معاونت دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

۱۴۰۵/۰۵/۲۷- ۰۸:۰۰

پروژه شاهین کویت، هزینه‌های سرمایه‌ای هنگفت و بازده راهبردی کمتر

پروژه شاهین، بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در تاریخ کویت به ارزش ۱۶ میلیارد دلار است که مربوط به قرارداد اجاره و اجاره مجدد کل شبکه خطوط لوله داخلی و خطوط اختصاص‌یافته به صادرات نفت خام به کنسرسیومی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران جهانی در حوزه زیرساخت و مؤسسات سرمایه‌گذاری، به رهبری صندوق‌های سرمایه‌گذاری تحت مدیریت شرکت‌های بلک‌استون، بروکفیلد و KKR است.

بازنگری در کارآمدی سرمایه‌گذاری پروژه شاهین و اصلاح حاکمیت شرکتی چگونه نشانه‌های ورود بخش نفت کویت به مرحله‌ای جدید را آشکار می‌کند؟ طی بیش از دو دهه، کویت هدف افزایش ظرفیت پایدار تولید نفت خام به چهار میلیون بشکه در روز را در محور راهبرد نفتی خود قرار داده و برای تحقق آن سرمایه‌گذاری‌های کلان شامل توسعه میادین، حفاری چاه‌ها، احداث مراکز جمع‌آوری، گسترش تأسیسات تزریق و فرآورش، توسعه نفت سنگین و گاز ژوراسیک و نوسازی زیرساخت‌های تولید انجام داده است. برآوردهای تحلیلی مبتنی بر بودجه‌های سرمایه‌ای و برنامه‌های سرمایه‌گذاری اعلام‌شده نشان می‌دهد هزینه فعالیت‌های بالادستی در فاصله سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۳ بیش از 45 تا 52 میلیارد دلار بوده است و پیش از این دوره نیز سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در چارچوب همین برنامه راهبردی انجام شده بود. تردیدی نیست که بخش مهمی از این هزینه‌ها برای حفظ سلامت مخازن و تأسیسات، جبران افت طبیعی تولید میادین قدیمی و تضمین تداوم عملیات ضروری بوده است، اما کارآمدی تخصیص سرمایه نه بر اساس ضرورت هزینه‌کرد، بلکه بر مبنای میزان تحقق اهداف راهبردی تعیین‌شده برای آن سنجیده می‌شود. هدف صرفاً حفظ سطح موجود تولید نبود، بلکه افزایش ظرفیت پایدار تولید به چهار میلیون بشکه در روز بود. قرار بود این هدف تا سال ۲۰۲۰ محقق شود، اما چندین بار به تعویق افتاد و در نهایت در برنامه‌های منتهی به سال ۲۰۳۵ قرار گرفت و همچنان بخشی از چشم‌انداز بلندمدت تا سال ۲۰۴۰ است. با وجود این حجم از هزینه‌ها، ظرفیت تولید اعلام‌شده تا سال ۲۰۲۶، بر اساس داده‌های موجود و تعاریف مورد استفاده برای ظرفیت تولید، همچنان در حدود سه تا ۳.۲ میلیون بشکه در روز باقی مانده است؛ به این معنا که در مقایسه با هدف راهبردی، شکافی حدود ۸۰۰ هزار تا یک میلیون بشکه در روز وجود دارد.

        مسئله اساسی این است که کارآمدی تخصیص سرمایه با حجم هزینه‌ها یا تعداد پروژه‌های تکمیل‌شده سنجیده نمی‌شود، بلکه معیار آن میزان خالص ظرفیت پایدار تولیدی است که در مقایسه با هدف تعیین‌شده عملاً افزوده شده، هزینه دستیابی به آن و مدت زمان مورد نیاز برای تحقق آن است. برای چنین ارزیابی‌ای باید میان هزینه‌های اختصاص‌یافته به حفظ تولید، هزینه‌های جبران افت طبیعی میادین و سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده برای افزودن ظرفیت جدید تولید، تفکیک روشنی صورت گیرد و بازده واقعی هر یک از این بخش‌ها اعلام شود. داده‌های منتشرشده نشان‌دهنده خلأ در زمینه شفافیت اطلاعات است، زیرا تصویر مالی و عملیاتی جامعی که هزینه‌های سرمایه‌ای را به ظرفیت حفظ‌شده، ظرفیت واقعاً افزوده‌شده و دلایل فاصله گرفتن از اهداف مرتبط کند، وجود ندارد. بدون چنین ارتباطی، ارزیابی کارآمدی تخصیص سرمایه یا تشخیص اینکه این فاصله ناشی از چالش‌های زمین‌شناختی، تأخیر در اجرا، افزایش هزینه‌ها یا تحقق نیافتن فرضیات بوده است، دشوار خواهد بود. این بررسی به یک نتیجه اساسی منتهی می‌شود: مشکل، کمبود منابع مالی نبوده، بلکه شکاف میان سرمایه‌گذاری انجام‌شده و بازده راهبردی حاصل از آن بوده است. بنابراین، هر برنامه سرمایه‌گذاری جدید باید با ارزیابی مستقل و جامع تجربه گذشته همراه باشد تا همان رویکرد با سرمایه‌ای بیشتر تکرار نشود، بلکه بر پایه درس‌های روشن و با هدف افزایش کارآمدی سرمایه‌گذاری و بازده اقتصادی تدوین شود.

     پروژه شاهین الگویی برای بهره‌گیری مجدد از ارزش اقتصادی دارایی‌های موجود به‌منظور تأمین مالی بخشی از سرمایه‌گذاری‌های آینده، به جای اتکای کامل به استقراض دولتی یا ابزارهای سنتی تأمین مالی است. این الگو امکان آزادسازی بخشی از سرمایه به‌کارگرفته‌شده و هدایت مجدد آن به پروژه‌های گاز، افزایش ظرفیت تولید و طرح‌های دارای ارزش افزوده را فراهم می‌کند، در حالی که مالکیت دارایی‌ها و کنترل عملیاتی آنها همچنان در اختیار دولت باقی می‌ماند. این الگو در منطقه نیز سابقه دارد. امارات متحده عربی در سال ۲۰۱۹ از مدل نقدشوندگی دارایی‌ها در بخش انرژی استفاده کرد و (ادنوک) قراردادهایی برای حقوق استفاده از شبکه خطوط انتقال نفت و گاز با ائتلاف‌های سرمایه‌گذاری بین‌المللی شامل بلک‌راک، کی‌کی‌آر و دیگر سرمایه‌گذاران نهادی به ارزش مجموع بیش از ۱۴ میلیارد دلار منعقد کرد، در حالی که مالکیت دارایی‌ها و مدیریت عملیاتی آنها را حفظ کرد. عربستان سعودی نیز در سال ۲۰۲۱ از این الگو پیروی کرد و آرامکو قراردادهای مشابهی برای حقوق استفاده از شبکه خطوط نفت و گاز با ائتلاف‌های سرمایه‌گذاری بین‌المللی به ارزش بیش از ۲۷ میلیارد دلار منعقد کرد و مالکیت دولتی و مدیریت عملیاتی دارایی‌ها همچنان حفظ شد. این تجربیات نشان می‌دهد نقدشوندگی دارایی‌ها به معنای فروش آنها نیست، بلکه ابزاری برای بازیافت سرمایه و آزادسازی نقدینگی در کنار حفظ مالکیت و کنترل عملیاتی است. کویت نیز پیش از همه‌گیری کرونا مفهوم مشابهی را به کار گرفت و شرکت هواپیمایی کویت با استفاده از الگوی فروش و اجاره مجدد بخشی از ناوگان خود، ضمن تأمین نقدینگی به بهره‌برداری از هواپیماها ادامه داد. این تجربیات یک نتیجه روشن دارند: ابزارهای تأمین مالی، از جمله نقدشوندگی دارایی‌ها، به خودی خود ارزش اقتصادی ایجاد نمی‌کنند، بلکه سرمایه‌ای را فراهم می‌کنند که می‌توان آن را دوباره به کار گرفت. ارزش واقعی به کارآمدی تخصیص سرمایه، کیفیت انتخاب پروژه‌ها و انضباط در اجرای آنها بستگی دارد. اگر تجربه سرمایه‌گذاری گذشته، از وجود شکاف میان حجم هزینه‌های سرمایه‌ای و نتایج راهبردی حاصل‌شده حکایت داشته باشد، صرفاً فراهم کردن منابع جدید تأمین مالی نمی‌تواند نتایج متفاوتی را تضمین کند، مگر اینکه تجربه گذشته مورد بازنگری قرار گیرد و عوامل ایجاد این شکاف برطرف شود. از این رو، هرگونه گسترش برنامه‌های تأمین مالی باید با ارزیابی مستقل چرخه سرمایه‌گذاری گذشته همراه باشد و به چهار پرسش اصلی پاسخ دهد: چه میزان ظرفیت پایدار تولید عملاً افزوده شده است؟ چه میزان از هزینه‌ها صرفاً به حفظ تولید و جبران افت طبیعی اختصاص یافته است؟ هزینه ایجاد هر بشکه ظرفیت جدید تولید چقدر بوده است؟ و چه عوامل فنی، اجرایی یا سازمانی موجب افزایش فاصله میان اهداف و نتایج واقعی شده‌اند؟ پاسخ به این پرسش‌ها صرفاً بازنگری در گذشته نیست، بلکه شرط اتخاذ تصمیم‌های سرمایه‌گذاری کارآمدتر در آینده است. بر این اساس، موفقیت پروژه شاهین نه با میزان منابع مالی تأمین‌شده، بلکه با توانایی آن در افزایش بهره‌وری سرمایه، بهبود کارآمدی تخصیص سرمایه و تحقق بازده راهبردی سرمایه سنجیده خواهد شد؛ به این معنا که هر دینار سرمایه‌گذاری مجدد باید به نتایج عملیاتی و اقتصادی قابل اندازه‌گیری، شفاف و قابل پاسخگویی مرتبط شود. چالش واقعی بخش نفت کویت دیگر تأمین منابع مالی نیست، بلکه تبدیل سرمایه به ارزش اقتصادی پایدار است، زیرا آینده این بخش را نه فراوانی منابع مالی، بلکه کیفیت تصمیم‌های سرمایه‌گذاری درباره نحوه استفاده از این منابع تعیین خواهد کرد.

منبع: روزنامه الجریده

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است

امتیاز شما