معاونت دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

۱۴۰۵/۰۲/۰۹- ۰۸:۰۰

چه کسی از جنگ ایران سود می‌برد؟ منافع و اقتصاد سیاسی شوک هرمز

دکتر گرگور سمینیوک استادیار دانشگاه ماساچوست و خانم دکتر ایزابلا ام. وبر دانشیار دانشگاه ماساچوست، طی مقاله ای به بررسی جنگ ایران پرداختند. در این مقاله آمده است: جنگی که ایالات متحده و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران به راه انداخته‌اند، باعث مرگ، ویرانی و آلودگی در سراسر منطقه می‌شود. در عین حال، کل اقتصاد جهانی در حال آماده شدن برای شوک اقتصادی است که این درگیری ایجاد خواهد کرد. بستن تنگه هرمز توسط ایران به روی تقریباً تمام ترافیک دریایی از اوایل ماه مارس، به نمادی از تنگنای گسترده‌ای تبدیل شده است که این بحران ایجاد می‌کند. پیش از شروع جنگ، ۲۰ از عرضه نفت خام جهان از این گذرگاه باریک - که در باریک‌ترین نقطه تنها ۵۵ کیلومتر عرض دارد - و همچنین ۲۰ از صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) جهان و تقریباً نیمی از گوگرد و ترکیبات گوگردی جهان که برای فرآیندهای مختلف تولید صنعتی ضروری هستند، عبور می‌کرد. با کاهش ترافیک دریایی از طریق این گذرگاه، صادرات این محصولات اکنون مسدود شده است.

از آنجایی که قیمت نفت خام برنت پس از وقوع جنگ در خاورمیانه از ۱۰۰ دلار در هر بشکه فراتر رفته است، تحقیقات جدید آنچه را که ما از قبل می‌دانستیم آشکار می‌کند: گروه بسیار کوچکی از مردم به طور قابل توجهی ثروتمندتر خواهند شد. در حالی که انتظار می‌رود جمعیت‌های سراسر جهان به زودی با بحران دیگری در هزینه‌های زندگی روبرو شوند - افزایش قیمت نفت، گاز و کود به زودی قیمت تمام کالاهایی را که از این محصولات به عنوان ورودی استفاده می‌کنند، افزایش می‌دهد - سود حاصل از افزایش قیمت انرژی به سادگی از بین نمی‌رود: این سود عمدتاً به جیب ثروتمندان سرازیر می‌ش

خاورمیانه در حال سوختن است. جنگی که ایالات متحده و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران به راه انداخته‌اند، باعث مرگ، ویرانی و آلودگی در سراسر منطقه می‌شود. در عین حال، کل اقتصاد جهانی در حال آماده شدن برای شوک اقتصادی است که این درگیری ایجاد خواهد کرد. بستن تنگه هرمز توسط ایران به روی تقریباً تمام ترافیک دریایی از اوایل ماه مارس، به نمادی از تنگنای گسترده‌ای تبدیل شده است که این بحران ایجاد می‌کند. پیش از شروع جنگ، ۲۰٪ از عرضه نفت خام جهان از این گذرگاه باریک - که در باریک‌ترین نقطه تنها ۵۵ کیلومتر عرض دارد - و همچنین ۲۰٪ از صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) جهان و تقریباً نیمی از گوگرد و ترکیبات گوگردی جهان که برای فرآیندهای مختلف تولید صنعتی ضروری هستند، عبور می‌کرد. با کاهش ترافیک دریایی از طریق این گذرگاه، صادرات این محصولات اکنون مسدود شده است.

 در حال حاضر، قیمت هر بشکه نفت خام به بالای ۱۰۰ دلار رسیده است - در مقایسه با ۶۰ دلار در ابتدای سال. در نتیجه، قیمت بنزین در حال افزایش است و خطوط هوایی افزایش کرایه برای پروازهای طولانی مدت را اعلام می‌کنند. برای مهار این افزایش قیمت، دولت‌های کشورهای واردکننده نفت اقداماتی را از کاهش ساعات کاری هفتگی برای صرفه‌جویی در مصرف سوخت گرفته تا تنظیم قیمت‌ها اعلام کرده‌اند. آنچه که هنوز در مورد آن بحث نمی‌کنند - و نمی‌توان آن را نادیده گرفت - این است که چه کسی ممکن است به زودی از این بحران سود ببرد. با این حال، چندین نمونه باید نگاهی اجمالی به این پدیده به ما ارائه دهند.

بحران نفت و گاز سال ۲۰۲۲ که پس از حمله روسیه به اوکراین رخ داد، به چندین شرکت اجازه داد تا سودهای بی‌سابقه‌ای کسب کنند. افزایش قیمتی که جهان در آن زمان تجربه کرد، با افزایش قیمتی که امروز شاهد آن هستیم، قابل مقایسه بود. برای درک آنچه که امروز در جنگ ایران در معرض خطر است، مهم است که درس‌های آخرین شوک را دوباره مرور کنیم. سالی که جنگ در اوکراین آغاز شد، سود خالص شرکت‌های نفت و گاز سهامی عام به ۹۱۶ میلیارد دلار در سراسر جهان رسید - سه برابر میانگین سود سال‌های گذشته.

چه کسی از بحران انرژی ۲۰۲۲ سود برد؟

 در مقاله‌ای که اخیراً در مجله تحقیقات انرژی و علوم اجتماعی منتشر شده است، برای اولین بار با این سطح از جزئیات، توزیع سود حاصل از بحران نفت و گاز ۲۰۲۲ پس از جنگ گسترده روسیه پوتین در اوکراین را ترسیم کردیم. این تغییر مسیر جریان‌های مالی به ما امکان می‌دهد تا نتایج مرتبطی را برای توسعه سیاست‌های تثبیت بازار انرژی - مسلماً پرهزینه - به دست آوریم: بحران‌های انرژی منبع درآمد بالقوه‌ای برای جبران برخی از هزینه‌ها ارائه می‌دهند. در سال ۲۰۲۲، سود خالص شرکت‌های نفت و گاز سهامی عام در سطح جهان به ۹۱۶ میلیارد دلار رسید که بیش از سه برابر میانگین سود سال‌های گذشته است - حتی بدون احتساب اختلال ناشی از کووید-۱۹ در سال ۲۰۲۰. از این مبلغ، شرکت‌های مستقر در ایالات متحده ۲۸۱ میلیارد دلار جمع‌آوری کردند که به آن جریان خالص ۲۰ میلیارد دلاری از سرمایه‌گذاری‌های خارجی اضافه می‌شود و کل سود را به ۳۰۱ میلیارد دلار می‌رساند. بنابراین، ایالات متحده ذینفع اصلی این افزایش قیمت بود: در سال ۲۰۲۲، میزان این درآمدهای سوخت فسیلی از سرمایه‌گذاری‌های این کشور در کل اقتصاد کم کربن در آن سال (۲۶۷ میلیارد دلار) فراتر رفت. در حالی که ارقام اروپایی در مقایسه با آن ناچیز است، شرکت‌های نفت و گاز مستقر در این قاره نیز در مقایسه با سال‌های گذشته ده‌ها میلیارد دلار سود اضافی به دست آوردند. اتحادیه اروپا، به عنوان گواهی بر وسعت این پدیده، توانست در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ از طریق مالیات بر سودهای بیش از حد حاصل از سوخت‌های فسیلی - مالیاتی که متعاقباً لغو شد - ۲۸ میلیارد یورو جمع‌آوری کند.

در حالی که شدت شوک ایران اکنون به مدت زمان جنگ و میزان افزایش قیمت نفت و سایر کالاها بستگی دارد، روند واضح است: قیمت نفت خام برنت اکنون از ۱۰۰ دلار فراتر رفته است، همان آستانه‌ای که در سال ۲۰۲۲ سود بی‌سابقه‌ای را ایجاد کرده بود. بنابراین، سوال این نیست که آیا جنگ در خاورمیانه چنین سودی را ایجاد خواهد کرد یا خیر - بلکه سوال این است که این سودها چقدر خواهد بود، چه کسی سود خواهد برد و آیا دولت‌ها حاضر به مداخله خواهند بود یا خیر. در ایالات متحده، ۵۰٪ از سود حاصل از سوخت‌های فسیلی به ۱٪ ثروتمندترین افراد تعلق گرفت.

حساب نابرابری: ثروت بادآورده سوخت‌های فسیلی و ذینفعان آن

مطالعه ما در مورد بحران انرژی ۲۰۲۲ یکی از اولین مطالعاتی است که شبکه‌های سهامدارانی را که در آن سال سود را به کسانی که آن را دریافت می‌کردند، مرتبط می‌دانست، تجزیه و تحلیل می‌کند. با استفاده از داده‌هایی که ۲۵۲،۴۳۳ نقطه گره‌ای - شرکت‌های پذیرفته شده در بورس، هلدینگ‌های سهام خصوصی، صندوق‌های بازنشستگی و دفاتر خانوادگی - را پوشش می‌داد، توانستیم تعیین کنیم که در نهایت چه کسی حق دریافت ثروت بادآورده سوخت‌های فسیلی را دارد.

نتیجه واضح است. در ایالات متحده، ۵۰٪ از سود حاصل از سوخت‌های فسیلی به ۱٪ ثروتمندترین افراد می‌رسید. ۵۰٪ فقیرترین شهروندان کشور - حدود ۶۶ میلیون خانوار - تنها ۱٪ دریافت می‌کردند. اگر این تجزیه و تحلیل را اصلاح کنیم، ۰.۱٪ ثروتمندترین - حدود ۱۳۱۰۰۰ خانواده - ۲۶ برابر بیشتر از نیمه فقیرترین ایالات متحده سود دریافت کردند. نمودار زیر جریان‌هایی را نشان می‌دهد که حساب‌های سود و زیان شرکت‌های سوخت فسیلی را از طریق واسطه‌های بازار مالی به جمعیت کشور مرتبط می‌کند. این نابرابری‌ها با سایر نابرابری‌های مرتبط با قومیت و تحصیلات همپوشانی دارند. به عنوان مثال، در ایالات متحده، خانوارهای سفیدپوست (که ۶۴٪ از جمعیت را تشکیل می‌دهند) ۸۷٪ از سود را به خود اختصاص دادند، در حالی که خانوارهای سیاه‌پوست (۱۴٪ از جمعیت) تنها ۳٪ و خانوارهای اسپانیایی‌تبار (۱۰٪) ۱٪ را دریافت کردند. تنها کسانی که دارای مدرک تحصیلات عالی بودند (۳۸٪ از خانوارها) ۷۹٪ از کل را به خود اختصاص دادند. اینها صرفاً نوسانات بازار نیستند: این نابرابری‌ها پیامدهای ساختاری یک سیستم مالکیت دارایی هستند که در آن سهام از متمرکزترین اشکال ثروت است.

سود نفت و توزیع مجدد پنهان تور

بحران ۲۰۲۲ در مواجهه با تورم در ایالات متحده، نابرابری ایجاد کرده است. از آنجا که خانوارهای کم‌درآمد سهم بیشتری از بودجه خود را به انرژی اختصاص می‌دهند - ۳.۳٪ برای بنزین در پایین‌ترین پنجک در مقایسه با ۲.۱٪ در بالاترین پنجک - آنها به طور نامتناسبی تحت تأثیر افزایش قیمت‌ها قرار گرفته‌اند. در همین حال، مزایای حاصل از همین افزایش‌ها، عمدتاً در جهت مخالف حرکت کرده‌اند. برای ثروتمندترین ۰.۱٪، مزایای اضافی حاصل از سوخت‌های فسیلی در سال ۲۰۲۲ در مقایسه با سال ۲۰۲۱، تقریباً به طور کامل هزینه‌های ناشی از تورم را جبران کرد - که طبق شاخص قیمت مصرف‌کننده امسال به ۶.۵٪ رسید. برای فقیرترین ۵۰٪، این جبران تنها ۰.۰۵٪ از درآمد قابل تصرف بود که از نظر کمی ناچیز است.  ثروتمندترین ۰.۱٪ - حدود ۱۳۱۰۰۰ خانواده - ۲۶ برابر بیشتر از نیمه فقیرترین ایالات متحده مزایا دریافت کردند. با این حال، گمراه‌کننده خواهد بود که بگوییم فقرا بیشتر از تورم رنج برده‌اند: به طور دقیق‌تر، ثروتمندان تقریباً به طور کامل توسط همان مکانیسمی‌که همه افراد دیگر را فقیر کرد، جبران شدند. این توزیع مجدد، که در پشت هر شوک نفتی پنهان است، نه در آمار دستمزدها ظاهر می‌شود و نه تثبیت‌کننده‌های خودکار را فعال می‌کند: کاملاً قانونی، کاملاً غیرشفاف و از نظر ساختاری عودکننده است. و با شوک ایران، چنین سازوکاری اکنون در حال راه‌اندازی است.

ایران ۲۰۲۶: تشدید نابرابری توزیع مجدد

شباهت‌های بین بحران ۲۰۲۲ و بحرانی که اکنون تجربه می‌کنیم، به راحتی آشکار است. مانند جنگ در اوکراین، درگیری در خاورمیانه باعث اختلال ناگهانی در عرضه در بازاری می‌شود که تقاضای کوتاه‌مدت در آن پایدار است. در حالی که مفسران در مورد روندهای قیمتی مورد انتظار و سرعت افزایش قیمت اختلاف نظر دارند، همه آنها در یک نکته اتفاق نظر دارند: قیمت نفت خام به سرعت به ۱۲۰ دلار در هر بشکه، سطحی که در اواسط سال ۲۰۲۲ در آن معامله می‌شد، خواهد رسید و از آن عبور خواهد کرد.

 حتی با آزادسازی ذخایر استراتژیک و تغییر مسیر جزئی تولید نفت عربستان، کاهش ۲۰ درصدی تولید ناشی از بسته شدن تنگه هرمز قابل جبران نیست. همانطور که سابقه ۲۰۲۲ به ما می‌آموزد، افزایش قیمت‌ها رانت‌های فوق‌العاده‌ای ایجاد می‌کند که بر اساس ساختارهای مالکیت توزیع می‌شوند - نه نیازها. در ماه‌های آینده، پویایی مشابهی برای قیمت LNG و کودها، گوگرد و به طور کلی‌تر، برای انرژی، غذا و محصولات صنعتی که این محصولات ورودی آنها هستند، رخ خواهد داد. برای اروپا، همه اینها به طرز عجیبی آشنا به نظر می‌رسد. در سال ۲۰۲۲، دولت‌های اروپایی مبالغ هنگفتی را برای خرید LNG با قیمت‌های بازار خرج کردند و بدین ترتیب کشورهای در حال توسعه وابسته به واردات را کنار گذاشتند و در ازای امنیت انرژی، توزیع مجدد سیاسی قهقرایی را در داخل پذیرفتند. این الگو احتمالاً تکرار خواهد شد. بار دیگر، اروپا خود را در موقعیت دریافت‌کننده قیمت در بازاری در بحران خواهد یافت، که در آن هزینه‌ها عمدتاً توسط خانوارها متحمل می‌شوند و سودها عمدتاً توسط دارندگان دارایی‌های مالی به دست می‌آید، در حالی که شرکت‌ها سعی می‌کنند قیمت‌های افزایش‌یافته نهاده‌های خود را منتقل کنند و در نتیجه تورم را دامن بزنند.

مالیات دائمی‌بر سود اضافی نفت و گاز ضروری است.

 اگر تنگه به اندازه کافی بسته بماند، طولی نخواهد کشید که بانک‌های مرکزی نرخ بهره را افزایش دهند. این امر بهبود اقتصادی که از قبل پس از بحران انرژی و تورم سال ۲۰۲۲ دشوار بوده است را بیشتر به خطر می‌اندازد. این بحران همچنین دارای ابعاد اقلیمی است. این بار دیگر نشان می‌دهد که منابع انرژی غیرفسیلی در برابر شوک‌های قیمت سوخت‌های فسیلی انعطاف‌پذیری نشان می‌دهند. برعکس، سود بی‌سابقه سال ۲۰۲۲ صنعت سوخت‌های فسیلی را «بازسازی» کرده است - هزینه‌های سرمایه‌گذاری در ذخایر جدید را تحریک می‌کند، تعهدات شرکت‌های بزرگ نفتی را در مورد گذار انرژی معکوس می‌کند و جریان‌های مالی را از انرژی‌های تجدیدپذیر منحرف می‌کند.

 امروزه، حتی قبل از اینکه جنگ باعث افزایش سودآوری سوخت‌های فسیلی شود، دولت‌های اتحادیه اروپا در سیاست‌های اقلیمی سهل‌انگاری نشان می‌دهند - از عقب‌نشینی در مورد حذف تدریجی خودروهای بنزینی گرفته تا پیشنهاد تضعیف سیستم تجارت انتشار گازهای گلخانه‌ای. یک شوک جدید با بزرگی مشابه، خطر تسریع این عقب‌گرد را در زمانی که گذار انرژی از قبل تحت فشار ژئوپلیتیکی است، به همراه دارد.

یک اقدام متقابل: مالیات بر سودهای بادآورده

 نتیجه مطالعه ما هم از نظر فنی ساده و هم از نظر سیاسی چالش برانگیز است: مالیات دائمی‌بر سود اضافی نفت و گاز ضروری است. این سودهای اضافی به عنوان بازده‌هایی تعریف می‌شوند که از نسبت مشخصی از سرمایه فراتر می‌روند و دارای مقرراتی برای انتقال به سال بعد هستند تا تقارن در طول چرخه تضمین شود. محققان صندوق بین‌المللی پول در واقع دریافته‌اند که چنین مالیات‌هایی باعث ایجاد انحراف نمی‌شوند و از نظر مالی کارآمد هستند. درآمد حاصل می‌تواند برای تأمین مالی، حداقل تا حدی، اقدامات برای محافظت از خانوارها در برابر افزایش قیمت‌ها، مانند "ترمز قیمت بنزین" آلمان در سال ۲۰۲۲، استفاده شود. همچنین می‌تواند برای تأمین مالی سرمایه‌گذاری‌ها برای تقویت تاب‌آوری در برابر این شوک‌ها - یعنی تسهیل گذار به انرژی کم‌کربن - استفاده شود.

   اگر تنگه به اندازه کافی بسته بماند، مدت زیادی طول نخواهد کشید که بانک‌های مرکزی نرخ بهره را افزایش دهند.

 برای ایالات متحده، ما محاسبه کردیم که مالیات گرفتن فقط از سودهای اضافی شرکت‌های این کشور در سال ۲۰۲۲ - که در سال ۲۰۲۱ به خودی خود قابل توجه بودند - ۲۲۵ میلیارد دلار برای دولت درآمد ایجاد می‌کرد، که برای تقریباً دو برابر کردن سرمایه‌گذاری ایالات متحده در انرژی پاک در آن سال یا دو برابر کردن سرمایه‌گذاری در همان بخش در تمام بازارهای نوظهور به جز چین کافی بود. محققان دیگر نیز محاسبه کرده‌اند که در سطح جهانی، ۲۸۰ میلیارد دلار سود اضافی به شرکت‌های خصوصی تعلق گرفته است. بریتانیا و اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۲ مالیات موقت بر سود اضافی را وضع کردند. مالیات‌های اتحادیه اروپا اکنون لغو شده‌اند. ایالات متحده، به نوبه خود، این اقدام را مورد بحث قرار داد و از اقدام خودداری کرد. به عبارت دیگر، با متعادل شدن قیمت‌ها، پنجره سیاسی بسته شد.

این پنجره دوباره در شرف باز شدن است. بنابراین، سؤالی که دولت‌های اروپایی با آن مواجه هستند این است که آیا این بار از این فرصت استفاده خواهند کرد یا خیر. اکنون ما درک بهتر و ظریف‌تری از مکانیسم‌های نابرابری توزیع مجدد داریم. امروز، این سازوکارها بار دیگر با تمام ظرفیت خود در حال فعالیت هستند - و دیگر هیچ بحث جدی در مورد پیامدهای اقتصادی بستن تنگه هرمز نمی‌تواند آنها را نادیده بگیرد. آنچه برای اقدام کم داریم، دیگر دانش نیست - اراده سیاسی است.

 

منبع

https://legrandcontinent.eu/fr/۲۰۲۶/۰۳/۱۵/a-qui-profite-la-guerre-diran/

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است

امتیاز شما