معاونت دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

۱۴۰۵/۰۵/۳۰- ۰۸:۰۰

کریدورهای انرژی به ابزارهای چانه‌زنی در کشمکش بین قدرت‌های بزرگ تبدیل می‌شوند

مسیرهای تجارت بین‌المللی و انرژی دیگر صرفاً خطوط دریایی نیستند که کشتی‌ها از طریق آنها کالا، نفت و گاز حمل می‌کنند؛ بلکه به دارایی‌های استراتژیکی تبدیل شده‌اند که مستقیماً با امنیت ملی و منافع قدرت‌های بزرگ مرتبط هستند.

بحران‌های ژئوپلیتیکی پی در پی، از جنگ روسیه و اوکراین گرفته تا تشدید تنش‌ها در خاورمیانه، شکنندگی سیستم انرژی جهانی و میزان وابستگی اقتصاد بین‌المللی به تعداد محدودی از مسیرهای دریایی حیاتی را آشکار کرده است. تنگه مالاکا در خط مقدم این آبراه‌ها قرار دارد و به عنوان یک پیوند استراتژیک بین اقیانوس هند و دریای چین جنوبی و یکی از شلوغ‌ترین گلوگاه‌های دریایی جهان عمل می‌کند. با توجه به نقش آن به عنوان یک مسیر کلیدی برای تأمین انرژی و مواد اولیه به بازارهای آسیایی، اهمیت آن برای چین و سایر اقتصادهای آسیایی دو چندان می‌شود. در مقابل، بحران تنگه هرمز نشان داد که هرگونه تهدیدی برای ناوبری در این آبراه باریک می‌تواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد و بر قیمت انرژی، تجارت جهانی و زنجیره‌های تأمین تأثیر بگذارد.

جنگ روسیه علیه اوکراین همچنین نقطه عطفی در مفهوم امنیت انرژی اروپا بود و کشورهای اتحادیه اروپا را مجبور کرد تا وابستگی تاریخی خود به منابع انرژی روسیه را مورد بازنگری قرار دهند و جستجوی تأمین‌کنندگان و مسیرهای جایگزین را تسریع کنند. این بحران نشان داد که روابط تجاری در بخش انرژی را نمی‌توان از ملاحظات سیاسی و امنیتی جدا کرد و وابستگی متقابل اقتصادی می‌تواند در مواقع بحران به ابزاری برای نفوذ یا منبع آسیب‌پذیری تبدیل شود.

در این زمینه، فاتح بیرول، مدیر اجرایی آژانس بین‌المللی انرژی، معتقد است که چشم‌انداز انرژی جهانی در حال تغییر است، زیرا تجارت دیگر صرفاً تحت تأثیر ملاحظات اقتصادی نیست. انرژی و کالاهای استراتژیک به ابزارهای قدرت ژئوپلیتیکی تبدیل شده‌اند. این تغییر، کشورها را مجبور می‌کند تا سیاست‌های خود را در مورد تنوع‌بخشی به منابع انرژی، تأمین مسیرهای تأمین و ایجاد ذخایری که قادر به تحمل شوک‌ها باشند، مجدداً ارزیابی کنند.

در همین زمینه، محمد علی ابراهیم، استاد اقتصاد و رئیس سابق دانشکده حمل و نقل و لجستیک بین‌المللی، به الایام نیوز گفت جهان پس از بحران‌های اخیر که شکنندگی وابستگی بیش از حد به یک تأمین‌کننده یا یک مسیر جغرافیایی خاص را آشکار کرد، در حال تجربه یک بازسازی عمیق در سیستم انرژی و تجارت بین‌المللی است.

وی تأکید کرد که صحبت از پایان وابستگی متقابل بین کشورها در بخش انرژی اغراق‌آمیز خواهد بود، زیرا ماهیت اقتصاد جهانی، جداسازی بازارها از یکدیگر را دشوار می‌کند. او توضیح می‌دهد که تغییر فعلی در درجه اول شامل توزیع مجدد این وابستگی متقابل و کاهش خطرات آن است، زیرا کشورها بیشتر بر تنوع بخشیدن به منابع تأمین، تأمین‌کنندگان و مسیرهای حمل و نقل خود متمرکز شده‌اند، نه اینکه به یک طرف واحد متکی باشند که رابطه با او می‌تواند در مواقع بحران به منبع فشار تبدیل شود.

محمد علی ابراهیم استدلال می‌کند که جنگ روسیه و اوکراین نمونه بارزی از این تغییر را ارائه داد، زیرا کشورهای اروپایی متوجه شدند که وابستگی شدید به یک منبع انرژی واحد می‌تواند با تغییر چشم‌انداز سیاسی، از یک مزیت اقتصادی به یک آسیب‌پذیری استراتژیک تبدیل شود. او خاطرنشان می‌کند که این بحران کشورهای اروپایی را بر آن داشت تا به دنبال جایگزین‌هایی برای گاز روسیه باشند، واردات گاز طبیعی مایع (LNG) خود را افزایش دهند، روابط خود را با سایر تأمین‌کنندگان گسترش دهند و در انرژی‌های تجدیدپذیر و هسته‌ای سرمایه‌گذاری کنند و همچنین ظرفیت‌های ذخیره‌سازی انرژی خود را بهبود بخشند.

ابراهیم می‌افزاید که مرحله بعدی شاهد گسترش سیاست‌های تنوع‌بخشی به انرژی خواهد بود، نه تنها از طریق جستجوی تأمین‌کنندگان جدید، بلکه از طریق توسعه زیرساخت‌هایی که قادر به دریافت، ذخیره‌سازی و انتقال انرژی از منابع متعدد باشند. او تأکید می‌کند که تنوع‌بخشی به منابع، انعطاف‌پذیری بیشتری به کشورها در برابر شوک‌ها می‌دهد، اما به معنای از بین بردن وابستگی متقابل جهانی نیست، زیرا نفت، گاز، مواد اولیه، زنجیره‌های حمل و نقل و لجستیک همچنان به شبکه‌های پیچیده بین‌المللی متصل هستند که تفکیک آنها دشوار است.

در مورد مسیرهای دریایی، محمد علی ابراهیم اشاره می‌کند که تنگه‌های هرمز و مالاکا در معادله جدید از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردارند، زیرا آنها صرفاً خطوط کشتیرانی نیستند، بلکه زیرساخت‌های حیاتی هستند که تجارت و انرژی جهانی به آنها وابسته است. او توضیح می‌دهد که هرگونه اختلال قابل توجه در کشتیرانی از طریق این آبراه‌ها می‌تواند منجر به افزایش هزینه‌های حمل و نقل و بیمه، افزایش قیمت انرژی و اختلال در زنجیره تأمین شود و در نتیجه تأثیر بحران را فراتر از کشورهای اطراف تنگه‌ها به بازارهای جهانی گسترش دهد.

دکتر ابراهیم تأکید می‌کند که تنگه هرمز به دلیل نقش آن در صادرات انرژی از منطقه خلیج فارس، از موقعیت بسیار حساسی در بازار جهانی انرژی برخوردار است، در حالی که تنگه مالاکا شریان حیاتی برای تجارت آسیا، به‌ویژه برای چین و اقتصادهای صنعتی بزرگ شرق آسیا است. ابراهیم استدلال می‌کند که اهمیت تنگه مالاکا نه تنها در حجم تجارتی که از آن عبور می‌کند، بلکه در این واقعیت نهفته است که بخش قابل توجهی از نیازهای انرژی و مواد خام اقتصادهای آسیایی به جریان بی‌وقفه ناوبری از طریق این منطقه بستگی دارد.

محمد علی ابراهیم خاطرنشان می‌کند که مسیرهای دریایی به طور فزاینده‌ای به عناصر کلیدی در محاسبات قدرت بین‌المللی تبدیل خواهند شد، زیرا کنترل امنیت یا تأثیرگذاری بر حرکت آنها، به دولت‌ها اهرم فشار بیشتری در مذاکرات سیاسی و اقتصادی می‌دهد. او استدلال می‌کند که رقابت لزوماً مستقیماً نظامی نخواهد بود، بلکه ممکن است خود را از طریق سرمایه‌گذاری در بنادر، زیرساخت‌ها و شبکه‌های حمل و نقل و همچنین از طریق توافقات امنیتی و اقتصادی که قدرت‌های بزرگ از طریق آنها به دنبال تضمین موقعیت‌های استراتژیک در مسیرهای تجارت جهانی هستند، آشکار کند.

ابراهیم خاطرنشان می‌کند که مفهوم امنیت انرژی در مرحله آینده بر سه عنصر به هم پیوسته استوار خواهد بود: تضمین دسترسی به انرژی، توانایی مقابله با اختلالات عرضه و ایجاد روابط سیاسی و اقتصادی که امکان حفظ جریان تجارت را هم در شرایط عادی و هم در شرایط بحرانی فراهم کند. او تأکید می‌کند که کشورهایی که برای مقاومت در برابر شوک‌ها مجهزترند، لزوماً کشورهایی با بزرگترین ذخایر نفت و گاز نخواهند بود، بلکه کشورهایی با شبکه‌ای متنوع از تأمین‌کنندگان، مسیرهای ترانزیت، منابع انرژی و ذخایر استراتژیک هستند.

ایشان همچنین خاطرنشان می‌کند که جهان به سمت پایان دادن به وابستگی متقابل حرکت نمی‌کند، بلکه به سمت تغییر شکل آن بر اساس یک مفهوم جدید مبتنی بر انعطاف‌پذیری و کاهش ریسک است. او تأکید می‌کند که انعطاف‌پذیری زنجیره‌های تأمین انرژی در سال‌های آینده از جستجوی صرف کمترین هزینه که تصمیمات سرمایه‌گذاری، اتحادها و مسیرهای تجاری را تغییر شکل می‌دهد، اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. بنابراین، ابراهیم معتقد است که امنیت انرژی دیگر یک مسئله اقتصادی جدا از سیاست نیست، بلکه به یکی از برجسته‌ترین عرصه‌های رقابت بین‌المللی و عنصری اساسی در تعیین توازن قدرت در نظم اقتصادی جدید جهانی تبدیل شده است.

https://elayem.news/5f60g

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است

امتیاز شما