جایگزین ناپذیری هلیوم منطقه برای اروپا و افزایش آسیب پذیری اقتصادی قاره سبز
صرف نظر از اینکه بحران تنگه هرمز پایان یابد، مطالب زیادی در مورد اروپا و استقلال استراتژیک وجود دارد که به خصوص در مورد سرعت ایجاد این استقلال و تفاوت بین سیاست و عمل باید آموخت. کمبود هلیوم که اکنون در معرض خطر ظهور است، نمونهای قابل توجهی میباشد.
اول و مهمتر از همه: جهان حول هلیوم نمیچرخد، بلکه هنوز حول نفت میچرخد. در نتیجه کشورها ذخایر استراتژیک آن را ایجاد کردهاند که اکنون از آنها بهرهبرداری میشود. گاز طبیعی مایع (LNG) و کودها، دو محصول اساسی دیگر که عرضه آنها مختل شده نیز برای جامعه و اقتصاد بسیار مهمتر از هلیوم هستند. اما هلیوم گویای این موضوع است زیرا تنش فعلی پیرامون آن کاملاً قابل پیشبینی بوده و پیشگیری از آن هم نسبتاً ساده بوده است.
هلیوم، محصول جانبی استخراج گاز طبیعی، کمترین نقطه جوش را در بین تمام عناصر روی زمین، حدود -269 درجه سانتیگراد، دارد. این بدان معناست که هلیوم مایع برای خنک کردن در آهنرباهای اسکنرهای MRI، شتابدهندههای ذرات یا حسگرهای مادون قرمز در ماهوارهها بسیار مناسب است. هلیوم برای تحت فشار نگه داشتن مخازن سوخت موشک استفاده میشود. هلیوم در حالت گازی، فرآیند حکاکی مورد استفاده در ساخت میکروچیپها را خنک میکند. بنابراین، کاربردهای مهم آن جدا از بادکنکهای مهمانی میباشد.
در دوم مارس، پهپادهای ایرانی برای اولین بار به تأسیسات گازی قطر حمله کردند و استخراج گاز طبیعی و هلیوم را متوقف کردند. این امر منجر به از دست رفتن 30 تا 35 درصد از تولید هلیوم جهانی در یک لحظه شد. علاوه بر این، به دلیل مسدود شدن تنگه هرمز، کانتینرهای هلیوم که از قبل موجود بودند دیگر نمیتوانستند وارد اقیانوسهای جهان شوند. مسدود ماندن عبور هلیوم از تنگه هرمز به سمت اروپا میتواند به اروپا ضربه سختی وارد کند زیرا حدود 40 درصد از هلیوم خود را از قطر تأمین میکند. تنها چهار کشور اصلی تولیدکننده هلیوم در دنیا شامل علاوه بر قطر، ایالات متحده، الجزایر و روسیه وجود دارند و هیچ یک از این سه کشور نمیتوانند جایگزین قطر شوند.
بر اساس گزارش مرکز مواد و تابآوری (CMR)، وابسته به دانشگاه فنی دلفت، تولید هلیوم در الجزایر به دلیل انتقال گاز طبیعی بیشتر از طریق خطوط لوله به اروپا در حال کاهش است. هلیوم در طول مایعسازی گاز طبیعی استخراج میشود اما این مرحله در طول انتقال از طریق لولهها حذف میشود. ایالات متحده هم مهمترین کشور تولیدکننده هلیوم است که ۴۵ درصد از تولید جهانی را به خود اختصاص داده است اما در درجه اول به صنعت خود هلیوم میفروشد. هلیوم روسیه هم به دلیل تحریمها برای خریداران اروپایی ممنوع است.
به این موارد، این واقعیت را نیز اضافه کنید که ایران مدتهاست تهدید به بستن تنگه هرمز میکند و واضح است که این موضوع مربوط به ریسک تأمین است که سالهاست به وضوح تعریف شده است. CMR خاطرنشان میکند که این ریسک در گذشته نیز منجر به کمبود شده است. از سال ۲۰۰۵، مشکلات تأمین در مقیاس جهانی چهار بار پیش آمده است. با وجود تعداد بسیار کم تأمینکنندگان، تعمیر و نگهداری یا یک مشکل فنی در یک نصب واحد میتواند به سرعت تأثیر عمدهای داشته باشد. بنابراین، هوشمندانه است که دستگاههایی را توسعه دهیم که به هلیوم کمتری نیاز داشته باشند، همانطور که در حال حاضر در مورد برخی از اسکنرهای MRI نیز همینطور است.
کمیسیون اروپا هلیوم را در فهرست ۳۴ ماده اولیه حیاتی خود قرار داده است. این بدان معناست که هلیوم برای اقتصاد مهم است و به راحتی کمیاب میشود. در این گروه، هلیوم حتی به عنوان یک ماده خام استراتژیک طبقهبندی میشود، به این معنی که برای بخشهای دیجیتالسازی، انرژی سبز، هوافضا یا فناوری دفاعی مهم است.
ساخت ذخایر استراتژیک هلیوم
برای کاهش آسیبپذیری، قانون مواد اولیه حیاتی از سال ۲۰۲۴ در اروپا لازمالاجرا شده است. تا سال ۲۰۳۰ تقریباً ۱۰ درصد از هر ماده اولیه حیاتی مورد استفاده اتحادیه اروپا باید از اروپا تأمین شود. علاوه بر این ۲۵ درصد از آنچه صنعت اروپا استفاده میکند باید از بازیافت اروپایی حاصل شود. با این حال، این اهداف هیچ راهحلی برای شرایط حادی مانند جنگ فعلی ارائه نمیدهند.
ذخایر استراتژیک میتوانند این کار را انجام دهند اما تاکنون، در سطح ملی یا اروپایی محقق نشدهاند. اگر ذخایری برای هلیوم وجود داشته باشد، فقط در سطح عمدهفروشان یا کاربران نهایی است. مضافاً اینکه ذخایر استراتژیک گران هستند: شما چیزی را میخرید تا آن را در قفسه بگذارید و سازماندهی آنها دشوار است. چه کسی حق دارد آنها را مطالبه کند، تحت چه شرایطی، چه کسی این ذخایر را مدیریت میکند و چه کسی چقدر کمک میکند؟ شرکتها و دولت چه انتظاری میتوانند از یکدیگر داشته باشند؟
یک سوال مهم نیز این است: این ذخایر واقعاً باید از چه چیزی تشکیل شده باشند؟ بنجامین اسپرچر، بومشناس صنعتی در دلفت و یکی از نویسندگان گزارش CMR، میگوید برای برخی از مواد، این یک بدهبستان بسیار پیچیده است در حالی که برای برخی دیگر، یک بدهبستان ساده است. به عنوان مثال، اغلب در مورد ذخایر آهنرباهای نئودیمیوم صحبت میشود. این آهنرباها در فناوریهای متعددی، از رایانهها گرفته تا اتومبیلهای برقی، استفاده میشوند. اما انواع و اشکال بسیار متنوعی وجود دارد. پس کدام یک را در انبار نگه میدارید؟ آنهایی که برای جاروبرقیهای Miele هستند یا آنهایی که برای جاروبرقیهای Siemens هستند؟. او میگوید که این کار میتواند با استانداردسازی این آهنرباها سادهتر شود. ما میتوانیم توافق کنیم که فقط از پنج آهنربای مختلف برای جاروبرقیها استفاده کنیم. سپس میتوانید آنها را در انبار نگه دارید. اسپرچر میگوید، به ویژه هلیوم از این نظر بسیار سرراست است زیرا هلیوم به سادگی با سایر هلیومها قابل تعویض است. برای بسیاری از مواد، سازماندهی یک ذخیره استراتژیک موثر دشوار است، اما برای هلیوم، در واقع کاملاً امکانپذیر است. تاکنون، ظاهراً فوریت این موضوع به اندازه کافی احساس نشده است.
سالها بهبودی
رفع کمبود هلیوم در بین کاربران نهایی حداقل تا چند هفته دیگر فراهم نخواهد شد زیرا حمل و نقل دریایی از قطر حتی در شرایط عادی نیز هفتهها طول میکشد. بنابراین، تا آن زمان، وسوسهانگیز است که فکر کنیم اوضاع رو به راه خواهد شد. اما حتی اگر همه کشتیها بتوانند از فردا بدون مانع از تنگه هرمز عبور کنند، بخشی از تولید معمول - از ۲ مارس - به بازار نرسیده است. شرکت دولتی قطرانرژی میگوید تعمیر تأسیسات گازی سالها طول خواهد کشید به این معنی که قطر فعلاً قادر خواهد بود ۱۴ درصد هلیوم کمتری عرضه کند. بنابراین، قراردادهای جدید هلیوم گرانتر خواهند شد تا حدی به این دلیل که کاربران شوکه شده ناگهان میخواهند موجودی بیشتری ایجاد کنند. با این حال، این فشار قیمت در واقع ذخیره سازی را کمتر جذاب میکند. بنابراین، این سوال که آیا این بحران منجر به تغییر واقعی خواهد شد یا خیر، فعلاً بیپاسخ خواهد ماند.
منبع:
https://www.nrc.nl/nieuws/2026/03/30/helium-is-voor-europa-al-jaren-een-duidelijk-risico-a4923832