معاونت دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران

۱۴۰۵/۰۲/۰۸- ۰۸:۰۰

وابستگی‌های تجاری و کشتیرانی سناریوهای اختلال برای تنگه هرمز

تنگه هرمز به عنوان شریان حیاتی صادرات نفت و گاز از خلیج فارس عمل می‌کند و روزانه تقریباً ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت را هدایت می‌کند. متعاقب حملات اسرائیل و آمریکا به خاورمیانه در اواخر فوریه 2026، در پاسخ، پهپادها و موشک‌های بالستیک به سمت اسرائیل و پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه پرتاب و تردد محموله‌های جهانی در تنگه هرمز را با اختلال مواجه گردید. در حالی که شدت این اختلال در عرضه جهانی نفت و گاز غیرقابل انکار است، پیامدهای اقتصادی گسترده‌تر، به ویژه در مورد جریان سایر کالاها مانند کودها و مواد صنعتی، مطرح شده است.

این تحلیل بر پنج کشور تمرکز دارد که صادرات دریایی آنها نیازمند عبور از تنگه هرمز است: ایران، امارات، قطر، کویت و بحرین. از آنجا که عربستان و عمان به طور کامل به تنگه هرمز وابسته نیستند و می‌توانند حداقل تا حدی را با مسیرهای جایگزین جبران کنند، از این بررسی مستثنی شده اند. عراق نیز به دلیل دسترسی به خط لوله کرکوک-جیحان از طریق ترکیه حذف شده است. تخمین‌ها محافظه‌کارانه هستند و فقط بر کشورهایی تمرکز دارند که کاملاً به تنگه وابسته‌اند.

  • وابستگی‌ تجارت جهانی


مقیاس تجارت جریان‌یافته کشورهای خلیج فارس از طریق تنگه هرمز بسیار قابل توجه است. با استفاده از پایگاه‌ های داده تجارت بین‌المللی، همه دوجزئی‌های کشور-محصول شناسایی شدند که یکی از پنج صادرکننده اصلی، تأمین‌کننده اصلی است و ارزش تجارت بیش از ۵ میلیون دلار در هر جفت باشد. واردات جهانی از کشورهای خلیج فارس وابسته به هرمز (ایران، امارات، قطر، کویت، بحرین) حدود ۶۷۰ میلیارد دلار در سال بر اساس داده‌های تجارت ۲۰۲۲-۲۰۲۳ است. این جریان قابل توجه شامل طیف متنوعی از محصولات، از نفت خام و گاز طبیعی تا طلا، الماس، مواد ساختمانی و کالاهای کشاورزی می‌شود.

  • الگوهای منطقه‌ای

توزیع جغرافیایی واردات از خلیج فارس الگوهای واضح تمرکز را نشان می‌دهد. آسیا بزرگ‌ترین منطقه مقصد است و اقتصادهای عمده حجم واردات سالانه قابل توجهی دارند: چین با ۹۷ میلیارد دلار در سال پیشتاز است، پس از آن هند با ۷۴، ژاپن با ۶۳، کره جنوبی با ۳۰ و تایلند با ۲۲ میلیارد دلار در رده‌های بعدی هستند. این اقتصادها زنجیره‌های تأمین گسترده‌ای حول واردات انرژی و مواد از خلیج فارس ایجاد کرده اند و در برابر هر اختلال مداوم آسیب‌پذیر هستند. خود خاورمیانه نیز مقصد قابل توجهی است؛ بازرگانی درون‌منطقه‌ای نشان می دهد که امارات و قطر تأمین‌کننده کشورهای همسایه هستند. عراق ۳۰ میلیارد دلار در سال، عربستان ۲۱، عمان ۱۵ و پاکستان ۱۶ میلیارد دلار واردات دارد، به ویژه محصولات نفتی، گاز طبیعی مایع‌شده و مواد ساختمانی. واردات اتحادیه اروپا از صادرکنندگان خلیج فارس حدود ۴۷ میلیارد دلار در سال (میانگین 2023-2022) است. ایتالیا با ۹.۸ میلیارد دلار در سال پیشتاز است که عمدتاً گاز طبیعی مایع‌شده و پروپان از قطر است. بلژیک و فرانسه هر کدام حدود ۸ میلیارد دلار، آلمان و هلند هر کدام ۵-۶ میلیارد دلار، و بریتانیا حدود ۱۳ میلیارد دلار واردات دارند.

  • ترکیب محصول

در بخش ترکیب محصولات صادراتی کشورهای خلیج فارس، کالاهای انرژی به‌طور آشکار غالب هستند. نفت خام، محصولات نفتی پالایش‌شده و گاز طبیعی مایع‌ بخش عمده ارزش تجارت این منطقه را تشکیل می‌دهند. قطر بزرگ‌ترین صادرکننده گاز طبیعی مایع‌شده در جهان است و بازارهای اصلی آسیا شامل چین، ژاپن، کره جنوبی و هند را تأمین می‌کند. همچنین ایتالیا، بلژیک، بریتانیا و فرانسه نیز واردکنندگان مهم گاز طبیعی مایع‌ اروپایی از قطر هستند. امارات و ایران عمدتاً نفت خام و محصولات پالایش‌شده خود را به مقاصد آسیایی صادر می‌کنند.

علاوه بر انرژی، امارات به‌عنوان یکی از مراکز مهم تجارت طلا و الماس جهان شناخته می‌شود و حجم قابل توجهی از این کالاها را به هند، هنگ‌کنگ، سوئیس و بلژیک مجدداً صادر می‌کند. پروپان و بوتان نیز برای مصارف صنعتی و گرمایشی در اروپا و آسیا کاربرد گسترده‌ای دارند.

کشورهای منطقه همچنین صادرکننده گازهای صنعتی (به‌ویژه قطر)، محصولات آلومینیوم (بحرین و امارات)، مواد ساختمانی و فولاد (عمدتاً ایران به کشورهای همسایه) و محصولات کشاورزی مانند پسته، خرما و زعفران ایرانی به بازارهای اروپا و آسیا هستند.

  • تحلیل خاص محصول
  • محصولات انرژی

محصولات انرژی بزرگ‌ترین و مهم‌ترین دسته استراتژیک تجارت از طریق هرمز هستند و اکثریت ۶۷۰ میلیارد دلار صادرات سالانه خلیج فارس را تشکیل می‌دهند. گاز طبیعی مایع‌شده شایسته توجه خاص است: قطر بزرگ‌ترین صادرکننده گاز طبیعی مایع‌ جهان است و تقریباً همه صادرات قطری از هرمز عبور می‌کند. مقاصد آسیایی شامل چین، ژاپن، کره جنوبی، هند، تایلند و سنگاپور هستند. برای اروپا، موقعیت ایتالیا قابل توجه است: واردات ایتالیا از قطر ۱۱.۵ میلیارد دلار در سال (میانگین ۲۰۲۲-۲۰۲۳) است که عمده آن گاز طبیعی مایع‌شده با ۴.۴ میلیارد دلار و پروپان با ۳.۲ میلیارد دلار است. بلژیک ۵.۸ میلیارد دلار گاز طبیعی مایع‌ و بریتانیا ۵.۹ میلیارد دلار محصولات گازی قطری وارد می‌کند.

چالش اساسی محصولات انرژی غیرقابل جایگزینی آنها در کوتاه‌مدت است. ذخایر استراتژیک می‌توانند شوک‌های کوتاه‌مدت را پوشش بدهند (معمولاً ۹۰-۱۸۰ روز برای اعضای آژانس بین‌المللی انرژی)، اما اختلالات طولانی نیاز به برداشت ذخایر با نرخ ناپایدار یا فعال‌سازی اقدامات کاهش تقاضای اضطراری دارد.

  • کودها و اوره

منطقه همچنین صادرکننده اصلی کودها است که نگرانی‌ها و بحث‌هایی در مورد کمبود احتمالی غذا ایجاد می‌کند. به طور متوسط از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۳، ۳۱ درصد از تمام صادرات جهانی اوره از کشورهای خلیج فارس سرچشمه گرفته بود (عمان حدود ۱0 درصد، قطر ۸، عربستان ۶ و ایران ۴ درصد). عربستان همچنین یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان دی‌آمونیم فسفات و مونوآمونیم فسفات است و به ترتیب حدود ۲۰ و ۱۰ درصد، صادرات جهانی را تأمین می‌کند. کشورهای عربی خلیج فارس و ایران، صادرکنندگان مهم مواد پایه این کودها، از جمله آمونیاک هستند. عربستان حدود ۱۶ درصد صادرات جهانی، قطر و عمان حدود ۳، و بحرین و ایران هر کدام حدود ۲ درصد را تأمین می‌کنند.

در مجموع، 5 کشور خلیج فارس وابسته به تنگه هرمز، حدود ۱۳.۵ میلیارد دلار کود (عمدتاً اوره و سایر کودهای شیمیایی) به ۴۳ کشور مختلف در جهان صادر می‌کنند. البته کودها معمولاً چند ماه قبل از کاربرد کشاورزی خریداری می‌شوند و اختلال آغازشده در اواخر فوریه ۲۰۲۶، فصل کاشت آینده را تحت تأثیر قرار می‌دهد، نه فصل کاشت بهاری فعلی.

سابقه تاریخی از بحران روسیه-اوکراین بینش‌های اضافی ارائه می‌دهد. در سال ۲۰۲۲، قیمت کودها به طور قابل توجهی افزایش یافت اما اثرات محدودی بر بازده محصول مشاهده شد. کشاورزان ممکن است نرخ کاربرد کود را در پاسخ به قیمت‌های بالاتر کاهش دهند که حاشیه سود را تحت تأثیر قرار می‌دهد نه تولید کل. آمریکا و برزیل با بیش از ۵.۳ میلیارد دلار، بزرگ‌ترین واردکنندگان کود از کشورهای خلیج فارس وابسته به هرمز هستند. برای اروپا، میزان وابستگی حداقل است و هیچ کشور اتحادیه اروپا بیش از نیم درصد واردات کود خود را از این منابع دریافت نمی‌کند.

  • محصولات آهن و فولاد

محصولات آهن و فولاد در دسته محصولات متوسط‌ریسک قرار می‌گیرند. محصولات آهن و فولاد منطقه به ۹۳ کشور در سراسر جهان صادر می‌شود. اگرچه حجم این تجارت قابل توجه است، اما اکثر کشورها به تأمین‌کنندگان جایگزین دسترسی دارند و به همین دلیل احتمال بروز اختلالات شدید و طولانی‌مدت در عرضه بسیار محدود است.

با وجود این پراکندگی، واردات این محصولات تمرکز منطقه‌ای بالایی دارد که نشان‌دهنده رونق ساخت‌وساز و پروژه‌های عمرانی در این منطقه است. عراق، عربستان، عمان و امارات حجم قابل توجهی از فولاد ساختمانی، میلگرد و محصولات فولادی نیمه‌تمام وارد می‌کنند. مقاصد آسیایی عمده نیز شامل هند، اندونزی و تایلند هستند.

ترکیب محصولات شامل مواد خام (مانند سنگ آهن و قراضه) تا کالاهای تمام‌شده (میلگرد و سازه‌های فولادی) است. ایران عمدتاً میلگردهای ساختمانی، میله‌های تقویت‌کننده و محصولات فولادی نیمه‌تمام را به کشورهای همسایه صادر می‌کند. امارات نیز محصولات فولادی و قراضه آهنی را به صورت مجدد صادر می‌نماید. برخی کشورها وابستگی بسیار بالایی به این واردات دارند. ترکمنستان، پاکستان، ارمنستان و تاجیکستان تقریباً کاملاً به میلگردهای فولادی ساختمانی ایرانی برای برخی دسته‌های خاص محصول وابسته هستند. عراق نیز به طور قابل توجهی به فولاد ایرانی برای بازسازی پس از جنگ تکیه دارد. این کشورهای محصور در خشکی (آسیای مرکزی) در کوتاه‌مدت گزینه‌های جایگزین کمتری نسبت به کشورهای ساحلی دارند.

در مجموع، برای اکثر کشورها تأثیر اصلی اختلال در تنگه هرمز، تأخیر در اجرای پروژه‌های ساختمانی خواهد بود، نه بحران واقعی کمبود عرضه.

  • گازهای تخصصی برای تولید نیمه‌هادی

دسته استراتژیک مهمی‌ که اغلب در تحلیل‌های تجارت گسترده نادیده گرفته می‌شود، گازهای تخصصی مورد استفاده در تولید نیمه‌هادی‌ها، به ویژه نئون، هلیوم، آرگون، کریپتون و زنون است. این گازهای نادر ورودی‌های ضروری برای لیتوگرافی، حکاکی و سایر فرآیندهای حیاتی در ساخت تراشه هستند. تجارت سالانه از کشورهای خلیج فارس در این دسته حدود ۳ میلیارد دلار در ۲۶ کشور واردکننده (میانگین 2023-2022) است. قطر با حدود ۹۸ درصد، مهمترین صادرکننده گازهای تخصصی خلیج فارس است. توزیع جغرافیایی واردات چشم‌انداز تولید نیمه‌هادی جهانی را نشان می‌دهد. کشورهای عمده تولیدکننده نیمه‌هادی واردات سالانه از قطر دارند: چین (صدها میلیون دلار سالانه)، سنگاپور، تایوان، کره جنوبی، آمریکا، آلمان و ژاپن. با وجود سلطه قطر، احتمال ریسک کلی پایین است. همه کشورهای عمده واردکننده گزینه‌های تأمین متنوع فراتر از خلیج فارس دارند. اختلال در تنگه، هرمز فشار قیمت و چالش‌های تخصیص کوتاه‌مدت ایجاد می‌کند، اما وجود تأمین‌کنندگان جایگزین جهانی همراه با عمل صنعت برای حفظ موجودی‌های استراتژیک برای ورودی‌های حیاتی، تاب‌آوری در برابر هر چیز غیر از اختلال طولانی را نشان می‌دهد.

  • تحلیل اختلال حمل‌ونقل
  • شبیه‌سازی مبتنی بر عامل (مدل TIDES)

برای درک اینکه چگونه بسته شدن هرمز بر حمل‌ونقل جهانی تأثیر می‌گذارد، از مدل TIDES (شبیه‌سازی رویداد گسسته مبتنی بر مسیر)، یک مدل حمل‌ونقل دریایی مبتنی بر عامل استفاده شد. این مدل ۱۰ هزار نفت‌کش را شبیه‌سازی می‌کند که هرکدام هویت ثابت و تاریخچه سفر از داده‌های سیستم شناسایی خودکار از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ دارند و شبکه‌ای از 1315 بندر متصل به خطوط دریایی جهانی را پیمایش می‌کنند. این رویکرد دینامیک‌هایی را ثبت می‌کند که آمار تجارت ساده نمی‌تواند آشکار کند: چگونه تأخیرها از طریق برنامه‌های به‌هم‌پیوسته منتشر می‌شوند، چگونه ازدحام بندر با صف کشتی‌ها توسعه می‌یابد و چگونه اثرات زنجیره‌ای شبکه‌ای اثرات را فراتر از مسیرهای مستقیم تحت تأثیر قرار می‌دهد.

  • نتایج سناریوها

این مدل، سه سناریوی بسته شدن ۱۴، ۲۸ و ۵۶ روزه را بررسی کرد. معیار اصلی تأخیر تحویل به دلیل روزهای از دست رفته حمل‌ونقل است. برای چین، حدود نیم روز حمل‌ونقل از دست رفته، در بسته شدن ۱۴ روزه، افزایش به ۱.۷ روز برای ۲۸ روزه و ۴.۳ روز برای ۵۶ روزه را نشان می‌دهد. برای آسیای شرقی به طور گسترده (ژاپن، کره و تایوان) تخمین‌ها کمی‌پایین‌تر است. اتحادیه اروپا و بریتانیا با هم کمترین میزان وابستگی را با ۰٫۷، ۱ و ۲.۲ روز در سه سناریو نشان می‌دهند.

این تخمین‌های مرکزی، محتمل‌ترین نتایج را نشان می‌دهند، اما بازه‌های اطمینان قابل توجه هستند. برای سناریوی ۵۶ روزه چین، محدوده از ۱.۳ تا ۹.۵ روز از دست رفته متغیر است. این محدوده وسیع، عدم قطعیت واقعی در تحلیل سناریو را نشان می‌دهد. این مدل نشان می‌دهد که اختلال رخ خواهد داد، اما بزرگی دقیق آن به عوامل زیادی بستگی دارد که در حال حاضر نمی‌توان به طور دقیق پیش‌بینی کرد.

  • شکست‌های زنجیره‌ای

یافته مهم از مقایسه سناریوها این است که تأثیر به صورت خطی با مدت افزایش نمی‌یابد. بسته شدن ۵۶ روزه منجر به بیش از دو برابر اختلال حمل‌ونقل نسبت به ۲۸ روزه می‌شود. این مقیاس نامتناسب بینش حیاتی را آشکار می‌کند: شبکه حمل‌ونقل نقطه بحرانی دارد. وقتی اختلال فراتر از حدود چهار هفته ادامه یابد، شکست‌های زنجیره‌ای انباشته می‌شود. ضرب الاجل های از دست رفته، انباشت برنامه برای بنادر ایجاد می‌کنند که با گذشت زمان افزایش می‌یابد. ازدحام در بنادر با ورود همزمان کشتی‌های تأخیری توسعه می‌یابد. تأثیر عملی قابل توجه است: اختلال کوتاه زیر دو هفته تأثیر تجمعی محدودی دارد، اختلال متوسط یک ماهه اثرات قابل توجه اما قابل مدیریت ایجاد می‌کند، اما اختلال طولانی دو ماه یا بیشتر عواقب به طور نامتناسب شدید ایجاد می‌کند.

 

  • محدودیت‌ها

این تخمین‌ها را باید به صورت محافظه‌کارانه و بدبینانه تفسیر کنیم، چون مدل شبیه‌سازی برخی رفتارهای واقعی و هوشمندانه‌ای را که در دنیای واقعی اتفاق می‌افتد، در نظر نگرفته است. مدل فرض کرده که ناوگان کشتی‌ها ثابت می‌ماند، هیچ کشتی اضافی اجاره نمی‌شود، هیچ جابه‌جایی یا تغییر مسیری رخ نمی‌دهد و صادرکنندگان جایگزین هم هیچ پاسخی نمی‌دهند.  در دنیای واقعی اما، اپراتورها سریع واکنش نشان می‌دهند: به تأمین‌کنندگان جایگزین روی می‌آورند، کشتی‌ها را به مسیر دور آفریقا هدایت می‌کنند (که دو تا سه هفته به زمان سفر اضافه می‌کند) و در صورت نیاز کشتی‌های اضافی اجاره می‌کنند. این رفتارهای تطبیقی، تأثیر واقعی اختلال را نسبت به تخمین‌های مدل کاهش می‌دهد، ولی همزمان باعث افزایش قیمت‌ها نیز می‌شود.

به همین دلیل، مدل فقط سناریوی پایه اختلال (بدون هیچ تطبیقی) را نشان می‌دهد و سناریوی کامل تطبیق واقعی را پوشش نمی‌دهد.

  • اتحادیه اروپا و بریتانیا: ارزیابی کشور به کشور
  • واردکنندگان عمده اروپایی

کشور

کل واردات سالانه از منطقه (میلیارد دلار)

جزئیات اصلی واردات

آمار تخمینی سال ۲۰۲۵

توضیحات

بریتانیا

12.9

قطر: 5.9 گاز طبیعی مایع و ‌پروپان

امارات: 3.8 (عمدتاً طلا و الماس)

کویت: 2.9 (محصولات نفتی)

6.5 تا 8.5

کاهش قابل توجه واردات از قطر و افزایش واردات از آمریکا

ایتالیا

9.8

قطر: گاز طبیعی مایع 4.4 و پروپان ۳.۲

9 تا 10

نسبتاً پایدار

بلژیک

8.2

گاز طبیعی مایع قطر: 5.8

7.5 تا 8.5

نسبتاً پایدار

فرانسه

8.1

تنوع متوسط (توزیع نسبتاً متعادل بین قطر، امارات و کویت)

7 تا 8

نسبتاً پایدار

آلمان

5.7

تنوع قابل توجه (عمدتاً امارات: 4.2)

5 تا 6

نسبتاً پایدار

هلند

5.5

قطر: 2.8 گاز مایع و پتروشیمی

امارات: 1.7

-

-

اسپانیا

3.5

قطر و امارات هر کدام 1.3

-

-

لهستان

1.4

قطر 0.6 و امارات 0.5

-

-

سایرکشورهای اروپایی

کمتر از 1

-

-

-

  • اتریش

اتریش میزان وابستگی مستقیم حدود 300 میلیون دلار در سال (میانگین ۲۰۲۲-۲۰۲۳) را نشان می‌دهد. امارات با 200 میلیون دلار (عمدتاً تجهیزات صنعتی و ماشین‌آلات) مهمترین طرف است. اتریش هیچ وابستگی حیاتی بر واردات خلیج فارس ندارد. کانال اقتصادی اصلی برای تأثیر غیرمستقیم، از طریق انتقال قیمت انرژی از طریق بازارهای اروپایی یکپارچه است. اتریش اکثریت قریب به اتفاق گاز طبیعی خود را از طریق خط لوله از روسیه، نروژ و تولید داخلی وارد می‌کند و هیچ واردات مستقیم گاز طبیعی مایع‌شده از کشورهای خلیج فارس ندارد.

  • ارزیابی خلاصه اتحادیه اروپا

اتحادیه اروپا توزیع میزان وابستگی بسیار ناهموار در میان کشورهای عضو نشان می‌دهد. واردات سالانه از کشورهای خلیج فارس ۴۷ میلیارد دلار (میانگین 2023-2022) است که پنج کشور برتر ۳۷ میلیارد دلار یا ۷۹ درصد کل اتحادیه را تشکیل می‌دهند. اکثریت کشورهای عضو میزان وابستگی سالانه کمتر از ۱ میلیارد دلار دارند. تصویر کلی اتحادیه اروپا آسیب‌پذیری متمرکز در کشورهای خاص (ایتالیا، بریتانیا، بلژیک) برای محصولات خاص (گاز طبیعی مایع قطری) را ارائه می‌کند، در حالی که اتحادیه گسترده‌تر نسبتاً از اختلال تجارت مستقیم مصون است.

  • جمع‌بندی یافته‌ها

تحلیل ترکیبی نشان می‌دهد که مدت اختلال متغیر حیاتی تعیین‌کننده تأثیر اقتصادی است. برای محصولات انرژی، تأثیر بدون توجه به مدت قابل توجه خواهد بود زیرا این کالاها در کوتاه‌مدت به راحتی جایگزین نمی‌شوند. برای کودها، فصل فعلی کاشت (۲۰۲۶) از طریق خرید پیش پرداختی، تضمین شده است. برای آهن و فولاد، اکثر کشورها گزینه‌های جایگزین دارند. گازهای تخصصی برای تولید نیمه‌هادی (نئون، هلیوم و غیره) حدود ۳ میلیارد دلار سالانه با قطر که ۹۸ درصد صادرات خلیج فارس را تأمین می‌کند. الگوی سازگار در همه دسته‌های محصول ظاهر می‌شود: عدم قطعیت ابتدا از طریق افزایش قیمت منتقل می‌شود نه کمبود فیزیکی فوری.

این تحلیل چند پیامد برای تصمیم‌گیرندگان در اروپا پیش بینی می‌کند: اول: اختلالات بسیار کوتاه‌مدت تأثیر بلندمدت محدودی دارند؛ بنابراین حل سریع مسئله حیاتی است. نتایج نشان می‌دهد که بسته شدن تنگه هرمز به مدت چند هفته را می‌توان با عملکرد سیستم جهانی حمل‌ونقل جبران کرد و پیامدهای اقتصادی آن را به حداقل رساند. دوم: با توجه به اینکه شدت تأثیرات با افزایش مدت اختلال به صورت نامتناسب بالا می‌رود برنامه‌ریزی برای سناریوهای طولانی‌مدت (حتی با احتمال وقوع کم)، ضروری است. سوم: ارتباطات شفاف بسیار مهم است. تجربه بحران روسیه و اوکراین نشان داد که بازارها معمولاً خود را با اختلالات عرضه تطبیق می‌دهند، اما خرید وحشت‌زده و احتکار کالا می‌تواند اثرات را به شدت تشدید کند. اطلاع‌رسانی شفاف و به‌موقع از سوی مقامات می‌تواند از ایجاد آشفتگی غیرضروری در بازارها جلوگیری کند.

متن دیدگاه
نظرات کاربران
تاکنون نظری ثبت نشده است

امتیاز شما