تحول صنعتی در آفریقا
بانک جهانی بر ماهیت ساختاری چالش رشد آفریقا تأکید میکند و معتقد است صنایع بومی و محلی از سطوح پایین سرمایهگذاری، تولید محدود و ایجاد شغل ناکافی رنج میبرند. موفقیت سیاستهای صنعتی در آفریقا به نظریههای انتزاعی بستگی ندارد، بلکه به طراحی واقعی، ظرفیتهای قوی و ادغام موفقیتآمیز در اکوسیستمهای گستردهتر که زیرساختها، مهارتها، تامین مالی و بازارهای منطقهای را ترکیب میکند، بستگی دارد.
گزارش اخیر بانک جهانی با عنوان «کارآمد کردن سیاستهای صنعتی در آفریقا»، به دنبال پاسخ به این سئوال است که چگونه سیاست صنعتی میتواند در آفریقا مؤثر باشد؟ این سند، بررسی جامعی ارائه میدهد در این زمینه که چرا ابزارهای سنتی در بافت آفریقا به طور مداوم ناکارآمد هستند و چه شرایطی برای ایجاد تحول ساختاری لازم است. بر اساس این گزارش، اجماع جهانی در مورد لزوم اعمال سیاست صنعتی در آفریقا، از شک و تردید به حمایت فعال و سازمانیافته تغییر یافته است. آفریقا نیز به طور فعال در این تحول مشارکت دارد. دولتهای آفریقایی در حال اجرای ممنوعیتهای صادرات، تعرفهها، مناطق ویژه اقتصادی (SEZs)، الزامات محتوای محلی و مشوقهای سرمایهگذاری هستند. سوال این نیست که آیا باید یک سیاست صنعتی را دنبال کرد یا خیر، بلکه این است که چگونه آن را طوری طراحی کرد که در چارچوب محدودیتهای خاص آفریقا کار کند.
کاهش رشد اقتصادی
روند بهبود اقتصادی در کشورهای جنوب صحرای آفریقا، به دلیل مجموعهای از شوکهای جهانی و مشکلات داخلی دچار اختلال شده است. بدهی دولتی و ضعفهای ساختاری این قاره، مانع رشد و اشتغال شدهاند. در نتیجه، پیشبینیهای رشد برای سال ۲۰۲۶ در مقایسه با پیشبینیهای منتشر شده در اکتبر ۲۰۲۵، کاهش یافته است.
فقیرترین کشورهای این قاره تحت فشار شدید بدهیهای خود قرار دارند. آنها نه تنها باید سهم فزایندهای از بودجه خود (گاهی تا ۳۰ درصد) را به بازپرداخت بدهی اختصاص دهند، بلکه هر چه بیشتر برای بازپرداخت بدهیهای خود تلاش کنند، کمکهای بینالمللی بیشتر کاهش مییابد. این امر دولتها را مجبور میکند بین افزایش هزینههای عمومی برای آینده خود یا بازپرداخت بدهیهای طلبکاران یکی را انتخاب کنند.
سیاستهای صنعتی: فرصتها و محدودیتها
بانک جهانی فراتر از تنشهای ژئوپلیتیکی، بر ماهیت ساختاری چالش رشد آفریقا تأکید میکند؛ بر اساس ارزیابی بانک جهانی، صنایع بومی و محلی در آفریقا، از سطوح پایین سرمایهگذاری، تولید محدود و ایجاد شغل ناکافی رنج میبرند. بدین ترتیب، در حالی که علاقه به سیاستهای صنعتی دوباره در حال افزایش است، ظرفیتهای اجرایی همچنان به دلیل محدودیتهای بودجهای و نهادی با مشکل مواجه هستند.
بر اساس این گزارش، سیاست صنعتی صحیح باید به کشورهای آفریقایی کمک کند که بخشهای اولویتدار (از مواد معدنی حیاتی گرفته تا داروسازی) را توسعه دهند تا قادر به برآوردن تقاضا و در عین حال ایجاد مشاغلی با کیفیت بهتر باشند. این گزارش از یک «رویکرد عملگرایانه و مبتنی بر اکوسیستم» حمایت مینماید که ابزارهای سیاست عمومی را با ظرفیتهای واقعی کشورها همسو میکند.
گزارش بانک جهانی، سه «شکاف» را معرفی میکند که اِعمال سیاستهای صنعتی را برای رشد اقتصادی آفریقا ناگزیر میکند؛ مورد اول این است که ابزارهای فعلی انتخاب شده، به ویژه به دلیل کمبود بودجه و منابع اداری، برای واقعیتهای موجود مناسب نیستند. دوم، پشتیبانی مالی و فنی بر خلاف مدل آسیای شرقی، برای کسبوکارها بسیار ضعیف و کوتاهتر از آن است که بتوانند یاد بگیرند و رشد کنند. شکاف سوم نیز، شکاف تکمیلی است و زمانی ظاهر میشود که پروژهها فاقد زیرساختهای اساسی (انرژی، لجستیک، مهارت) هستند؛ در نتیجه به جای تقویت اقتصاد، کارخانههای منزوی ایجاد میشود. در این گزارش تاکید شده است که این سه مانع و شکاف، یکدیگر را تقویت میکنند؛ لذا پیشرفت و بهبود در یک جبهه بدون پیشرفت در سایر جبههها، برای بهبود نتایج کافی نیست و درمان همزمان آنها ضروری است؛ در غیر این صورت، حتی جسورانهترین ابتکارات سیاست صنعتی نیز در صورت اجرا شکست خواهند خورد.
پیشنهادات سیاستی
برای رفع شکافهای گفته شده، بانک جهانی سه توصیه عمده ارائه میکند. اولاً، دستاوردها و مزایای افزایش بهرهوری که توسط سیاستهای صنعتی ترویج میشود، به مقیاس نسبتا بالایی نیاز دارد؛ بنابراین شرکتهای بیشتر، رقابت بیشتر و معاملات بیشتر در پی هم میآیند، اما اکثر اقتصادهای آفریقا برای ایجاد این پویایی در سطح ملی بسیار کوچک هستند. یعنی بازارهای آفریقا برای اجرای یک سیاست صنعتی، کوچکتر از آن هستند که به تنهایی کار کنند، اما منطقۀ آزاد تجاری قارۀ آفریقا (AfCFTA) به طور اساسی وضعیت را تغییر میدهد. به گفته بانک جهانی، بخشهای کلیدی، با کاهش مالیاتهای گمرکی باید مستقیماً ادغام شوند. اگر با طبقهبندی آنها به عنوان محصولات حساس، بیش از حد از آنها محافظت شود، در نهایت به نفع شرکتهای مستقر و به ضرر تازه واردان خواهد بود و رشد بازار را مسدود و محدود میکند.
توصیه دوم بانک جهانی این است که بین کشورهای همسایه، نیروها با یکدیگر متحد شوند. وقتی یک پروژه برای یک کشور خیلی بزرگ است، باید یک سیاست صنعتی منطقهای طراحی شود. نمونه مشخص، اتحاد بین جمهوری دموکراتیک کنگو (برای کبالت) و زامبیا (برای مس) است. این دو کشور با هم برای تولید قطعات حیاتی باتری، با تمرکز بر یک مرحله خاص و واقعی از تولید، به جای تلاش برای انجام همه کارها به تنهایی، شریک هستند.
در نهایت، بانک جهانی توصیه میکند کشورهای آفریقایی باید از منابع معدنی حیاتی خود که برای گذار سبز لازم است بهرهبرداری کنند. در این گزارش تصریح شده است که منابع معدنی حیاتی و پتانسیل انرژی تجدیدپذیر، در حال حاضر آفریقا را در موقعیت منحصر به فردی قرار میدهد و یک فرصت طلایی برای سیاست صنعتی آفریقا است، اما این فرصت را باید الان و نه بعداً غنیمت شمرد.
به طور خلاصه، موفقیت سیاستهای صنعتی در آفریقا به نظریههای انتزاعی بستگی ندارد، بلکه به طراحی واقعی، ظرفیتهای قوی و ادغام موفقیتآمیز در اکوسیستمهای گستردهتر که زیرساختها، مهارتها، تامین مالی و بازارهای منطقهای را ترکیب میکند، بستگی دارد.
https://french.ahram.org.eg/UI/Front/Inner.aspx?NewsContentID=87974