معاونت دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

۱۴۰۵/۰۵/۳۰- ۰۸:۰۰

غرب آفریقا و بازار کربن

غرب آفریقا برای اجرای اقدامات اقلیمی خود با شکافی حدود ۲۹۴ میلیارد دلاری در تأمین مالی مواجه است و جامعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا در تلاش است بخشی از این شکاف را از طریق توسعه بازارهای کربن جبران کند. منطق این رویکرد، تبدیل ظرفیت‌های طبیعی منطقه، از جنگل و کشاورزی تا احیای اراضی، به اعتبارات کربن و در نهایت منابع مالی است؛ اما ظرفیت زیست‌محیطی به‌خودی‌خود به درآمد قابل‌توجه تبدیل نمی‌شود. میزان درآمد واقعی به حجم اعتبارات قابل تولید، کیفیت و قابلیت راستی‌آزمایی آنها، قیمت بازار و تقاضای بین‌المللی بستگی دارد.

غرب آفریقا با شکاف قابل توجهی میان نیازهای مالی اقلیمی و منابع موجود مواجه است. جامعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا (ECOWAS) در راهبرد منطقه‌ای خود برای دسترسی و بسیج منابع مالی اقلیمی، که در سال ۲۰۲۲ تصویب شد، نیاز مالی کشورهای منطقه برای اجرای اقدامات اقلیمی را حدود ۲۹۴ میلیارد دلار برآورد کرده است. این رقم مربوط به دوره اجرای تعهدات اقلیمی‌ کشورهای منطقه است و نباید با میزان منابعی که بازار کربن می‌تواند تأمین کند یکسان تلقی شود. در اوت ۲۰۲۶، جامعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا همین برآورد را در جریان کارگاه منطقه‌ای ابوجا برای اعتبارسنجی چارچوب ایجاد پلتفرم بازار کربن غرب آفریقا بار دیگر مطرح کرد و اعلام کرد که با افزایش تعهدات اقلیمی‌ کشورهای عضو، نیازهای مالی نیز افزایش خواهد یافت.

مسئله اصلی از همین‌جا آغاز می‌شود. کشورهای غرب آفریقا از نظر ظرفیت طبیعی برای ایجاد اعتبار کربن موقعیت قابل توجهی دارند؛ جنگل‌ها، زمین‌های کشاورزی، جنگل‌های حرا و پروژه‌های احیای اراضی می‌توانند در شرایط مناسب مبنای پروژه‌های کاهش یا جذب انتشار قرار گیرند. اما برخورداری از ظرفیت زیست‌محیطی به معنای دسترسی خودکار به منابع مالی نیست. برای تبدیل این ظرفیت به درآمد، باید پروژه‌هایی با کاهش انتشار قابل اندازه‌گیری ایجاد شود، کاهش انتشار به‌درستی راستی‌آزمایی شود، اعتبار ایجادشده از نظر خریداران قابل اعتماد باشد و در نهایت برای آن تقاضا و قیمت کافی وجود داشته باشد. بنابراین پرسش اساسی درباره ابتکار جامعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا این است که این ظرفیت تا چه اندازه می‌تواند به منابع مالی واقعی، پایدار و سازگار با اهداف توسعه‌ای و اقلیمی‌کشورهای منطقه تبدیل شود.

بازار کربن؛ ظرفیت مالی یا منبع مکمل؟

داده‌های جهانی نشان می‌دهد بازار کربن در حال گسترش است، اما ابعاد و ساختار آن با نیاز مالی اقلیمی غرب آفریقا تفاوت دارد. بر اساس گزارش «وضعیت و روندهای قیمت‌گذاری کربن ۲۰۲۶» بانک جهانی، انتشار اعتبارات کربن در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال قبل ۸ درصد افزایش یافت، اما همچنان حدود ۲۰ درصد پایین‌تر از سطح سال ۲۰۲۲ بود. در همین حال، قیمت اعتبارات کربن در سال ۲۰۲۵ به‌طور کلی اندکی کاهش یافت، هرچند اعتبارات برخی پروژه‌های با کیفیت بالاتر، از جمله حفاظت و احیای جنگل و اعتبارات واجد شرایط استفاده در بازار هوانوردی بین‌المللی، از قیمت بیشتری برخوردار بودند. این وضعیت نشان می‌دهد که رشد تعداد اعتبارات به‌تنهایی به معنای رشد متناسب درآمد نیست و کیفیت اعتبار و نوع تقاضا نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.

بانک جهانی همچنین گزارش می‌دهد که در سال ۲۰۲۵ درآمد دولت‌ها از سازوکارهای مستقیم قیمت‌گذاری کربن به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار رسید. با این حال، این رقم عمدتا به مالیات‌های کربنی و نظام‌های تجارت انتشار مربوط است و نباید آن را درآمد بازار اعتبارات کربن یا منابع قابل دسترس برای کشورهای اکوواس تلقی کرد. تفاوت میان این دو بازار برای ارزیابی طرح غرب آفریقا مهم است، زیرا بازار اعتبارات کربن به‌شدت به نوع پروژه، استاندارد مورد استفاده، کیفیت کاهش انتشار و تقاضای خریداران وابسته است. به همین دلیل، رقم ۲۹۴ میلیارد دلار نمی‌تواند مبنایی برای برآورد درآمد آینده بازار کربن اکوواس قرار گیرد. این رقم نشان‌دهنده نیاز مالی است، نه اندازه بازار بالقوه کربن. برای مشخص شدن سهم واقعی بازار کربن، باید حجم اعتبار قابل تولید، سهم پروژه‌هایی که امکان انتقال بین‌المللی دارند، قیمت قابل تحقق و هزینه‌های توسعه و راستی‌آزمایی پروژه‌ها مشخص شود. اکوواس نیز، بازار کربن و اجرای ماده ۶ توافق پاریس را به‌عنوان یکی از مسیرهای بسیج منابع معرفی کرده است، نه جایگزینی برای کل منابع مورد نیاز.

تجربه خود کشورهای منطقه نشان می‌دهد که امکان تبدیل ظرفیت طبیعی به معامله مالی وجود دارد، اما مقیاس آن هنوز با نیازهای اقلیمی منطقه فاصله زیادی دارد. بانک جهانی اعلام کرده است که ساحل عاج در سال ۲۰۲۵ یک معامله ۲۳ میلیون دلاری با یک خریدار خصوصی برای اعتبارات حاصل از برنامه کربن جنگل‌های خود انجام داده است. چنین معامله‌ای از نظر ایجاد یک مدل درآمدی مهم است، اما در مقایسه با نیاز ۲۹۴ میلیارد دلاری اکوواس نشان می‌دهد که بازار کربن، حتی در صورت توسعه، باید به‌عنوان منبع مکمل در نظر گرفته شود. از این منظر، مسئله برای اکوواس بیشتر «تبدیل ظرفیت به بازار» است تا صرفا ایجاد بازار؛ اگر اعتبارات ایجادشده کیفیت پایین داشته باشند یا در بازار با تقاضای محدود و قیمت پایین مواجه شوند، وسعت منابع طبیعی به درآمد قابل توجه تبدیل نخواهد شد. گزارش بانک جهانی درباره روندهای بازار کربن نیز بر همین تفاوت میان رشد عرضه، کیفیت اعتبار و قیمت تأکید دارد.

فروش کاهش انتشار و مسئله تعهدات اقلیمی

موضوع زمانی پیچیده‌تر می‌شود که اعتبار کربن قرار است در بازار بین‌المللی معامله شود. ماده ۶ توافق پاریس امکان همکاری میان کشورها برای انتقال نتایج کاهش انتشار را فراهم می‌کند. در چارچوب بند ۶.۲، کشور میزبان می‌تواند نتایج کاهش انتشار را به کشور دیگری منتقل کند و خریدار از آن برای تحقق بخشی از اهداف اقلیمی خود استفاده کند. این واحدها با عنوان «نتایج کاهش انتشار قابل انتقال بین‌المللی» یا ITMO شناخته می‌شوند. اما انتقال یک نتیجه کاهش انتشار به خارج از کشور، صرفا یک معامله مالی نیست. نظام ماده ۶ برای جلوگیری از محاسبه مضاعف، سازوکار «تعدیل متناظر» یا Corresponding Adjustment را پیش‌بینی کرده است. بر اساس راهنمای رسمی‌ کنوانسیون چارچوب سازمان ملل متحد درباره تغییرات اقلیمی (UNFCCC)، این تعدیل در تراز انتشار کشورها اعمال می‌شود تا نتیجه کاهش انتشار منتقل‌شده هم‌زمان در تحقق اهداف اقلیمی‌ کشور فروشنده و خریدار محاسبه نشود.

این مسئله برای کشورهای غرب آفریقا اهمیت عملی دارد. یک کشور می‌تواند با فروش نتیجه کاهش انتشار سرمایه دریافت کند و بخشی از هزینه پروژه اقلیمی خود را پوشش دهد؛ اما در مقابل، نتیجه‌ای که منتقل کرده است دیگر نمی‌تواند به همان شکل برای تحقق هدف اقلیمی خودش مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین تصمیم درباره فروش اعتبار باید علاوه بر قیمت معامله، با نیاز کشور به تحقق مشارکت ملی تعیین‌شده (NDC) و هزینه فرصت نگه‌داشتن کاهش انتشار در داخل مقایسه شود؛ به بیان دیگر، یک کشور ممکن است امروز برای یک تن کاهش انتشار درآمد دریافت کند، اما باید مشخص کند که این کاهش انتشار در آینده چه ارزشی برای تحقق تعهد اقلیمی خود خواهد داشت. این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا کشورهای غرب آفریقا هم‌زمان با افزایش نیاز به تأمین مالی، در حال تقویت چارچوب‌های ملی NDC و مشارکت در سازوکارهای ماده ۶ هستند.

تجربه کشورهای منطقه نشان می‌دهد که این فرایند به چارچوب‌های حقوقی و نهادی مشخص نیاز دارد. در مارس ۲۰۲۶، گامبیا در چارچوب همکاری با West African Alliance برای ایجاد آمادگی بازار کربن، بر موضوعاتی از جمله فرآیندهای صدور مجوز، تعدیلات متناظر، نظام ثبت، نحوه تقسیم منافع و الزامات گزارش‌دهی تمرکز کرد. این موارد نشان می‌دهد که مسئله انتقال اعتبار در عمل بسیار فراتر از خرید و فروش یک واحد کربن است و مستقیما به حاکمیت اقلیمی‌کشورها مربوط می‌شود.

مالکیت اعتبار و توزیع منافع

در کنار مسئله انتقال بین‌المللی، سؤال دیگری وجود دارد که در صورت توسعه بازار کربن در غرب آفریقا نمی‌توان از آن عبور کرد: چه کسی مالک اعتبار ایجادشده است و درآمد آن چگونه توزیع می‌شود؟ این مسئله به‌ویژه در پروژه‌های مبتنی بر جنگل، زمین و کشاورزی اهمیت دارد. اعتبار ممکن است از حفاظت یک جنگل، احیای یک زمین تخریب‌شده یا تغییر شیوه استفاده از زمین حاصل شود، اما فعالیت مربوط به ایجاد اعتبار در سرزمینی انجام می‌شود که دولت، مالک زمین، جوامع محلی، کشاورزان و توسعه‌دهندگان پروژه ممکن است در آن حقوق و منافع متفاوتی داشته باشند. بانک جهانی در برنامه‌های مربوط به توسعه بازارهای کربن در کشورهای آفریقایی بر ضرورت ایجاد چارچوب‌های حقوقی و نهادی، نظام‌های اندازه‌گیری و گزارش‌دهی و سازوکارهای مشارکت و تقسیم منافع تأکید کرده است. این موضوع در مورد غرب آفریقا نیز اهمیت دارد، زیرا بخشی از ظرفیت بالقوه منطقه برای تولید اعتبار به منابع طبیعی و کاربری زمین وابسته است. در نتیجه، موفقیت بازار منطقه‌ای صرفا با حجم اعتبارهای صادرشده سنجیده نمی‌شود. اگر درآمد حاصل از پروژه‌ها عمدتا در اختیار توسعه‌دهندگان یا واسطه‌های مالی قرار گیرد و سهم جوامع محلی یا کشور میزبان محدود باشد، اثر اقتصادی بازار بر توسعه محلی می‌تواند بسیار کمتر از ارزش اسمی اعتبارات باشد. از سوی دیگر، اگر دولت‌ها بخواهند سهم بیشتری از درآمد را به خود اختصاص دهند، باید میان جذب سرمایه خصوصی و افزایش درآمد عمومی تعادل ایجاد کنند.

ابتکار Africa Carbon Markets Initiative نیز دقیقا با همین ملاحظه، هدف توزیع عادلانه و شفاف درآمد اعتبارات با جوامع محلی را در کنار افزایش تولید اعتبار قرار داده است. این موضوع نشان می‌دهد که مسئله توزیع منافع، یک ملاحظه فرعی نیست، بلکه بخشی از بحث گسترده‌تر درباره کیفیت و مشروعیت اجتماعی بازارهای کربن در آفریقاست. از این منظر، بازار کربن می‌تواند برای غرب آفریقا دو کارکرد متفاوت داشته باشد؛ در حالت نخست، صرفا امکان فروش یک دارایی زیست‌محیطی به سرمایه‌گذاران خارجی فراهم می‌شود. در حالت دوم، بازار به سازوکاری برای تأمین مالی پروژه‌های توسعه‌ای، ایجاد درآمد محلی و سرمایه‌گذاری مجدد در حفاظت از منابع طبیعی تبدیل می‌شود. تفاوت میان این دو مدل تا حد زیادی به قواعد مالکیت، تقسیم درآمد و نظارت بستگی دارد.

از ظرفیت طبیعی تا بازار منطقه‌ای

جامعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا از سال ۲۰۲۴ روند ایجاد یک چارچوب هماهنگ منطقه‌ای برای بازار کربن را دنبال می‌کند. این روند در اوت ۲۰۲۶ وارد مرحله مشخص‌تری شد. در کارگاه سه‌روزه ابوجا، نمایندگان کشورهای عضو، نهادهای منطقه‌ای و بین‌المللی، شرکای توسعه و کارشناسان فنی چارچوب پیشنهادی پلتفرم را بررسی کردند. طبق اعلام رسمی جامعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا، مباحث فنی شامل دامنه فعالیت پلتفرم، معماری فنی، ایجاد یک ثبت منطقه‌ای کربن و سازوکارهای معاملات بود. با اینکه اکوواس هنوز یک بازار منطقه‌ای کاملا عملیاتی ایجاد نکرده است، اما اهمیت این مرحله در آن است که آنچه در حال شکل‌گیری است، چارچوبی برای هماهنگ کردن تلاش‌های ملی و ایجاد امکان مشارکت منسجم‌تر کشورهای عضو در بازارهای بین‌المللی است. خود اکوواس هدف این چارچوب را ایجاد سازوکاری معتبر، شفاف و فراگیر، افزایش اعتماد سرمایه‌گذاران، تجمیع ظرفیت تخصصی و کاهش هزینه‌های مبادله اعلام کرده است. این رویکرد با وضعیت کشورهای عضو همخوانی دارد. برای مثال، نیجریه در حال توسعه ثبت ملی بازار کربن است و گامبیا نیز در سال ۲۰۲۶ برای ایجاد چارچوب آمادگی ملی بازار کربن اقدام کرده است. در چنین شرایطی، پلتفرم منطقه‌ای می‌تواند به جای جایگزین کردن سازوکارهای ملی، وظیفه هماهنگی و ایجاد استانداردهای مشترک را بر عهده بگیرد.

اهمیت این هماهنگی زمانی روشن‌تر می‌شود که الزامات ماده ۶ را در نظر بگیریم. مشارکت در بازارهای بین‌المللی نیازمند نظام‌های قابل اتکا برای اندازه‌گیری، گزارش‌دهی و راستی‌آزمایی، ثبت معاملات، صدور مجوز انتقال و جلوگیری از محاسبه مضاعف است. اگر هر کشور عضو استانداردها و رویه‌های کاملا متفاوتی داشته باشد، هزینه ورود سرمایه‌گذاران افزایش پیدا می‌کند و اعتبار منطقه‌ای بازار نیز دشوارتر شکل می‌گیرد. به همین دلیل، ارزش افزوده پلتفرم اکوواس را باید بیشتر در هماهنگی و کاهش پراکندگی نهادی جست‌وجو کرد تا در ایجاد یک بازار مستقل از بازارهای ملی. این مسئله با هدف اعلام‌شده اکوواس برای کاهش هزینه‌های معاملاتی، تجمیع تخصص و تقویت ظرفیت‌های ملی نیز سازگار است. در عین حال، توسعه بازار نباید با توسعه نیازهای اقلیمی خلط شود. بازار کربن عمدتا برای تأمین مالی فعالیت‌هایی مناسب است که بتوان کاهش یا جذب انتشار آنها را اندازه‌گیری و اعتبارسنجی کرد. اما نیازهای اقلیمی غرب آفریقا فقط به کاهش انتشار محدود نیست و بخش مهمی از آن به سازگاری با خشکسالی، تغییرات بارندگی، فشار بر منابع آب، آسیب‌پذیری کشاورزی و سایر پیامدهای تغییر اقلیم مربوط می‌شود. بنابراین حتی یک بازار کربن موفق نیز نمی‌تواند به‌تنهایی جایگزین سایر اشکال تأمین مالی اقلیمی‌شود. این تمایز در سطح جهانی نیز اهمیت دارد. گزارش «چشم‌انداز جهانی تأمین مالی اقلیمی ۲۰۲۶» مؤسسه Climate Policy Initiative بر ضرورت افزایش سرمایه‌گذاری در سازگاری و تاب‌آوری تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که افزایش منابع برای کاهش انتشار به‌تنهایی پاسخگوی نیازهای اقتصادهای آسیب‌پذیر نیست. برای غرب آفریقا، این به معنای آن است که درآمد بازار کربن باید در چارچوب گسترده‌تر تأمین مالی اقلیمی دیده شود، نه به‌عنوان جایگزین آن.

https://www.ecowas.int/ecowas-advances-regional-carbon-market-platform

-to-mobilise-climate-finance-and-unlock-west-africas-carbon-market-potential/

https://www.worldbank.org/en/publication/state-and-trends-of-carbon-pricing

https://unfccc.int/process-and-meetings/the-paris-agreement/article-6/article-62

https://unfccc.int/sites/default/files/resource/Article_6.2_Reference_Manual.pdf

https://www.worldbank.org/en/news/press-release/2026/02/23/congo-basin-countries

-forge-strategic-path-to-carbon-markets-with-roadmaps-to-monetize-forest-wealth

https://westafricanalliance.org/

https://www.climatepolicyinitiative.org/publication/global-landscape-of-climate-finance-2026/

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است

امتیاز شما