ابتکار "یک کمربند - یک راه"، مقاصد روسیه و چین ، موانع و مشکلات مربوط به اجرای این پروژه
دیدگاه صاحبنظران روس و چینی در خصوص جایگاه "یک کمربند - یک راه" و نقش روسیه در آن و اثر آن بر منافع روسیه یکسان نیست. در مقالهای که توسط صاحبنظران چینی به رشته تحریر در آمده به دنبال اشاره مختصر به تردیدهای روسیه در مرحله اولیه این پیشنهاد گفته میشود پس از مدتی روسیه دیدگاه خود در مورد این ابتکار را تغییر داده و همکاری فعال دو کشور در اجرای این پروژه و دیگر پروژهها در عرصه بینالمللی در جریان است. در مقاله صاحبنظران روسی، ویژگیهای اجرای بخش زمینی ابتکار "یک کمربند - یک راه" چین بررسی میشود. بطور غیر مستقیم به این امر اشاره میشود که اجرای پروژههای مشترک در بخش زیرساخت بر اقتصاد منطقه بطور اعم و اقتصاد کشورهای شرکت کننده در آنها تاثیر مثبت خواهد داشت ولی توجه به مساعد نبودن عواقب ژئوپولتیک ساخت راهروهای جدید ترانزیت برای روسیه نیز مورد توجه بوده که می تواند منجر به ادامه واگرایی با کشورهای منطقه، زایل شدن منافع روسیه، بروز خطر برای اقتصاد این کشور و کشورهای آسیای مرکزی گردد .
برگرفته از مقالههای منتشر شده در مجموعه "روسیه و چین: تاریخ و چشماندازهای همکاری ( چاپ مسکو )
دیدگاههای صاحبنظران روس و چینی در مورد ابتکار رهبر چین موسوم به "یک کمربند - یک راه" یا راه ابریشم جدید و جایگاه روسیه در آن با یکدیگر متفاوت میباشد. صاحبنظران روسی ضمن اشاره به منافع پروژه، همزمان نگران این هستند که توسعه راهروهای جدید حمل و نقل که از آسیای مرکزی و خارج از روسیه عبور میکند، می تواند منجر به کاهش نفوذ سیاسی مسکو در منطقه شود.
لیودمیلا آریستووا (LudmilaAristova) و نلی سمنووا (Nelli Semenova)، دو نامزد علم اقتصاد و کارمندان علمی ارشد مرکز مطالعات اقتصادی فرهنگستان علوم روسیه در مقاله "یک کمربند - یک راه": عوامل سازنده و منفی توسعه گفتگوی روسیه – آسیای مرکزی و چین در بخش حمل و نقل " نگرانیهای اصلی طرف روس را بیان میکنند.
به گفته آنها، قصد روسیه برای گسترش همکاری در بخش راهروها و کانال های حمل و نقل با منافع غیر هماهنگ، رقابت و مسابقه در آسیای مرکزی مواجه میشود. موضوع مساعد نبودن ساخت راهروهای جدید ترانزیت برای روسیه به لحاظ عواقب ژئوپولتیک مطرح میباشد که میتواند به ادامه واگرایی آن از کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، از بین رفتن منافع و "بیرون راندن" روسیه از حوزههای سنتی نفوذ سیاسی آن منتهی میشود. تقویت سریع چین در بخش حمل و نقل برای روسیه عواقب فوق العاده منفی خواهد داشت. در نتیجه جریان اصلی کالاها از راهروهای ترابری بینالمللی عبور میکند که خارج از خاک روسیه قرار دارند.
در حالی که احیای موقعیت روسیه به عنوان یک قدرت سیاسی بزرگ در منطقه آسیای مرکزی برای آن اهمیت ژئوپولتیک دارد. اقدام کشورهای غربی برای کمک به ساخت راهروهای ترابری بینالمللی خارج از حوزه جغرافیائی روسیه در منطقه ، بخوبی بیانگر قصد آنها برای مقابله با روند قدرت یابی فدراسیون روسیه ارزیابی میگردد .
ویرانی شبکه واحد راه آهن شوروی سابق ، علاوه بر حاد کردن مسائل اقتصادی کشورهای پساشوروی، به بروز روندهای دارای اثرات منفی بر نفوذ روسیه در منطقه منتهی شد. از جمله بخش های محسوس و قابل ذکر آن راه آهن سیبری به قزاقستان است که قزاقستان در چارچوب همکاری با چین انشعابهای جدیدی از این راه آهن را در مسیر اتصال به چین احداث نمود که ارتباط مستقیم کشورهای همسایه در آسیای مرکزی را بدون عبور از روسیه به سوی چین میسر ساخت . ابتکار چین امکانات جدیدی برای کشورهای عضو فراهم کرده و بنظر طرف چینی، برای آنها منفعت مستقیم ببار میآورد.
این پروژه ساخت سه راهروی اقتصادی سراسری در اورآسیا را در دستور کار دارد: راهروی شمالی از چین و آسیای مرکزی به روسیه و اروپا میرود. راهروی مرکزی از چین به آسیای مرکزی و آسیای غربی به ساحل خلیج فارس و از آنجا به دریای مدیترانه میرسد. مسیر جنوبی در جهت چین – آسیای جنوب شرقی – آسیای جنوبی – اقیانوس هند کشیده میشود.
اجرای این پروژه علاوه بر ساخت راه آهن و جادههای شوسه همچنین ساخت مراکز لجستیک، ایجاد تأسیسات زیرساختی و نیروگاه و کارخانجات صنعتی و کشیدن خط ارتباط در امتداد راهروها را نیز در دستور کار خود دارد. چین در این رابطه سرمایه گذاریهایی برای انجام پروژههای عبور کننده از آسیای مرکزی اختصاص داده است.
در عین حال، این پروژه بلاتردید محاسنی هم دارد. از جمله؛ مرتبط کردن سامانههای مشترک نیروی برق، انرژی و ترابری کشورهای منطقه با یکدیگر. سرعت رشد تجارت حمل و نقل و ارتباطات در جهان دو برابر سرعت رشد فروش کالاهای خدماتی است و برای روسیه (فروشنده مواد معدنی)، درآمد ترانزیت اروپا و آسیا میتواند قابل توجه باشد.
نویسندگان روس در این رابطه میگویند همکاری روسیه و چین در بخش حمل و نقل و ترانزیت در چارچوب کمربند اقتصادی راه ابریشم میتواند در جهت های زیر ترتیب داده شود:
دالان حمل و نقل چین – مغولستان – روسیه
ساخت جاده اتومبیل رانی و راه آهن چین و روسیه در خاور دور
گسترش استفاده از راهروی بینالمللی "پریموریه 1" و "پریموریه 2"
ساخت شاهراه سریع السیر مسکو و پکن.
پروژههای "پریموریه 1" و "پریموریه 2" هم اکنون آغاز بکار کردهاند ولی از امکانات آنها به اندازه کافی استفاده نمیشود. طرف چینی به ضرورت سرمایه گذاری بیشتر به منظور بهبود جادهها و بالا بردن حجم انتقال محموله و ظرفیت آنها اشاره میکند. هر دوی آنها برای چین جالب توجه بوده و میتوانند کالاهای تولید شده در شمال شرق چین را از طریق سرزمین پریموریه (Primorye) روسیه به بنادر اقیانوس آرام برسانند. در حال حاضر ظرفیت این راهروها 40 تا 50 میلیون تن است که کافی نمیباشد. در سال 2017 موافقتنامه روسیه، چین و مغولستان در مورد تعامل در بخش بهبود فعالیت این راههای آهن امضا شد.
صاحبنظران روس به نقاط ضعف این نظریه توجه میکنند، زیرا راه زمینی بخاطر گران بودن نمیتواند با راه دریایی انتقال کالاها از چین به اروپا رقابت کند. خاطر نشان میشود بخش اعظم (99%) انتقال محموله بین اروپا و آسیا و اقیانوسیه (به ارزش قریب به 600 میلیارد دلار) از راه دریایی انجام میشود. 95 درصد کالاهای چینی از راه دریایی به اروپا فرستاده میشود. استفاده از راه دریایی باعث میشود انتقال محموله به درازا بکشد ولی در مقابل ارزانتر از راه زمینی است. هم اکنون ساخت جاده بین غرب چین و اروپا در قزاقستان آغاز شده که در نتیجه آن کالاها بجای 45 روز ( از راه دریایی) طی 11 روز به اروپا خواهند رسید. در عین حال، صاحبنظران اقتصادی در قزاقستان معتقدند این جاده، با توجه به گران بودن آن در مقایسه با راه دریایی، نمیتواند منفعت اقتصادی بسیار داشته باشد. علاوه بر این، بزرگترین مجتمع راه آهن آلمان قصد آغاز انتقال محموله از طریق راه آهن از چین از مسیر جدید را دارد که از مغولستان، قزاقستان، روسیه، بلاروس و لهستان عبور میکند و زمان انتقال محموله در آن 16 روز خواهد بود.
در بخش راه آهن تفاوت فاصله ریلها در روسیه مشکل ساز بوده و سرعت انتقال کالاها را کاهش میدهد. طرف چینی به ساخت راه آهن با فواصل کمتر بین ریلها علاقهمند است ولی این راه از نقطه نظر نظامی استراتژیک برای روسیه و قزاقستان خطر دارد زیرا در صورت درگیری نظامی، محمولههای نظامی چین از آن طریق به سرعت به محل درگیری رسانیده میشود.
ساخت تأسیسات زیرساختی با پشتیبانی چین و اجرای پروژههای اقتصادی بر اوضاع اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی تاثیر خواهد گذاشت. پروژههای مشترک زیرساختی روسیه، آسیای مرکزی و چین میتواند بر اقتصاد منطقه و اوضاع اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی اثر مساعد بگذارد. این راهروی بینالمللی بر ساخت مراکز صنعتی در امتداد مسیر راه ابریشم اثر خواهد گذاشت، تعرفه راه آهن به منظور تقویت قابلیت رقابت آن با راه دریایی کاهش خواهد یافت. همه اینها به انسجام نواحی روسیه، چین، قزاقستان و دیگر کشورهای آسیای مرکزی کمک میکند. مناطق سیبری شرقی روسیه و غرب چین که در جوار راهروی راه ابریشم جدید چین قرار دارند به شکل مؤثرتری توسعه مییابند.
ولی باید در نظر گرفته شود که چین در حین اجرای این پروژه ، منافع ملی خود را پیگیری میکند که همان توسعه مناطق مرکزی و غربی این کشور است. این مناطق که 85 درصد خاک چین را در بر گرفته و 56 درصد جمعیت کشور در آن سکونت دارد تنها 15 درصد تولید ناخالص داخلی چین را به خود اختصاص داده اند . به گفته صاحبنظران چینی این پروژه باید باعث باز شدن مناطق مذکور شود. این امر برای دولت چین که هدف متعادل سازی سطح توسعه اقتصادی در مناطق مختلف این کشور را دنبال می نماید اهمییت شایانی دارد ( یعنی اهداف آن بیشتر جنبه داخلی دارد تا خارجی).
چین به صراحت هدف تعیین شده را پیگیری و طبق "نظریه ساخت مشترک کمربند اقتصادی راه ابریشم و راه ابریشم دریایی قرن بیست و یکم" اقدام میکند. در عین حال در این سند پروژههای مشخص مربوطه درج نشده است. تاکنون برنامه نهایی پروژه کمربند اقتصادی راه ابریشم ارائه نگردیده و تعداد کشورهای پیوسته به پروژه اعلام نمیشود . علاوه براین نقشه صریح جادههای کشورهای عضو و مهلت اجرای عملیات هم در دسترس نمیباشد. در بخش تأمین مالی هم مشکلاتی وجود دارد.
اطلاعات مربوط به امتداد راه آهن در کشورها و مناطق مختلف، حجم کانتینرها و امثالهم برآورد نشده است. در هزینههای کلان مشترک هزینههای جداگانه کشورهای مختلف تعیین نشده است. مضاف بر این، ترانزیت کالاها اساساً ماهیت یکجانبه دارد: بخش اعظم کالاها از چین به اروپا میرود. سرمایه گذاریهای چین باعث میشود کشورهای شرکت کننده زیر بار بدهیهای سنگین قرار گیرند که پرداخت آنها در آینده دشوار خواهد بود. چین در این رابطه سرمایه گذاری در پروژههای دیگر کشورها را محدود کرده است. طی سالهای 2017 و 2018 بخش اعظم محمولهها (تا 90%) از راه دریایی حمل میشد. حجم محمولههای انتقالی از راه زمینی به کندی پیش خواهد رفت. ممکن است به مرور زمان از راه دریایی شمال استفاده شود که برای روسیه جوانب مثبتی در پی خواهد داشت. روسیه همراه با دیگر کشورها پروژههایی به مبلغ 30 میلیارد دلار طراحی کرده است که مشارکت چین در سرمایه گذاری را در نظر گرفته است لکن مدت جبران هزینههای برخی از پروژهها از 20 سال فراتر میرود.
صاحبنظران روس معتقدند روسیه به تدریج اهمیت خود برای شرکای منطقه ای خود در حوزه آسیا اقیانوسیه را از دست میدهد، در حالی که اهمیت آنها برای روسیه افزایش می یابد. لذا رهبری روسیه باید از امید بستن به امتیازات افسانه وار خود در بخشهای ژئوپولتیک، منابع طبیعی، حمل و نقل و غیره که میتواند بطور خودکار در ردیف قدرتهای بزرگ منطقه قرار دهد، چشم بپوشد. بسیاری از امتیازات مذکور تاکنون یا از دست رفته اند و یا در حال از دست رفتن هستند. لذا چشماندازهای عضویت تمام عیار روسیه در روندهای اقتصادی و همگرایی آسیای مرکزی در وهله اول با ایجاد سامانه ترانزیت تکنولوژیک خود روسیه و استفاده از امکانات ناچیز باقیمانده و ایجاد مراکز لجستیک ارتباط دارد.
نویسندگان مقاله در خاتمه به نظر صاحبنظران چینی اشاره میکنند که معتقدند همکاری روسیه و چین با جدیت پیشرفت کرده و به تغییر اوضاع بینالمللی و عوامل خارجی بستگی ندارد. روسیه یکی از "ایستگاههای اصلی" ابتکار راه ابریشم تلقی میشود که چین و اروپا را به یکدیگر متصل میکند. اینجا به وضوح منطقه همکاری روسیه و چین نمایان میشود: این همکاری انتخاب موقت در شرایط خاص نبوده بلکه نتیجه موقعیت جغرافیایی دو کشور، اقتدار آنها و مسئولیت در برابر جامعه جهانی در امور بینالمللی میباشد.
مقاله کنگ دکون (Kong Dekun) دانشجوی مقطع دکترای کرسی علوم سیاسی دانشگاه فدرال خاور دور تحت عنوان "روسیه: از علاقهمندی تا همکاری راهبردی با چین در اجرای ابتکار "یک کمربند - یک راه" دیدگاه یک صاحبنظر چینی در مورد جایگاه روسیه در پروژه را منعکس میکند. این دیدگاه خیلی مثبتتر از دیدگاه صاحبنظران روس میباشد. در آن فیالواقع ادعا میشود این پروژه هیچ مشکلی برای روسیه در بر نداشته، موقعیت اقتصادی روسیه فلاکت بار نامیده میشود و مسکو در این شرایط برای نجات یافتن از این موقعیت باید دست به دامان چین و "یک کمربند - یک راه" آن شود زیرا دو کشور اهداف مشترک و مواضع نزدیکی دارند:
روسیه ابتدا در رابطه با سوء تفاهم نسبت به "یک کمربند - یک راه" دچار تردید شده بود. ولی پس از پیشرفت در سطح سران، این تردیدها از بین رفته و مسکو نسبت به این ابتکار موضع مثبت پیشه کرد. تحول موضع روسیه نه تنها در نتیجه رویارویی راهبردهای آمریکا و اروپا بلکه بدلیل اوضاع سیاسی و اقتصادی و محدودیت های اعمالی سنگین بر علیه این کشور بوده است . در اوضاع سیاسی و اقتصادی جهان معاصر، روسیه و چین اهداف استراتژیک مشابه و مواضع نزدیک دارند. استراتژیهای اصلی روسیه مانند اتحادیه اقتصادی اورآسیا، "نگاه به شرق" و "مشارکت بزرگ اروپایی " میتواند با ابتکار "یک کمربند - یک راه" ارتباط تنگاتنگ داشته باشند. در آینده دو کشور میتوانند همراه هم به ریسکهای اصلی واکنش نشان داده، همکاری راهبردی و روابط دارای منفعت متقابل را تقویت کنند.
دانش پژوه چینی تردیدهای اصلی روسیه را به شکل زیر بر میشمارد:
موضوع راه آهن سیبری - بنظر روسیه اجرای "یک کمربند - یک راه" بر بازسازی راه آهن سیبری و توسعه خاور دور و سیبری اثر خواهد گذاشت. دولت روسیه قصد دارد ظرفیت حمل و نقل ریلی سیبری و خاور دور را گسترش داده، برنامه توسعه خاور دور و سیبری را اجرا کند. اما شرکت در "یک کمربند - یک راه" میتواند حجم انتقال محموله از طریق راه آهن سیبری را کاهش دهد، امری که برای مقاصد روسیه در اجرای برنامه توسعه مذکور مشکل خواهد داشت.
ثانیاً روسیه میخواهد موضع رهبری در منطقه داشته و عضو صرف پروژهها نباشد. روسیه پیشنهاد تاسیس اتحادیه اقتصادی اورآسیا را مطرح و به پیش برده که متوجه اتحاد اقتصادی و تجاری در خاک شوروی سابق است لذا مبادله اقتصادی و تجاری با این کشورها را تقویت کرده و به این ترتیب به توسعه اقتصادی روسیه مساعدت و اجازه خواهد داد مسکو از وابستگی بلندمدت به صادرات نفت و گاز رها شود. روسیه بیم دارد شرکت عمیق در ابتکار چین بر برنامه آن در جهت احیای "امپراطوری اورآسیا" اثر گذاشته یا حتی آن را به ردیف دوم براند. ولی نبود ابتکار هم میتواند بر اقتصاد روسیه اثر گذاشته و اوضاع آن را بغرنجتر کند.
این صاحبنظر سپس به اثر بحران اوکراین در تغییر جهتگیری روسیه و ضعف اقتصادی آن و تقویت روابط مسکو و پکن میپردازد. بحرانی که به وخامت روابط روسیه و غرب و روبرو شدن روسیه با فشار تحریمها و سقوط نرخ روبل منتهی شد. در ضمن اوضاع روسیه در بخش توسعه اقتصادی تیره بوده و قیمت نفت در بازار جهانی همچنان سست میباشد. در نتیجه توان اقتصادی روسیه و چین طی سالهای گذشته به شدت تغییر کرده است. همزمان ابتکارهای چین زمینهای برای همکاری فراهم می سازد . هر دو طرف راه همکاری در چارچوب کمربند اقتصادی راه ابریشم را جستجو میکنند. در این شرایط تردید در روسیه در مورد "یک کمربند - یک راه" روز به روز فروکش میکند. موضع روسیه از تردید منفی وارد مرحله شرکت فعال شده است. ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه پس از ملاقات با شی جین پینگ رئیسجمهور چین طی جام جهانی فوتبال در سوچی (فوریه 2014) اعلام نمود روسیه به ابتکارهای چین واکنش فعال نشان داده است. در ماه می 2014، حین ملاقات با شی جین پینگ در شانگهای، پوتین حمایت روسیه از کمربند اقتصادی راه ابریشم را بطور اخص مورد تأکید قرار داده و گفت مسکو از شرکت چین در توسعه خاور دور حمایت میکند. در اعلامیه مشترک دو طرف در خصوص مرحله جدید روابط تعامل راهبردی و مشارکت فراگیر" گفته میشود طرفین باید راه ادغام ساخت کمربند اقتصادی راه ابریشم با اتحادیه اقتصادی اورآسیا را جستجو کنند.
در اکتبر 2014 نخست وزیران دو کشور تفاهم نامه همکاری در بخش راه آهن سریع السیر را امضا کردند. طرفین قصد دارند در ساخت راه آهن سریع السیر مسکو – قازان همکاری و راه آهن سریع السیر را تا پکن امتداد دهند. این وزینترین پروژه همکاری روسیه و چین در چارچوب "یک کمربند - یک راه" است.
در آوریل 2015 روسیه اعلام کرد قصد دارد به بانک سرمایه گذاری زیرساخت های آسیا بپیوندد و یکی از اعضای مؤسس بانک AIIB شد. در اعلامیه مشترک تعمیق همکاری روسیه و چین، و اعلامیه مشترک همکاری در ادغام اتحادیه اقتصادی اورآسیا و کمربند اقتصادی راه ابریشم، امضا شده در می 2015، حمایت روسیه از ساخت کمربند اقتصادی راه ابریشم و آمادگی آن برای شرکت در تقویت همکاری و مساعدت به تحقق این ابتکار چین بیان شده است. طرف چینی به نوبه خود از مساعی روسیه در همگرایی در چارچوب اتحادیه اقتصادی اورآسیا ابراز حمایت کرد.
نویسنده مقاله ادعا میکند در حال حاضر روسیه و چین در مورد چند استراتژی اصلی توسعه دو کشور به تفاهم نایل شدهاند و چند پروژه بزرگ مهندسی را راه اندازی کردهاند. روسیه یکی از فعالترین کشورها در توسعه "یک کمربند - یک راه" بود. ولی بطور مشخص از پروژهای یاد نمیکند.
وی میگوید روسیه برای تقویت نفوذ سیاسی و اقتصادی خود و تحکیم روابط اقتصادی با منطقه آسیا اقیانوسیه و نقش خود در اروپای شرقی راهبردهای مهمی چون اتحادیه اقتصادی اورآسیا، نگاه به شرق و مشارکت بزرگ اورآسیا را پیش کشید. هدف روسیه رهایی از موقعیت منفعل پس از بحران اوکراین، و احیای نفوذ گسترده خود بر قدرت های جهانی بود. اما "یک کمربند - یک راه" متوجه همکاری و فایده مشترک و برنده شدن همه طرفین است. ابتکارهای دو کشور اهداف مشابه داشته و میتوانند با یکدیگر همکاری کنند.
این صاحبنظر همچنین حدس میزند "یک کمربند - یک راه" راه مهم واکنش به مشکلات امنیتی اصلی دو کشور در منطقه میباشد. روسیه و چین در چارچوب آن با کشورهای منطقه به منظور ایجاد مکانیزم گفتگو و هماهنگی در بخش امنیتی وارد گفتگو میشوند. روسیه و چین به کمک "یک کمربند - یک راه" مشکلات افراط گرایی و جداییطلبی منطقهای را رفع میکنند.
نویسنده از محدوده "یک کمربند - یک راه" فراتر رفته و به دیگر جوانب همکاری روسیه و چین مانند همکاری دو کشور در حوزه انرژی اشاره میکند که همیشه بخش مهم روابط روسیه و چین بوده است. وی این همکاری را از بخشهای مهم "یک کمربند - یک راه" مینامد. رشد تقاضای انرژی در چین با قصد روسیه برای توسعه و صادرات انرژی و متنوع ساختن بازارهای صادراتی هماهنگ است. روسیه و چین در ماه می 2014 قرارداد کلانی در بخش گاز طبیعی امضا کردند. با توجه به امتیازات چین در بخش تجهیزات حوزه انرژی، طرفین میتوانند در بهرهبرداری از میادین نفت و گاز روسیه همکاری کنند. همچنین پروژههای بزرگ روسیه نیازمند سرمایه گذاریهای خارجی بوده که چین امکانات مالی لازم برای آنها را دارد.
بر اساس این ملاحظات گفته میشود روابط مشارکت راهبردی فراگیر روسیه و چین انتخاب راهبردی دو کشور بوده تا همراه هم به تحولات جدی در سیاست، اقتصاد و جغرافیای جهانی واکنش نشان داده و بر منافع مشترک گسترده در دوران تحولات جهانی متمرکز گردند. دو کشور در مبارزه با هژمونی گرایی و دفاع از عدالت و ثبات مسئولیت کلان داشته و نماینده بسیاری از کشورهای رو به توسعه و توسعه یافته جهان بوده و به عنوان اعضای سازمان همکاریهای شانگهای ( SCO ) در تأمین صلح و ثبات منطقهای و مبارزه با تروریسم، جداییطلبی و افراط گرایی دینی موضع مشترک دارند.
دو کشور امکانات متفاوتی دارند که مکمل یکدیگر هستند. به همین دلیل همکاری اقتصادی تنگاتنگ دو کشور در همگرایی اورآسیا نقش مثبت ایفا کرده است. در آینده، روابط دو کشور باید پیوسته تقویت گردد. حین پیش بردن ابتکار "یک کمربند - یک راه" ، باید به گفتگو با روسیه و واکنش نشان دادن به مشکلات آن و تقویت اعتماد سیاسی و افزایش روابط اقتصادی توجه بیشتری شود.
همچنین توصیه میشود از سازمان همکاری شانگهای به عنوان محیط مهم همکاری دو کشور در اجرای "یک کمربند - یک راه" استفاده شود. این سازمان میتواند به محل اصلی ادغام "یک کمربند - یک راه" و اتحادیه اقتصادی اورآسیا تبدیل شود. در وهله اول باید به فراهم کردن شرایط امن برای ساخت این ادغام توجه شود. علاوه بر این باید شاخص اقتصادی سازمان تقویت شود. سازمان باید محل تبادل نظر و هماهنگی امور سیاسی و اقتصادی اعضای آن باشد.
روسیه و چین در خارج از چارچوب "یک کمربند - یک راه" هم باید همراه هم به چالشهای اصلی جهانی و منطقهای واکنش نشان دهندکه از جمله میتوان به مسئله اتمیکره شمالی، موضوع پدافند ضد موشکی در کره جنوبی، اختلافاتات ارضی در شرق آسیا و ژاپن، تروریسم در آسیای مرکزی و خاورمیانه؛ خطر افراط گرایی دینی، جداییطلبی اشاره داشت . واکنش منطقهای به این نوع چالشهای خطرناک برای ساخت "یک کمربند - یک راه" دارای اهمیت فراوان است.