معاونت دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

۱۴۰۵/۰۱/۳۱- ۰۸:۰۰ - مشاهده: ۶۸

روغن نخل در عصر هرمز

این گزارش تحلیلی به بررسی تأثیرات متقابل بحران‌های ژئوپلیتیک خاورمیانه بر صنعت روغن نخل مالزی می‌پردازد. نکته مرکزی گزارش این است که اگرچه مالزی با چالش‌هایی نظیر افزایش 15 تا 20 درصدی قیمت کود و اختلال در زنجیره تأمین سوخت مواجه است، اما به دلیل تکیه نخل روغنی بر کودهای پتاس (به جای نیتروژن) و استراتژی ارتقای مرحله‌ای بیودیزل به سطح B15، از مزیت نسبی و فضای تنفس بیشتری نسبت به سایر محصولات کشاورزی برخوردار است. راهکار نهایی برای حفظ ثبات اقتصادی، نه در گسترش اراضی، بلکه در افزایش بهره‌وری هکتاری و مدیریت هوشمندانه توازن میان باک سوخت و سفره غذا نهفته است.جنگ‌ها معمولاً از طریق نقشه‌ها، موشک‌ها، دیدگان مکانیزه و مردانی با کت‌وشلوارهای تیره که سعی دارند خونسرد به نظر برسند، روایت می‌شوند.اما بخش کشاورزی با جنگ‌ها به شکل متفاوتی مواجه می‌شود.

این گزارش تحلیلی به بررسی تأثیرات متقابل بحران‌های ژئوپلیتیک خاورمیانه بر صنعت روغن نخل مالزی می‌پردازد. نکته مرکزی گزارش این است که اگرچه مالزی با چالش‌هایی نظیر افزایش 15 تا 20 درصدی قیمت کود و اختلال در زنجیره تأمین سوخت مواجه است، اما به دلیل تکیه نخل روغنی بر کودهای پتاس (به جای نیتروژن) و استراتژی ارتقای مرحله‌ای بیودیزل به سطح B15، از مزیت نسبی و فضای تنفس بیشتری نسبت به سایر محصولات کشاورزی برخوردار است. راهکار نهایی برای حفظ ثبات اقتصادی، نه در گسترش اراضی، بلکه در افزایش بهره‌وری هکتاری و مدیریت هوشمندانه توازن میان «باک سوخت» و «سفره غذا» نهفته است.جنگ‌ها معمولاً از طریق نقشه‌ها، موشک‌ها، دیدگان مکانیزه و مردانی با کت‌وشلوارهای تیره که سعی دارند خونسرد به نظر برسند، روایت می‌شوند.اما بخش کشاورزی با جنگ‌ها به شکل متفاوتی مواجه می‌شود.

کشاورزی با جنگ در قالب کشتی‌های تأخیر خورده، قیمت‌های قطعی‌تر، جلسات تدارکاتی مضطربانه، قبوض گازوئیلی که ناگهان بی‌شرمانه به نظر می‌رسند و درک تدریجی این واقعیت مواجه می‌شود که آنچه در غرب آسیا آغاز می‌شود، ممکن است در نهایت به صورت یک عدد در دفتر کل یک مزارع کشت و صنعت و در نهایت، بر روی رسید خرید یک سوپرمارکت ظاهر شود.

در این معنا، تنگه هرمز صرفاً یک گلوگاه ژئوپلیتیک نیست. بلکه یکی از آن نقاط دوردستی است که قادر است بدون حتی فرستادن یک کارت پستال، اقتصاد کشاورزی مالزی را بی سر و صدا بازآرایی کند.به همین دلیل است که گفتگوی کنونی پیرامون روغن نخل، شایسته‌ی چیزی فراتر از هیاهوی تشویق‌آمیز یا وحشت‌زدگی است.محصولی با فضای تنفس بیشتر در وهله اول، استدلال جدی وجود دارد که بخش روغن نخل مالزی در تلاطم فعلی، وضعیت نسبتاً بهتری نسبت به بسیاری از محصولات دیگر — و در واقع بسیاری از بخش‌های دیگر — دارد. این ادعا خیالی نیست.

جولین مک‌گیل از Glenauk Economics استدلال کرده است که نخل روغنی، اگرچه به شدت تشنه کود است، اما برخلاف بسیاری از محصولات غذایی که مستقیماً در معرض نوسانات نیتروژن مرتبط با منطقه خلیج فارس هستند، به شدت به پتاس متکی است تا کودهای مبتنی بر نیتروژن. او همچنین اشاره می‌کند که تولیدکنندگان بزرگ اغلب با 60 تا 70 درصد نیاز تدارکاتیِ تأمین شده وارد چنین دوره‌هایی می‌شوند و حتی اگر مصرف کود کاهش یابد، اثر آن بر میزان تولید ممکن است ماه‌ها و حتی تا دو سال طول بکشد تا به طور کامل ظاهر شود. در روایت او، مهم‌ترین محصول مالزی مصون نیست - اما اولین چیزی هم نیست که فرو بپاشد.این بخش امیدوارکننده بود. حالا نوبت به بخش منطقی می‌رسد.

گفتن اینکه روغن نخل وضعیت بهتری دارد به معنای ایمن بودن آن نیست. مزیت نسبی به معنای مصونیت نیست. این فقط کمی فضای تنفس بیشتر است، در حالی که بقیه نیز نفس‌های خود را حبس کرده‌اند.وقتی شوک کود به خانه می‌رسد مالزی همچنان به شدت به نهاده‌های کودی وارداتی متکی است و این وابستگی در زمان بحران بیش از یک سمینار اهمیت پیدا می‌کند. دولت اعلام کرده است که یک‌سوم کودهای معامله شده در جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند، مالزی 63 درصد از نیاز کودی خود را وارد می‌کند و اگر اختلالات ادامه یابد، قیمت کود می‌تواند 15 تا 20 درصد افزایش یابد. این برای کشوری که نخل‌های روغنی‌اش حدود سه‌چهارم اراضی کشاورزی کاشته شده را اشغال کرده‌اند، یک موضوع حاشیه‌ای نیست.

علاوه بر این، مسئله فقط این نیست که محصول در جایی از سیستم وجود داشته باشد. مسئله این است که آیا محصول درست در زمان مناسب و با قیمتی که کشاورز را مجبور به خودزنی زراعی نکند، به دست او می‌رسد یا خیر. گروه‌های بزرگ کشت و صنعت ممکن است هنوز فضایی برای برنامه‌ریزی از پیش، نگهداری ذخایر بیشتر و اجرای مراحل کوددهی با انضباط داشته باشند.

کشاورزان کوچک‌تر از چنین تجملاتی بهره‌مند نیستند. آن‌ها نزدیک‌تر به زمان نیاز خرید می‌کنند، شوک‌های قیمتی را مستقیماً جذب می‌کنند و فضای کمتری برای خطا دارند. در کشاورزی چندساله، این موضوع اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. دوره‌های کودی از دست رفته یا رقیق شده، صرفاً تعدیلات دفترداری نیستند؛ آن‌ها اغلب استقراضِ بی‌صدا از بازدهی آینده هستند.

و چون نخل روغنی در مرکز چشم‌انداز کشاورزی و صادراتی مالزی قرار دارد، این صرفاً یک مسئله مدیریت املاک نیست؛ بلکه یک موضوع تاب‌آوری ملی است. موشک ممکن است دور باشد، اما کمبود مواد مغذی دور نیست.

با این حال، داستان‌های کالاهای استراتژیک که به طنز علاقه دارند، به ندرت در یک مشکل متوقف می‌شوند. همان تنش ژئوپلیتیکی که تهیه کود را پیچیده می‌کند، می‌تواند از قیمت روغن نخل نیز حمایت کند. روغن نخل خود را در آن مخمصه آشنای مالزیایی می‌بیند که از ریشه‌ها تحت فشار قرار گرفته و از سمت بشکه‌های نفت بالا کشیده می‌شود. مفید است، بله؛ اما سرنوشت‌ساز، خیر. قیمت‌های خوب می‌تواند حاشیه سود را حفظ کند، اما قوانین زراعت را لغو نمی‌کند.میان بشقاب و باک سوخت و سپس بحث بیودیزل (سوخت زیستی) مطرح می‌شود — جایی که داستان خیلی سریع از تئوری به سیاست‌گذاری تبدیل شده است.

دولت اکنون موافقت کرده است که دستورالعمل ملی بیودیزل را از B10 به B15 ارتقا دهد که ابتدا با B12 شروع می‌شود. استدلال رسمی، استراتژیک است نه نمایشی: تقویت امنیت انرژی، کاهش وابستگی به دیزل فسیلی و طولانی‌تر کردن در دسترس بودن سوخت داخلی. اکمال نصرالله محمد ناصر، وزیر اقتصاد گفت که گام نخست از زیرساخت‌های مخلوط‌سازی موجود استفاده کرده و از هزینه‌های فوری اضافی جلوگیری می‌کند، در حالی که انتقال گسترده‌تر تحت برنامه سیزدهم مالزی شامل ارتقای مرحله‌ای انبارها برای B20 و B30، همراه با آمادگی برای دستورالعمل B30 در حمل و نقل تجاری و عمومی است.اما زیرساخت‌ها تنها با خوش‌بینی وزیر ارتقا نمی‌یابند. این کار زمان‌بر است، سرمایه قابل توجهی می‌طلبد و نیازمند تمایل به تحمل هزینه‌های نگهداری است که مدت‌ها پس از محو شدن تیترهای سیاستی باقی می‌مانند.

این شروع حساب‌شده اهمیت دارد. خط خبری قبلیِ پوتراجایا در یک سال پیش این بود که انتقال سراسری به B20 روی میز نیست زیرا زیرساخت‌های لازم حدود 643 میلیون رینگیت هزینه خواهد داشت. تغییر فعلی به این معنا نیست که مالزی ناگهان دچار مستیِ جسارت سوخت زیستی شده است؛ بلکه به این معناست که کشور مسیر تدریجی‌تری را انتخاب کرده است: با آنچه زیرساخت‌های موجود می‌توانند تحمل کنند شروع کن، ابتدا به B12 برو و به جای شعار، پله‌پله بالا برو. توسعه بلندمدت سوخت زیستی مالزی نیز مرحله‌بندی شده باقی مانده و طبق گزارش‌ها، ارتقای انبارهای مخلوط‌سازی برای سنداکان، تاوائو، سپانگ‌گار و بینتولو برنامه‌ریزی شده است.

اثر تقاضا معنادار است، اما انقلابی نیست. MPOB می‌گوید انتقال از B10 به B12 حدود 130,000 تن به تقاضای سالانه بیودیزل اضافه می‌کند، در حالی که حرکت بعدی به B15 حدود 204,000 تن دیگر اضافه خواهد کرد. همچنین گزارش شده است که B15 می‌تواند در مجموع حدود 1.8 میلیون تن روغن نخل خام (CPO) را جذب کند که تقریباً 9 درصد از تولید سالانه است، در حالی که B12 به تنهایی می‌تواند 600,000 تا 800,000 تن اضافی از CPO را جذب کند. این قطعاً یک حمایت است، اما معجزه نیست.

همچنین بیودیزل نباید به عنوان یک تسکین فوری فروخته شود. تحلیلگران و ناظران صنعت معتقدند پذیرش گسترده‌تر بیودیزل بعید است تسکین سریعی ایجاد کند زیرا هزینه‌های زیرساختی، زنجیره‌های تأمین و آمادگی عملیاتی همچنان اهمیت دارند. اگر قیمت نفت خام حدود 100 دلار در هر بشکه نوسان کند، لایحه یارانه سوخت مالزی می‌تواند به 4 میلیارد رینگیت در ماه برسد، در حالی که تقریباً نیمی از عرضه نفت کشور از هرمز عبور می‌کند و مالزی بیش از صادرات خود، نفت وارد می‌کند. بنابراین بله، استدلال استراتژیک تقویت شده است، اما ماشین هنوز باید بتواند حرکت کند.

با این حال، واضح است که فضای بیشتری در سیستم نسبت به آنچه مالزی تاکنون استفاده کرده، وجود دارد. در سال 2025، مالزی 975,207 تن بیودیزل تولید کرد در حالی که ظرفیت نصب شده حدود 2.36 میلیون تن در سال بود. در سطح ملی، بخش حمل و نقل همچنان با B10 کار می‌کند، در حالی که B20 پیش از این در لابوان، لنکاوی و بیشتر مناطق ساراواک به جز بینتولو اجرا شده است. این خود گویای داستان است؛ پایه صنعتی وجود دارد.سؤال این نیست که آیا مالزی می‌تواند بیودیزل بیشتری تولید کند یا خیر. سؤال این است که تا کجا و با چه منطقی باید پیش برود، تحت چه شرایط قیمتی و با پول چه کسی وقتی قیمت روغن نخل از دیزل فسیلی پیشی می‌گیرد، مابه‌التفاوت آن تأمین شود.

این مابه‌التفاوت، همان محاسبات ناخوشایند زیر تمام سخنرانی‌ها باقی می‌ماند. گزارش‌های اخیر دستورالعمل جدید را از نظر ساختاری برای قیمت‌های CPO حمایتی توصیف کرده‌اند اما در کوتاه‌مدت تنها به میزان اندکی مثبت می‌دانند، دقیقاً به این دلیل که اقتصاد بیودیزل همچنان به رابطه بین قیمت نفت خام و قیمت CPO بستگی دارد. وقتی CPO با اختلاف قیمت بسیار بالایی نسبت به گازوئیل معامله می‌شود، پایداری دستورالعمل‌های بالاتر بدون یارانه، یارانه متقاطع یا اشکال دیگر حمایت سخت‌تر می‌شود. به همین دلیل است که حرکت مالزی به جای اینکه قدرتمندانه به نظر برسد، حساب‌شده به نظر می‌رسد: یک تلنگر استراتژیک، نه یک فانتزی مالی.

همچنین در لبه‌های آزمایشی‌ترِ داستان، بحث B100 مطرح است. بیودیزل B100 مبتنی بر نخل به عنوان یک جایگزین استراتژیک برای امنیت انرژی ملی در حال بحث است و شرکت Felda قصد دارد آن را در شهرک‌های سراسر کشور، ابتدا در نزدیکی سایت‌های کارخانه‌های FGV برای خودروها و ماشین‌آلات کشاورزی معرفی کند.

گزارش‌های مرتبط با MPOB همچنین می‌گویند که یک طرح آزمایشی برای خودروهای سواری با سوخت B100 پیش از این به مدت 15 ماه و در مسافت بیش از 50,000 کیلومتر اجرا شده است که به دنبال آزمایش‌های قبلی کامیون‌های تانکردار بوده است. این هنوز در قلمرو طرح‌های آزمایشی است، نه یک واقعیت تجاری در سطح کشور. اما نشان می‌دهد که مالزی در حال آزمایش مرزهای بیرونی کاری است که سوخت مبتنی بر نخل می‌تواند در اکوسیستم‌های عملیاتی کنترل شده‌ی خودش انجام دهد.

بنابراین بیودیزل را نباید نه به عنوان یک درمان معجزه‌آسا و نه به عنوان یک مزاحمت سیاستی دید. بهتر است آن را به عنوان یک گزینه استراتژیک درک کرد که کاربردش زمانی که قیمت نفت خام بالا می‌رود و سوخت وارداتی کمتر مطلوب به نظر می‌رسد، افزایش می‌یابد؛ اما گسترش آن همچنان باید تابع زیرساخت، اقتصاد و زمان‌بندی باشد. می‌توان گفت خوشه‌ی میوه اکنون یک پا در آشپزخانه و پای دیگر در باک سوخت دارد.

در واقع، اگر قرار است این محصول در سال‌های آینده به طور متقاعدکننده‌تری هم به سفره و هم به باک سوخت خدمت کند، مرز عاقلانه‌تر، گسترش به مناطق با ارزش حفاظتی بالا نیست، بلکه تشدید بهره‌وری در زمین‌هایی است که از قبل کاشته شده‌اند. فرصت واقعی نه در فشار آوردن به مرزها به سمت بیرون، بلکه در تولید بیشتر از هکتارهای موجود در حالی است که چشم‌اندازهای حساس به شدت دور از دسترس باقی بمانند.به عبارت دیگر، چالش دیگر صرفاً کشت بیشتر نخل روغنی نیست، بلکه تفکر هوشمندانه‌تر در مورد چگونگی تناسب نخل روغنی با امنیت غذایی، امنیت انرژی، درآمدهای صادراتی و نظارت بر محیط زیست به طور همزمان است.پس این ما را به کجا می‌رساند؟ به نقطه‌ای که به طرز شگفت‌آوری آشناست: نیاز به متصل کردن نقاط به یکدیگر، به جای تحسین جداگانه‌ی هر یک از آن‌ها.

نوشته‌ی جوزف تک چون یی[1] رئیس سابق انجمن مالکان مزارع مالزی و مدیرعامل پیشین انجمن روغن نخل مالزی

[1] Joseph Tek Choon Yee

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است

امتیاز شما