تأثیرات اقتصادی جنگ و شوک انرژی بر اقتصاد پاکستان
اقتصاد پاکستان در شرایطی قرار دارد که بهشدت به واردات انرژی وابسته است. این کشور روزانه حدود 420 هزار بشکه نفت مصرف میکند، در حالی که تولید داخلی تنها بین 60 تا 70 هزار بشکه از این نیاز را تأمین میکند و مابقی از طریق واردات فراهم میشود. به همین دلیل، فرآوردههای نفتی حدود یکچهارم کل واردات پاکستان را تشکیل میدهند. هر افزایش یک دلاری در قیمت نفت خام، سالانه حدود 150 میلیون دلار به هزینه واردات این کشور میافزاید و در صورت افزایش 10 دلاری، حدود 1.5 میلیارد دلار بهطور مستقیم به کسری حساب جاری اضافه میشود. در چنین شرایطی، محدود بودن تنوع صادرات—با تمرکز اصلی بر صنعت نساجی و سهم نسبتاً کوچک بخش فناوری اطلاعات—باعث شده است که اقتصاد پاکستان در برابر نوسانات قیمت نفت مصونیت نداشته باشد.
اقتصاد پاکستان در شرایطی قرار دارد که بهشدت به واردات انرژی وابسته است. این کشور روزانه حدود 420 هزار بشکه نفت مصرف میکند، در حالی که تولید داخلی تنها بین 60 تا 70 هزار بشکه از این نیاز را تأمین میکند و مابقی از طریق واردات فراهم میشود. به همین دلیل، فرآوردههای نفتی حدود یکچهارم کل واردات پاکستان را تشکیل میدهند. هر افزایش یک دلاری در قیمت نفت خام، سالانه حدود 150 میلیون دلار به هزینه واردات این کشور میافزاید و در صورت افزایش 10 دلاری، حدود 1.5 میلیارد دلار بهطور مستقیم به کسری حساب جاری اضافه میشود. در چنین شرایطی، محدود بودن تنوع صادرات—با تمرکز اصلی بر صنعت نساجی و سهم نسبتاً کوچک بخش فناوری اطلاعات—باعث شده است که اقتصاد پاکستان در برابر نوسانات قیمت نفت مصونیت نداشته باشد.
در کنار وابستگی به انرژی، یکی دیگر از ارکان حیاتی اقتصاد پاکستان حوالههای ارزی است. حدود 60 درصد این حوالهها از کشورهای حوزه خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر و کویت تأمین میشود. این منابع ارزی تنها نقش حمایتی ندارند، بلکه برای تأمین مالی مصرف داخلی، بازار املاک، پسانداز خانوارها و معیشت میلیونها خانواده ضروری هستند. با این حال جنگ مرتبط با ایران نهتنها باعث افزایش قیمت نفت شده، بلکه مدل اقتصادی کشورهای خلیج فارس را نیز تحت فشار قرار داده است. تداوم قیمتهای بالای نفت میتواند به کاهش سرعت پروژههای ساختمانی و هزینههای دولتی در این کشورها منجر شود و در نتیجه، اشتغال و درآمد کارگران مهاجر پاکستانی کاهش یابد.
نکته قابل توجه این است که برای ایجاد چنین فشاری، نیازی به افزایش شدید قیمت نفت تا 110 دلار نیست. تثبیت قیمت در محدوده 90 تا 100 دلار در نیمه اول سال 2026 نیز میتواند فشار تجمعی قابلتوجهی ایجاد کند. بهعبارت دیگر هر بشکه نفتی که بهجای 65 دلار با قیمت 95 دلار وارد شود، به معنای تحمیل هزینهای است که یا باید از طریق استقراض تأمین شود، یا پرداخت آن به تعویق بیفتد، یا از هزینههای بخشهایی مانند بهداشت، آموزش و زیرساختها کاسته شود.
این وضعیت تنها ناشی از شرایط مقطعی نیست، بلکه ریشه در ساختار اقتصادی پاکستان دارد. اقتصادی که حدود 85 درصد انرژی خود را وارد میکند، منابع اصلی ارز خارجی آن محدود به صادرات نساجی و حوالههای کارگران مهاجر است و ذخایر ارزی آن تنها برای چند ماه واردات کفایت میکند، بهطور ذاتی در برابر شوکهای نفتی آسیبپذیر است.
اکنون قیمت بنزین به 321.17 روپیه در هر لیتر رسیده که 20 درصد بیشتر از سطح پیش از آغاز حمله آمریکا به ایران در 28 فوریه است، این در حالی است که پاکستان دارای ذخایر پیشخرید شده 28 روزه بوده است. همچنین، شرکت کود کشاورزی اگریتک به بورس پاکستان اطلاع داده که شرکت گاز سوئی تولید LNG را در نیمهشب 4 مارس متوقف کرده است. از آنجا که 99 درصد واردات LNG پاکستان از قطر و امارات متحده عربی تأمین میشود و این کشورها بهدلیل حملات ایران و اختلال در تنگه هرمز با محدودیت صادرات مواجه شدهاند، بحران انرژی تشدید شده است. در همین حال، نفت عربستان سعودی به مقصد پاکستان از مسیر بنادر دریای سرخ تغییر مسیر داده تا از تنگه هرمز عبور نکند، که این امر به افزایش هزینههای حملونقل انجامیده است.
برآوردها نشان میدهد که کل آسیب اقتصادی ماهانه ناشی از این جنگ برای پاکستان میتواند به 3 میلیارد دلار برسد. این رقم شامل حدود 1.2 میلیارد دلار کاهش صادرات بهدلیل اختلال در خطوط کشتیرانی خلیج فارس، کاهش 500 تا 700 میلیون دلاری ماهانه در حوالهها (در صورت اختلال 30 تا 40 درصدی)، افزایش 400 میلیون دلاری هزینه واردات نفت و 50 تا 100 میلیون دلار هزینه اضافی ناشی از افزایش حق بیمه حملونقل است.
در این میان بازارهای اوراق قرضه و ارز پاکستان نیز در معرض خطر قرار گرفتهاند. اندیشکده چتم هاوس، پاکستان را در کنار کشورهایی مانند مصر و تونس، از جمله اقتصادهای نوظهوری میداند که در برابر افزایش طولانیمدت قیمت انرژی و بیثباتی مالی بیشترین آسیبپذیری را دارند.
خط لوله ایران-پاکستان (IP) که تحت فشار تحریمهای ایالات متحده متوقف شده است،. در نتیجه پاکستان در حال حاضر هیچ جایگزین کوتاهمدتی برای گاز طبیعی مایع خلیج فارس ندارد و خط لوله IP که میتوانست یک راهحل ساختاری باشد، عملاً از دست رفته است.
شهباز شریف نخستوزیر پاکستان، مجموعهای از اقدامات ریاضتی را اعلام کرده است از جمله تعطیلی دو هفتهای تمام مدارس، انتقال نیمی از نیروی کار دولتی و خصوصی به دورکاری، کاهش روزهای کاری دفاتر دولتی به چهار روز در هفته و کاهش 50 درصدی سهمیه سوخت مقامات دولتی. ، رسانههای پاکستان نیز بهطور گسترده پیامدهای اقتصادی و انرژی را پوشش میدهند، اما انتقاد مستقیم از واشنگتن در رسانههای همسو با دولت همچنان محدود باقی مانده است.
منبع:
Brief.pk
Times of Islamabad
Pakistan Today
Friday Times
Dawn News
Middle East Eye