسته اصلی استخراج تالک شناخته می‌شوند. تحلیل داده‌های اکتشافی نشان می‌دهد که ضخامت لایه‌های تالک[9] بین 5 تا 25 متر و امتداد آنها تا چند کیلومتر است. بر اساس مدل‌سازی حجمی (Volumetric Estimation) و مقایسه با معادن مشابه در خیبرپختونخوا پاکستان[10]، ذخایر تالک ننگرهار بین 8 تا 15 میلیون تن با عیار متوسط 85–92 درصد Mg₃Si₄O₁₀(OH)₂ برآورد می‌شود. در همین زون، ذخایر نفرایت [11](یشم) به‌صورت رگه‌ای در شکستگی‌های سنگ‌های دگرگونی در عمق کم (کمتر از 50 متر) قرار دارند که حجم آنها محدود اما ارزش اقتصادی بالاست (در حد چند صد هزار تن). زغال‌سنگ در حاشیه شمالی سپین‌غر به‌صورت لایه‌های نازک (کمتر از 1.5 متر) دیده می‌شود که ذخایر آن کمتر از 5 میلیون تن و عمدتاً غیرصنعتی ارزیابی می‌شود.

گزارش جامع معادن منطقه مشرقی quot بخش دومquot

چهار ولایت مشرقی افغانستان—ننگرهار، کنر، نورستان و لغمان—دارای ذخایر معدنی قابل‌توجهی هستند که از نظر نوع و ارزش اقتصادی متفاوت‌اند. در ننگرهار، تمرکز اصلی بر تالک است که در کمربند سپین‌غر و نقاطی مانند اچین به ‌صورت عدسی‌های دگرگونی ظاهر شده و ذخایر آن بین 8 تا 15 میلیون تن با عیار 85–92 درصد برآورد می‌شود. نفرایت و زغال‌سنگ نیز موجود است، اما حجم آنها محدود است و عمدتاً نقش اقتصادی کمتری دارند. در کنر، زون پگماتیتی نورستان–کنر شامل رگه‌های روبیدیم، لیتیوم و قلع است که حجم روبیدیم حدود 0.5 تا 1.2 میلیون تن و قلع 20 تا 50 هزار تن فلز برآورد می‌شود. ذخایر نفرایت نیز در کنر کیفیت صادراتی دارند اما استخراج صنعتی عناصر کمیاب هنوز آغاز نشده است. نورستان دارای بیشترین تراکم پگماتیت‌های نوع LCT است که حاوی تانتالیم، نیوبیم و لیتیم هستند؛ ذخایر تانتالیم حدود 10 تا 25 هزار تن Ta₂O₅ و لیتیم بالقوه چند میلیون تن سنگ معدنی است، اما به دلیل دسترسی سخت و نبود زیرساخت، استخراج صنعتی عملاً صورت نمی‌گیرد. لغمان زون انتقالی بین ننگرهار و کنر است که رگه‌های پگماتیتی آن شامل سزیم، روبیدیم و تورمالین است، اما استخراج فعلی محدود و سنتی است و ذخایر عمدتاً بلااستفاده باقی مانده‌اند.

پیامد‌های جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران برای اقتصاد اکوادور

روزنامه مهم و پرتیراژ ال اونیورسو مقاله ای تحت عنوان #171پیامد‌های جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران برای اقتصاد اکوادور#187 از والتر اسپوریر (Walter Spurrier) اقتصاد‌دان اکوادوری، منتشر نموده که طی آن تحلیلی از وقایع سه هفته اول این جنگ و حواشی آن با رویکرد پیامدهای آن وقایع برای کشور اکوادور، ارائه می نماید.

اثر هرمز: جنگ غرب آسیا، انرژی و اعتبار را در اروپای مرکزی گران‌تر خواهد کرد

درگیری بین ایالات متحده، اسرائیل و ایران در درجه اول یک چالش اقتصادی برای اروپای مرکزی ایجاد می‌کند. قیمت انرژی بر تورم تأثیر می‌گذارد، تورم انتظارات بانک مرکزی را تغییر می‌دهد و متعاقباً سیاست پولی، وام‌ها را گران‌تر می‌کند. تأمین مالی گران‌تر، سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی را کند می‌کند. نتیجه، زنجیره‌ای پیچیده از تأثیرات اقتصادی است که هزاران کیلومتر دورتر در منطقه خلیج فارس آغاز می‌شود، اما با این وجود واقعیت اقتصادی روزمره کشورهای اروپایی را شکل می‌دهد. بحران فعلی همچنین ضعف ساختاری دیرینه اقتصاد اروپا را برجسته می‌کند. وابستگی زیاد به واردات سوخت فسیلی از مناطق ژئوپلیتیکی ناپایدار، آسیب‌پذیری دائمی ایجاد می‌کند.

پیامدهای اقتصادی جنگ آمریکایی_صهیونیستی برای جمهوری چک

در نتیجه جنگ آمریکایی-صهیونیستی به غرب آسیا، قیمت بنزین و گازوئیل در پمپ بنزین‌های چک همچنان در حال افزایش است از پایان فوریه، زمانی که جنگ آغاز شد، قیمت گازوئیل به طور متوسط ​​نه کرون افزایش یافته است. اکنون این نوع سوخت با قیمتی کمی‌بیش از ۴۲ کرون (حدود 2 دلار) برای هر لیتر فروخته می‌شود.

صادرات دو میلیون بشکه نفت بیشتر توسط اکوادور طی دو ماه

افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی که در پی تهاجم نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران و بسته‌شدن تنگه هرمز بروز نموده، اکوادور را در موقعیتی قرار داده که می‌تواند نفت خام بیشتری صادر کند.

اثرات جنگ امریکا و رژیم صهیونیستی در غرب آسیا بر مجارستان

بازار سوخت مجارستان تحت فشارهای شدیدی قرار گرفته است. اپراتورهای ایستگاه‌های سوخت مستقل هشدار می‌دهند که وضعیت کنونی ممکن است بدتر از سال ۲۰۲۲ باشد؛ سالی که سیاست سقف قیمت، این بخش را به آستانه فروپاشی کشاند. علی‌رغم تلاش‌های دولت برای اجتناب از تکرار اشتباهات گذشته، فعالان صنعت اظهار می‌دارند که نظام فعلی قیمت‌های محافظت‌شده حاشیه‌های سود را به سطوحی غیرپایدار فشرده است. بسیاری از ایستگاه‌های کوچک‌تر – که اغلب به صورت خانوادگی اداره می‌شوند – از لزوم اتخاذ اقدامات قاطع، از جمله اعمال محدودیت‌های عرضه یا حتی تعطیلی، ابراز نگرانی کرده‌اند.