علاقه روزافزون چین به دالان (کریدور) میانی، معضلی برای اروپا
با ادامه جنگ در اوکراین، اروپا و چین با انگیزههای فزایندهای برای تنوع بخشی به ارتباطات فرا اوراسیایی خود مواجه هستند. بنابراین، دالان (کریدور) میانی به عنوان جایگزینی جذاب برای مسیرهای سنتی ظهور کرده است. در حالی که برخی از ناظران این منافع مشترک را زمینهای برای همکاری میدانند، به ویژه در زمان افزایش تنش تجاری اتحادیه اروپا و چین، چنین خوشبینیای خطر نادیده گرفتن واگراییهای راهبردی قابل توجه را به همراه دارد. منافع عملیاتی مشترک با چشماندازهای راهبردی مشترک برابر نیست. در واقع، گسترش حضور چین در امتداد دالان (کریدور) میانی، اروپا را در یک معضل پیچیده در مورد میزان عمیق بودن مشارکت قرار میدهد.
10 دسامبر 2025، اوون آو، تین - چینگ لئونگ، چاینا آبزرورز
با ادامه جنگ در اوکراین، اروپا و چین با انگیزههای فزایندهای برای تنوع بخشی به ارتباطات فرا اوراسیایی خود مواجه هستند. بنابراین، دالان (کریدور) میانی به عنوان جایگزینی جذاب برای مسیرهای سنتی ظهور کرده است. در حالی که برخی از ناظران این منافع مشترک را زمینهای برای همکاری میدانند، به ویژه در زمان افزایش تنش تجاری اتحادیه اروپا و چین، چنین خوشبینیای خطر نادیده گرفتن واگراییهای راهبردی قابل توجه را به همراه دارد. منافع عملیاتی مشترک با چشماندازهای راهبردی مشترک برابر نیست. در واقع، گسترش حضور چین در امتداد دالان (کریدور) میانی، اروپا را در یک معضل پیچیده در مورد میزان عمیق بودن مشارکت قرار میدهد.
منافع عملیاتی مشترک
دالان (کریدور) میانی که به عنوان مسیر حمل و نقل بینالمللی فرا خزر (TITR) نیز شناخته میشود، چین را از طریق قزاقستان، دریای خزر، آذربایجان و گرجستان به اروپا متصل میکند و سپس به ترکیه و سپس به بازارهای اروپا میرسد. علی رغم راهاندازی رسمی آن در سال 2013 با حمایت سیاسی قابل توجه ترکیه و چندین توسعه زیرساختی عمده از آن زمان، این مسیر در بیشتر دهه اول خود توجه بینالمللی محدودی را به خود جلب کرد.
اتصال اوراسیا به طور سنتی از طریق روسیه (دالان «کریدور» شمالی) انجام میشد، به دلیل عدم وجود کنترلها و گذرگاههای مرزی متعدد و همچنین وضعیت سیاسی نسبتاً بیثبات در آسیای مرکزی. علاوه بر این، اتحادیه اروپا به طور سنتی ترجیح داده است که با روسیه تعامل داشته باشد، به طوری که بیش از 85 درصد از تجارت چین و اروپا قبل از سال 2022 از روسیه عبور میکرد. در مقابل، دالان (کریدور) میانی از موانع عملیاتی مداوم رنج میبرد. در سال 2022، این دالان (کریدور) تنها حدود 33 هزار کانتینر معادل بیست فوت (TEU) و تقریباً 1.5 میلیون تن بار را جابجا کرد، با وجود این که ظرفیت نظری سالانه آن حدود 5.8 میلیون تن بود. پیچیدگی چندوجهی همچنان یک مساله کلیدی است زیرا این مسیر نیاز به گذرگاههای مرزی متعدد، خطوط ریلی متغیر، استانداردهای گمرکی و فنی متفاوت در سراسر قزاقستان، آذربایجان، گرجستان و ترکیه دارد. علاوه بر این، ترانزیت دریایی از طریق دریای خزر و دریای سیاه هزینههای مالی و زمانی اضافی را به همراه دارد : هزینه انتقال یک واحد معادل چهل فوت (FEU) از چین به اروپا از طریق این کریدور 2500 تا 3250 دلار تخمین زده میشود، در حالی که زمان ترانزیت هنوز میتواند تا 50 روز برسد.
علاوه بر موانع عملیاتی، ملاحظات سیاسی نیز لایه دیگری از تردید را برای چین ایجاد کرد. با افزایش همسویی راهبردی و سیاسی با روسیه پس از سال 2014، چین همچنین دالان (کریدور) شمالی را ترجیح داد و میخواست از برخورد احتمالی نفوذ با روسیه بر سر آسیای مرکزی و قفقاز جلوگیری کند. همچنین باید توجه داشت که دالان (کریدور) میانی زمانی به عنوان یک ابتکار رقیب برای طرح کمربند و جاده پکن از سوی ترکیه تلقی میشد. در حالی که ترکیه در طول دهه 2010 به دنبال اتصال طرح دالان (کریدور) میانی خود با طرح کمربند و جاده بود، چین تعامل محدود و تردید راهبردی نشان داد، در حالی که طبق گزارشها، پکن حتی در سال 2018 آماده دور زدن دالان (کریدور) میانی بود.
یک سری اختلالات در اوایل دهه 2020 این محاسبات را به طرز چشمگیری تغییر داد. پس از حمله تمام عیار روسیه به اوکراین در سال 2022، اتحادیه اروپا چندین دور تحریم علیه روسیه وضع کرد و ترافیک کانتینری در دالان (کریدور) شمالی در سال 2023 بیش از نیمی از آن کاهش یافت و این مسیر دیگر گزینه مناسبی برای اروپا نبود. برای چین، خطر گرفتار شدن در تحریمهایی که روسیه را هدف قرار میدادند، مسیر سابقاً ترجیحی را بسیار کمتر قابل استفاده کرد. همزمان، تجارت دریایی با شوکهای خاص خود روبرو شد. انسداد کانال سوئز در سال 2021 از سوی کشتی اِوِر گیوِن (Ever Given) و بحران دریای سرخ از سال 2023 به بعد، آسیبپذیری حمل و نقل جهانی را آشکار کرد.
این تحولات انگیزههای همگرا را برای اروپا و چین برای بررسی جایگزینها ایجاد کرد و هر دو در نهایت به دالان (کریدور) میانی روی آوردند. اتحادیه اروپا حضور خود را در منطقه از طریق ابتکار دروازه جهانی خود افزایش داد، در حالی که چین رسماً مسیر حمل و نقل بینالمللی فرا خزر (TITR) را در سال 2023 در طرح یک کمربند، یک جاده گنجاند. در نتیجه، آنها به دو سرمایهگذار تأثیرگذار در زیرساختهای این دالان (کریدور) تبدیل شدهاند.
چشماندازهای راهبردی متفاوت
اگرچه طرح های زیرساختی اروپا و چین میتوانند در برخی موارد مکمل یکدیگر باشند، اما این نباید با همسویی راهبردی اشتباه گرفته شود.برای اروپا، این دالان (کریدور) به عنوان وسیلهای برای تقویت استقلال راهبردی در یک محیط ژئوپلیتیکی به طور فزاینده بیثبات دیده میشود. اهداف کلیدی شامل تنوعبخشی به زنجیرههای تأمین حیاتی، کاهش قرار گرفتن در معرض اجبار اقتصادی یا سیاسی خارجی و تضمین دسترسی مطمئنتر به مناطق غنی از منابع در سراسر آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی است که محل ذخایر قابل توجه نفت، گاز طبیعی و مواد اولیه حیاتی (CRM) هستند. با توجه به موقعیت غالب چین در زنجیرههای تأمین مواد اولیه حیاتی جهانی، اتحادیه اروپا به طور فعال به دنبال گسترش منابع خود و افزایش تابآوری است. بنابراین، بروکسل مشارکتهای مرتبط با مواد اولیه حیاتی را با قزاقستان، ازبکستان و سایر کشورهای منطقه در اولویت قرار داده است.
در همین حال، چین صرفاً یک ناظر منفعل در بخش مواد اولیه حیاتی آسیای مرکزی نیست، بلکه یک شریک به طور فزاینده فعال است. به عنوان نمونه، در ازبکستان، یک شرکت معدن کاری دولتی چین با وزارت زمینشناسی و معدن برای انجام اکتشافات زمینشناسی، سرمایهگذاریهای مشترک معدن و تولید ارزش افزوده بعدی مواد معدنی حیاتی و محصولات با ارزش بالا توافق کرد. تخمین زده میشود که چین در سال 2024 حدود 70٪ از کل مواد اولیه حیاتی استخراج شده در آسیای مرکزی را وارد کرده باشد و شرکتهای چینی در حال حاضر 25 طرح شناسایی شده در منطقه را مدیریت میکنند که پنج برابر شرکتهای اروپایی است. این مشارکتها منعکس کننده راهبرد پکن برای تضمین استخراج بالادستی و ادغام آن در پایگاه فرآوری پایین دستی خود است و در نتیجه موقعیت زنجیره تامین خود را در آسیای مرکزی تثبیت میکند، حتی در حالی که بازیگران اروپایی به دنبال تنوع بخشی به فعالیتهای خود هستند.
فراتر از رقابت بر سر منابع و زنجیره تامین، تنش در چارچوبها و دیدگاههای متضادی نیز وجود دارد که اتحادیه اروپا و چین از طریق آنها با منطقه تعامل دارند. دروازه جهانی اتحادیه اروپا تا حدودی به عنوان یک وزنه تعادل راهبردی در برابر طرح یک کمربند، یک جاده چین در نظر گرفته شده است و یک مدل جایگزین از اتصال را ارایه میدهد که ارزشهای دموکراتیک و استانداردهای بالا، به عنوان نمونه حکومتداری خوب، شفافیت و پایداری را ترویج میدهد. این مؤلفههای سیاسی و هنجاری جزء لاینفک اقدام خارجی اتحادیه اروپا هستند، اما اساساً با موضع چین در تضاد هستند. پکن دائماً ارتقای استانداردهای دموکراتیک را به عنوان دخالت در امور داخلی کشورهای در حال توسعه رد میکند و استدلال میکند که چنین شرطی، استقلال کشورهای شریک را تضعیف میکند.
چین در عوض، تعامل خود در امتداد دالان (کریدور) میانی را به عنوان بخشی از روایت گستردهتر «همکاری جنوب - جنوب» خود چارچوببندی میکند. این رویکرد بر همبستگی بین کشورهای در حال توسعه، توسعه تحت رهبری دولت و اجتناب از قید و بندهای سیاسی مرتبط با آن چه پکن «شمال جهان» مینامد، تأکید دارد. در این چارچوب، چین خود را به عنوان یک شریک توسعهای ارایه میدهد که زیرساخت، امور مالی و اتصال را بدون الزامات حاکمیتی ارایه میدهد. این مدلهای متضاد تعامل، تنشهای ساختاری ایجاد میکنند و پتانسیل همکاری معنادار اتحادیه اروپا و چین را در امتداد دالان (کریدور) میانی به طور قابل توجهی محدود میکنند.
معضل اروپا
در حالی که پیشرفت چین در دالان (کریدور) میانی، اروپا را به عقبنشینی سوق داده است تا از دستور کار خطر زدایی (ریسکزدایی) و استقلال راهبردی خود دست نکشند، تعامل اروپا بدون خطر (ریسک) نیست.اول، اتحادیه اروپا ممکن است ناخواسته اهرم ترکیه بر اتصال اروپا را افزایش دهد. روابط بین بروکسل و آنکارا به دلیل نگرانیها در مورد عقبگرد دموکراتیک و نقض حقوق بشر که سالهاست مانع از پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا شده است، همچنان متشنج است. علاوه بر این، ترکیه بارها از کنترل خود بر نقاط دسترسی راهبردی، از جمله تنگههای دریای سیاه و گذرگاههای مرزی کلیدی مهاجران، برای گرفتن امتیاز از اتحادیه اروپا استفاده کرده است. بنابراین، یک دالان (کریدور) میانی که به شدت به ترانزیت ترکیه متکی باشد، میتواند اروپا را در معرض اشکال جدیدی از آسیبپذیری ژئوپلیتیکی قرار دهد.
نگرانی دوم، نوسانات ژئوپلیتیکی مناطقی است که این دالان (کریدور) از آنها عبور میکند. مسایل حل نشده بین ارمنستان و آذربایجان، علی رغم توافق صلح آنها، همچنان منبع بالقوه بیثباتی در قفقاز جنوبی است. روسیه علی رغم موقعیت ژئوپلیتیکی ضعیف خود، نفوذ قابل توجهی را حفظ میکند و اقدامات آن همچنان غیرقابل پیشبینی است. روابط بین ترکیه و روسیه، رقابت را با همکاری گزینشی ترکیب میکند، که اغلب به روشهایی است که مناطق اطراف را بیثبات میکند. نوسانات سیاسی داخلی گرجستان، قابلیت اطمینان آن را به عنوان یک شریک پیچیده میکند. در آسیای مرکزی، تلاش قزاقستان برای ایجاد تعادل در برابر چین، روسیه و شرکای غربی، شکنندگی محیط راهبردی را نشان میدهد. تعمیق دخالت در این محیطهای ناپایدار میتواند منابع محدود اروپا را بیش از حد افزایش دهد و در بدترین حالت، اتحادیه اروپا را درگیر درگیریهای منطقهای کند که در حال حاضر قادر به جذب آنها نیست.
بنابراین اروپا باید اهداف راهبردی خود، مانند تنوعبخشی به زنجیرههای تأمین و انعطافپذیری بازار داخلی، را در برابر خطرات درگیریهای سیاسی متعادل کند. مشارکت محدود، توسعه این دالان (کریدور) را تا حد زیادی در دستان چین و ترکیه قرار میدهد، در حالی که مشارکت عمیقتر ممکن است اروپا را در معرض رقابتها و وابستگیهای منطقهای قرار دهد که اهداف گستردهتر سیاست خارجی آن را تضعیف میکند.
اروپا و چین به طور فزایندهای نیاز عملیاتی به اتصال جایگزین اوراسیا را به اشتراک میگذارند و دالان (کریدور) میانی یک راه حل عملی، هرچند ناقص، ارایه میدهد. با این حال، این همگرایی، اختلافات راهبردی عمیق را پنهان میکند. برای اروپا، این دالان (کریدور) به عنوان ابزاری برای کاهش خطر و تقویت استقلال راهبردی عمل میکند. برای چین، امتداد نفوذ آن به سمت غرب و بخشی از یک روایت جهانی است که هنجارهای سیاسی غرب را به چالش میکشد. با تعمیق مشارکت چین، اروپا با یک اقدام متعادل دشوار روبرو است. باید حضور خود را در منطقه تقویت کند بدون این که اجازه دهد وابستگیها یا درگیریهای منطقهای جدیدی ایجاد شود. دستیابی به این تعادل مستلزم تعامل دیپلماتیک پایدار، کاهش دقیق خطر (ریسک) و بیان واضح اولویتهای راهبردی بلندمدت اروپا در سراسر اوراسیا است
10 دسامبر 2025، اوون آو، تین - چینگ لئونگ، چاینا آبزرورز
https://chinaobservers.eu/chinas-growing-interest-in-the-middle-corridor-presents-a-dilemma-for-europe/