معاونت دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

۱۴۰۴/۱۱/۲۹- ۰۸:۰۰

چه چیزهایی در پانزدهمین برنامه پنج ساله چین جدید است؟

در 23 اکتبر، دولت چین طرح پیشنهادی برای تدوین پانزدهمین برنامه پنج ساله توسعه اقتصادی و اجتماعی ملی را منتشر کرد. همانطور که شی فنگ، سفیر چین در ایالات متحده، اظهار داشت، پانزدهمین برنامه پنج ساله مرحله‌ای جدید و پیشگامانه را برای نوسازی به سبک چینی رقم خواهد زد.پروفسور وانگ شیانگ‌سوئی، دبیرکل بنیاد مطالعات اصلاحات و توسعه چین CITIC، یک دیدگاه سرراست ارائه می‌دهد: چهاردهمین برنامه پنج‌سالهبر رشد کمی تأکید داشت، در حالی که پانزدهمین برنامه پنج‌ساله به سمت افزایش همه‌جانبه کیفیت توسعه حرکت می‌کند.

در 23 اکتبر، دولت چین طرح پیشنهادی برای تدوین پانزدهمین برنامه پنج ساله توسعه اقتصادی و اجتماعی ملی را منتشر کرد. همانطور که شی فنگ، سفیر چین در ایالات متحده، اظهار داشت، «پانزدهمین برنامه پنج ساله» مرحله‌ای جدید و پیشگامانه را برای نوسازی به سبک چینی رقم خواهد زد.پروفسور وانگ شیانگ‌سوئی، دبیرکل بنیاد مطالعات اصلاحات و توسعه چین CITIC، یک دیدگاه سرراست ارائه می‌دهد: «چهاردهمین برنامه پنج‌ساله» بر رشد کمی تأکید داشت، در حالی که «پانزدهمین برنامه پنج‌ساله» به سمت افزایش همه‌جانبه کیفیت توسعه حرکت می‌کند.

اگر «چهاردهمین برنامه پنج ساله» چالش افزایش از «1 به 10» را حل کرد، پس «پانزدهمین برنامه پنج ساله» به دستیابی به جهش کیفی از «10 به 100» اختصاص دارد و مستقیماً بر پرداختن به حلقه‌های ضعیف باقی مانده در توسعه اقتصادی و ساخت اجتماعی تمرکز دارد. نمونه بارز آن، تفسیرهای مکرر غربی‌ها در مورد سرانه تولید ناخالص داخلی چین است. «پانزدهمین برنامه پنج ساله» به صراحت هدف چین را رسیدن به سطح یک کشور نسبتاً توسعه یافته تا سال 2035 تعیین می‌کند.

طبق استانداردهای بانک جهانی، کشورهای نسبتاً توسعه‌یافته معمولاً سرانه تولید ناخالص داخلی بین 20 تا 30 هزار دلار دارند. تا سال 2024، سرانه تولید ناخالص داخلی چین تقریباً 13 هزار دلار است. این بدان معناست که چین هدف خود را اساساً «دو برابر کردن» کیفیت توسعه خود قرار داده است، هدفی که بسیاری از رسانه‌های غربی آن را بسیار جسورانه می‌دانند.

با این حال، همانطور که پروفسور وانگ اشاره می‌کند، اگرچه این هدف دشوار به نظر می‌رسد، چین هم اعتماد به نفس کامل و هم قدرت بنیادی محکمی‌برای دستیابی به آن دارد.

این اعتماد به نفس ناشی از عملکرد چین در دوره «چهاردهمین برنامه پنج ساله» است. با وجود چالش‌های پیچیده داخلی و خارجی، از جمله همه‌گیری جهانی و جنگ‌های تجاری، چین همچنان به نرخ رشد اقتصادی سالانه متوسط بیش از 5 درصد دست یافت. در زمانی که رشد اقتصادی در ایالات متحده و اروپا راکد یا حتی پسرفت کرد، چین نقش خود را به عنوان موتور اصلی رشد اقتصادی جهانی تثبیت کرد.

علاوه بر این، انتظار می‌رود این شتاب ادامه یابد، زیرا چهار شرط اساسی که توسعه چین را در بحبوحه سختی‌ها ممکن می‌سازند، همچنان پابرجا هستند و در واقع در حال تقویت شدن نیز می‌باشند:

1. مزیت بازار بسیار بزرگ

چین با 1.4 میلیارد نفر جمعیت، بزرگترین بازار داخلی جهان را در اختیار دارد. در سال 2024، کل فروش خرده‌فروشی کالاهای مصرفی این کشور از 48.3 تریلیون یوان فراتر رفت و سال‌هاست که جایگاه خود را به عنوان دومین بازار بزرگ جهان حفظ کرده است. علاوه بر این، چین عمیقاً در سیستم اقتصادی جهانی ادغام شده و به عنوان شریک تجاری اصلی بیش از 150 کشور و منطقه فعالیت می‌کند. فراتر از این، پیش‌بینی می‌شود ساخت بندر چانکای در پرو، بهره‌وری لجستیکی تجارت آمریکای جنوبی با چین را 50 درصد افزایش دهد. در همین حال، قطار سریع‌السیر چین-اروپا در مجموع بیش از 65000 سفر انجام داده است. این تاب‌آوری و تنوع اقتصادی از طریق پیشرفت طرح کمربند و جاده به طور مداوم تقویت می‌شود.

2. یک سیستم صنعتی کامل

چین تنها کشور در سراسر جهان است که تمام دسته‌بندی‌های صنعتی ذکر شده در طبقه‌بندی صنعتی سازمان ملل را داراست. ارزش افزوده تولیدی آن تقریباً 30 درصد از کل ارزش افزوده جهانی را تشکیل می‌دهد.

مهم‌تر اینکه، تمرکز چین صرفاً بر بخش‌های با ارزش افزوده بالا نیست؛ بلکه به همان اندازه بر ایجاد زنجیره‌های تأمین جامع و خوشه‌های صنعتی پشتیبان نیز تأکید دارد. به عنوان مثال، خوشه الکترونیک شنژن-دونگ‌گوان به نرخ تأمین محلی 95٪ برای قطعات تلفن همراه دست یافته و چرخه‌های توسعه محصول جدید را 30٪ کاهش می‌دهد.

این اکوسیستم صنعتی سیستماتیک توضیح می‌دهد که چرا، با وجود انتقال برخی از خطوط مونتاژ اپل به هند، این شرکت همچنان به واردات قطعات اصلی از چین متکی است. همچنین این دلیل اساسی است که چرا چین می‌تواند رشد خود را حفظ کند و نقش غیرقابل جایگزین خود را در زنجیره‌های تأمین جهانی برای بخش‌هایی مانند خودروهای برقی، نیمه‌هادی‌ها و انرژی‌های تجدیدپذیر حفظ کند.

3. ذخایر فراوان استعداد و یک سیستم آموزشی عادلانه

چین به داشتن بزرگترین نظام آموزش عالی جهان می‌بالد. در سال 2024، تعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاه به 12.046 میلیون نفر رسید که در مقایسه با رقم سال 2023، 300000 نفر افزایش یافته است. در میان این فارغ‌التحصیلان، نسبت رشته‌های STEM (علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات) به طور مداوم از 40٪ فراتر می‌رود و تعداد سالانه مهندسانی که چین تربیت می‌کند، از مجموع ایالات متحده، ژاپن و آلمان پیشی می‌گیرد.

این مزیت استعداد نه تنها در کمیت، بلکه در کیفیت نیز آشکار می‌شود. در مسابقات جهانی مهارت 2024، هیئت چینی هم در مدال طلا و هم در مجموع مدال‌ها مقام اول را کسب کرد. این نیروی کار صنعتی بسیار ماهر، محکم‌ترین ستون حمایت از گذار چین از «کارخانه جهان» به «کارگاه نوآوری» است.

4. فلسفه «بلندمدت‌گرایی» چین، نادیده گرفته‌شده‌ترین عامل

ذخایر قابل توجه استعدادها، خوشه‌های صنعتی و مقیاس اقتصادی چین از طرح‌های نهادی مانند برنامه‌های پنج ساله و برنامه توسعه علم و فناوری 15 ساله جدایی‌ناپذیر هستند. این سیستم به هم پیوسته برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت، تداوم و ثبات سیاست‌گذاری بیشتری را در مقایسه با سیستم‌های غربی تضمین می‌کند و چین را قادر می‌سازد پروژه‌هایی را اجرا کند که ممکن است بازده کوتاه‌مدت کمی داشته باشند اما مزایای بلندمدت قابل‌توجهی را به همراه داشته باشند.

تقریباً هر صنعت رقابتی در چین امروز، بذری است که از طریق این بلندمدت‌گرایی کشت می‌شود. به عنوان مثال، برنامه‌ریزی توسعه برای صنعت فتوولتائیک، که اکنون ایالات متحده در رقابت با چین در آن مشکل دارد، به «یازدهمین برنامه پنج ساله» در سال 2006 برمی‌گردد. به طور مشابه، سیاست‌های صنعتی برای بخش پالایش عناصر خاکی کمیاب که ایالات متحده همچنان به شدت به چین وابسته است، در ابتدا در دهه 1970 تدوین و اجرا شدند. به عبارت ساده، هر چه صنعت چینی امروز قوی‌تر باشد، ریشه‌های آن در برنامه‌ریزی استراتژیک بلندمدت عمیق‌تر است.

ایالات متحده زمانی تا حدودی از این نوع قابلیت «دوراندیشی» برخوردار بود. برای مثال، آزمایشگاه‌های بل می‌توانستند بدون فشار برای بازده فوری، در تحقیقات پایه سرمایه‌گذاری کنند و منجر به اختراعات تحول‌آفرینی مانند ترانزیستور شوند. با این حال، این توانایی برای داشتن دیدگاه بلندمدت اساساً ریشه در یک بلندمدت‌گرایی در سطح ملی یا اجتماعی نداشت؛ بلکه توسط انحصار AT&T پشتیبانی می‌شد. در نتیجه، هنگامی‌که AT&T در سال 1984 تجزیه شد، جهت‌گیری تحقیق و توسعه آن مجبور به تغییر به سمت سودآوری کوتاه‌مدت شد و باعث شد جایگاه استثنایی و پیشگام خود را از دست بدهد. گزارش‌های دانشکده بازرگانی‌هاروارد نشان می‌دهد که شرکت‌های فهرست شده در ایالات متحده اکنون بیش از 50٪ از سود خود را به بازخرید سهام اختصاص می‌دهند، نه سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه. بنابراین، اگرچه انحصار فعلی انویدیا در اکوسیستم‌های سخت‌افزاری هوش مصنوعی مسلماً کمتر از تسلط گذشته AT&T نیست، اما ظهور نسل بعدی آزمایشگاه‌های بل در ایالات متحده چشم‌اندازی دور به نظر می‌رسد.

خلاصه اینکه، موفقیت «چهاردهمین برنامه پنج ساله» چین و اعتماد به نفسی که زیربنای «پانزدهمین برنامه پنج ساله» است، به عملکرد استثنایی هیچ فناوری، صنعت یا عامل واحدی متکی نیست. در عوض، آنها از یک مزیت سیستمی متشکل از مقیاس بازار، کامل بودن صنعتی، منابع استعداد و طراحی نهادی ناشی می‌شوند.بنابراین، اهداف ارتقای کیفیت توسعه اقتصادی و تبدیل شدن به یک کشور با توسعه متوسط تا سال 2035 صرفاً مقاصد مرحله‌ای «پانزدهمین برنامه پنج ساله» را نشان می‌دهند. اما برای چین، تعهد راسخ به عمل‌گرایی و بلندمدت‌گرایی و عمل به آنها، سفری بی‌پایان است.

Professor Wang Xiangsui

November 7, 2025

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است

امتیاز شما